جلسه آموزش تخصصی تلاوت استاد سید محسن موسوی بلده

تلاوت اول آیات 160 تا 175 سوره شعراء

*همان طور که می دانیم حرف “سین” را نباید به گونه ای تلفظ کرد که صدای سوت بدهد و نباید سفیرش زیاد باشد.

در کلمه” آلذُکرانِ” آیه 165 صدای “ذ” را نباید از آن گرفت زیرا صدای جهر آن کم می شود و موجب آسیب تجویدی در صفت جهر آن  می گردد.

از بین حروف عربی 18 حرف دارای صفت جهر هستند و 10 حرف صفت همس دارند. همس یعنی عدم ارتعاش تارهای صوتی و جهر یعنی ایجاد ارتعاش تارهای صوتی.

* گوش انسان صوت را از فرکانس 16 تا 20000 می شنود اگر صوت پایین تر از 16 فرکانس باشد مادون صوت واگر بالاتر از آن باشد ماوراء صوت میباشد.

یادآوری: حروف همس مانند صدای در گوشی تلفظ می شوند اگر حرف “س” جهر بگیرد و در تلفظ آن تارهای صوتی ارتعاش پیدا کنندبه صدای حرف”ذ” تبدیل می شود.

*در حروف همس تارهای صوتی فقط به هم نزدیک می شوند ولی نمی لرزند و نزدیکی تارها باعث سایش هوا می شود.

مثلا در حرف “ف” تارهای صوتی به هم نزدیک هستند ولی لرزشی ایجاد نمی کندچون این حرف دارای صفت همس است ولی در حروفی که صفت جهر دارند تارهای صوتی خیلی به هم نزدیک می شوند و لرزش ایجاد می کنند به حروف همس اخفات هم می گویند.

سئوال:همان طور که می دانیم نماز ظهر به حالت همس باید خوانده شود پس حروف جهر در هنگام قرائت نماز ظهر و عصر چگونه خوانده می شوند؟

— جواب:نماز  ظهر حالت همس و اخفاء دارد ،در هنگام نماز ظهرو عصر نجوا می کنیم و باید بین حروف همس وجهر فرق بگذاریم مثلا در کلمه”اِهدِنَا الصِّراطَ” بین دو حرف “د” و”ط” تفاوت ایجاد می کنیم و این تفاوت را با کمتر کردن فشار خروجی هوا در حروف مجهوره نشان می دهیم.

*نباید به حروف همس جهر داده شود و بالعکس حروف مجهوره نباید با صفت همس تلفظ گردند.

*صفت قلقله نیز حاصل جهر و شدت است مثل کلمات”مُحیط” و “بِالحِّقِ”

در ادامه باید توجه داشته باشیم که در کلمه “الذُکران” حرف “ذ” نباید شدت داشته باشد زیرا صفت رخوت دارد و همچنین باید جهر آن بیاید،اگر جهر آن را بگیریم تبدیل به همس می شود و شبیه حرف”ث” می گردد. اگر 50درصد جهر آن را بگیریم باز هم آسیب در صفت جهر است و این امر اشتباه است.

* سئوال:  یکی از قرآن آموزان: آیا در حالت” نجوا” صفات حروف آسیب می بینند؟

— جواب:در حالت نجوا جهر کم می شود ولی باید سعی شود با کم کردن فشار روی حرف تفاوت بین حروف را نشان دهیم و سعی کنیم صدای حرفمان را به گوش برسانیم.

از نظر علماء علم تجوید، مکانیزم تولید جهر در تجوید قدیم که در قرن 4 درباره خواص حروف سخن گفته اینگونه است که جهر یعنی کم شدن فشار خروجی هوا(انحباس هوا)

اما در تجوید جدید جهر یعنی ارتعاش تارهای صوتی

در حروف مجهوره فشار خروجی هوا کم است اما در حروف همس فشار خروجی هوا زیاد است.

زمانی که تار صوتی مرتعش می شود صوت ایجاد می کند،هوا انرژی است که به تار صوتی می دهیم،پس در نتیجه زمانی که هوا کم می شود ارتعاش تار صوتی زیاد می شود و برای اینکه هوا بتواند تار صوتی را مرتعش کند انرژی مصرف می کند و فشار خروجی کم می شود.

* سئوال:چرا در حروف جهر فشار خروجی هوا کم است؟

— جواب:چون انرژی هوا صرف ارتعاش تارهای صوتی می شود پس خروجی آن کم می شود اما در حروف مهموسه(دارای همس) که تارهای صوتی را نمی خواهد تکان دهد در آنجا انرژی صرف نمی شود و همه فشار خروجی هوا بیرون می آید.

*برای اینکه حرف”ذ” در کلمه “الذکران” شدت نگیرد زبان را خیلی به دندان فشار ندهیم فقط زبان کمی با دندان تماس می گیرد.

* سئوالدرباره آیه 171:حضرت لوط جوان بوده است یا پیر؟

— جواب:چون در این آیه اشاره به همسر حضرت لوط شده است که پیر بوده در نتیجه حضرت لوط هم پیر بوده است.

* مفهوم آیات:در این آیات اشاره شده است که خداوند می فرماید:همه قوم لوط را از بین بردیم،جز خود حضرت و اهل بیت او را چون همسر حضرت لوط اهلیت نداشت او هم به عذاب گرفتار شد زیرا به همه گفت که دو جوان وارد خانه ما شدند.

دو همسر پیامبر هم بودند به نامهای حفصه و عایشه که خداوند در سوره تحریم به آنها اشاره کرده و فرموده” فکر نکنید بهترین زنان هستید ،پیامبر را اذیت نکنید ،که من، بهتر از شما را نصیب پیامبر می کنم ،بهترین و زیباترین همسران را به او می دهم.

* اشاره به داستان حضرت نوح: حضرت نوح به خداوند فرمود که تو گفتی اهل مرا نجات می دهی و اهل خود را سوار کشتی کن . حضرت نوح گفت: خدایا وعده تو حق است و من اعتراضی ندارم،تو بهترین حاکمان هستی ،پس چرا فرزند من که از اهل من است را دچار عذاب کردی، خدا از این اعتراض کوچک و محترمانه نوح ناراحت شد و خیلی صریح جواب داد که ای نوح پسر تو اهل تو نیست ،فرزند تو هست ولی اهلت نیست ،چون او عمل غیر صالح انجام داده است و او سمبل عمل غیر صالح بود و خداوند به نوح گفت: تو را نصیحت می کنم که از نادانان نباشی.

برداشت از مفاهیم این آیات :اگر متوجه شدیم همسر یا فرزندانمان اشتباهی کرده اند نباید آن را فراموش کنیم و اشکال آنها را بپوشانیم بلکه باید آن اشکال را بررسی کنیم و سعی کنیم عدالت را برقرار کنیم و این مسائل را به حاشیه نکشانیم ،در  قرآن پیامبرانی داریم که همسر یا فرزندانشان مرتکب خطا شده اند و خداوند به آنها فرموده که باید آنها را عذاب کنی و اینکه برخی از پیامبران فرزندان و همسرانی ناصالح داشته اند دلیل بر عجز آنها نیست و اشتباه همسر یا فرزندان بر عهده پدر آنها نمی باشد.

*ما باید از قرآن مدد بگیریم و تعادل را حفظ کنیم نه به راست انحراف کنیم و نه به چپ

* روایت:به پیامبر خبر دادند که زن یکی از رؤسای قبایل دزدی کرده پیامبر فرمود باید مجازات شود ، موجب اعتراض رئیس قبیله شد اما پیامبر فرمود به خدا اگر دخترم فاطمه دزدی کند دستش را قطع می کنم.

پیامبر در سخنی دیگر فرمودند: رمز سقوط جوامع گذشته در این بود که هر گاه افراد ممتاز جامعه خلافی را مرتکب می شدند به آنها کاری نداشتند ولی اگر همان خلاف را افراد پایین جامعه انجام می دادند مجازات می شدند.

در نتیجه اگر در مسیر خدا حرکت کردی می مانی ولی اگر حرکت نکردی در انقلاب اسلامی هم باشی سقوط می کنی.

* ادامه بحث آیه 171:در این آیه خداوند لوط و اهل بیتش را نجات داد ولی زن پیغمبر (لوط) را نجات نداد و گفت تو خلاف کردی.

خداوند در قرآن دو زن را به عنوان سمبل کفر معرفی می کند (زن لوط و زن نوح) اینها زنهای بهترین بندگان من بودند ولی خیانت کردند و از مقام همسرشان چیزی عائد آنها نشد و آنها نجات نیافتند و خدا به آنها گفت وارد جهنم شوید.

در مقابل آن دو زن،خداوند زن فرعون را به عنوان سمبل ایمان معرفی می کند که با همسرش قیاس نمی شود و مقام آسیه آنچنان بالا بود که با جرأت می گوید خدایا خانه ای نزد خودت در بهشت می خواهم و دعا می کنم مرا از دست فرعون و ظالمین نجات دهی،چون خدا این دعا را در قرآن آورده و آن را رد نکرده پس معلوم می شود جایگاه آسیه آنجاست(نزد خدا در بهشت)

خداوند به فرعون و همسرش به یک چشم نگاه نمی کندما نیز نباید پدر ،فرزند و همسر را به یک چشم نگاه کنیم اگر یکی بدی کرد دیگری را طرد کنیم یا اگر کسی خوب بود انتظار داشته باشیم همه اطرافیانش هم خوب باشند.

* * *

تلاوت دوم آیات 176 تا 191

*دقت کنید که فتحه ها را بیشتر با لهجه عربی تلفظ کنید.

*در کلمه “اَلعَالَمِینَ” در آیه 180 باید دقت شود تحریرها درست و قابل شمارش باشد و به وضوح شنیده شوند.

*در آیه 182 باید دقت کنیم که حرف”وَ” به کلمه (زِنُو) بچسبد،این”و” واو عطف است و کلمه “زنو” فعل امر است با قانون نبر و تکیه در کلام می توانیم دو کلمه را از هم جدا کنیم و روی حرف ما قبل آخر در کلمه”زِنُو” نبر صورت می گیرد.

در کلمه”خَلَقَکُم” در آیه 184 در مورد حرف”خَ” باید دقت کنیم که فتحه آن ترقیق نشود.

* در حروف مفخم هم فتحه و هم ضمه تفخیم می شوند حتی حروف تفخیم در کسره هم مقداری تفخیم می شوند مثل “نَوَاصِی” که حتی کسره هم بوی تفخیم می دهد در نتیجه می توان گفت حرکات از حروفشان تبعیت می کنند.

*در کلمه “عَظِیم” حرف “ع” نباید درشت ادا شود.

*مفاهیم این آیات:این آیات اشاره به داستان حضرت شعیب دارد فبرای قوم شعیب هوا سه روز داغ و سوزان بود و بعد از سه روز ابرها آمدند و مردم پیامبرشان را مسخره کردند و گفتند که حالا بارانی برای ما می آید و از این گرمی نجات می یابیم ولی باران شدیدی بر آنها بارید و ابرها حاوی صاعقه بودند و بر همه جا آتش زدند، قوم شعیب دچار فساد اقتصادی بودند و به همین دلیل بر آنها عذاب نازل شد.

*در جایی که حرف “ی” محذوف داریم مانند” تُشرِکُونِ” که این کلمه در واقع “تُشرِکُونِی” بوده است که به جای حرف”ی” کسره آمده است در اینجا اگر وقف “روم” کنیم خیلی خوب است زیرا این وقف نشان دهنده ی”ی” محذوف است و باید دقت کرد که در اینجا مد عارضی باید از بین برود چون سبب مد سکون است و در کلمه “أََطِیعُونِ” ما فقط 3/1 حرکت را می آوریم.

* * *

همخوانی آیات 191 تا212

* مفهوم آیات:این قرآن تنزیلی از سوی پروردگار عالمیان است که آن را روح الامین به قلب تو نازل کرد تا برای مردم منذِر و بیم دهنده باشی و این قرآن به زبان عربی آشکار است.زبان عربی قوی ترین زبان بشر است،این زبان از درون پر است ولی از بیرون نشان نمی دهد،هر کلمه ای کلی مفهوم دارد،عربها فقط زبان خود را فصیح می دانستند و به بقیه زبانها گنگ و عجم می گفتند و این قرآن همان است که در کتاب های قبلی وعده آن داده شده بود و گاهی اوقات علماء بنی اسرائیل از آن یاد می کردند.

* آیه 198 در تفسیر نمونه خداوند می فرمایند: اگر این قرآن را بر شخص عجمی نازل می کردیم (بیشتر اشاره به نژاد غیر عرب دارد)امواج تعصب ها نازل می گردید اما حالا که بر فردی عرب اصیل نازل کردیم و علماء بنی اسرائیل بر آن گواهی دادند باز هم بسیاری ایمان نمی آورند پس این نکته تعصب اعراب را نشان می دهد.

حضرت علی (ع) می فرمایند 5 چیز 5 کس را نابود می کند که 1 مورد آن این است: تعصب ، عرب را نابود می کند.

در دنباله همین مسأله می توانیم به جنگ ایران و عراق اشاره کنیم که عرب از صدام حمایت می کردند و می گفتند صدام عرب است و ما باید از او حمایت کنیم.

امام خمینی(ره) فرمودند : تعصب ما را از بین می برد.

امام علی (ع) در نهج البلاغه فرمودند : ابلیس به خاطر تعصب بود که در برابر انسان سجده نکرد.

* * *

تلاوت سوم آیات 214 تا 227

در کلمه “وَاخفِض” در آیه 215 — درحرف”ض” باید استطاله بیاید.

اشاره شد که قاریانی که به زیبایی ترتیل می خوانند می توانند در تحقیق هم گاهی سرعت را بیشتر کنند.

* زمانی که به صورت بم و سنگین می خوانیم نباید خیلی سرعت را کند کنیم.

درس تجوید :

* مرور جلسه قبل: گفتیم که حرکت همزه وصل در حروف فتحه، در اسم ها کسره و در فعل ها ضمه یا کسره است ما در فعل ،همزه وصل مفتوح نداریم.

* سئوال: چه زمانی همزه وصل در فعل ضمه و چه زمانی کسره می گیرد؟

— جواب:زمانی که بعد از همزه وصل اولین حرف متحرک ضمه باشد ضمه می گیرد و اگر حرف متحرک فتحه یا کسره باشد همزه وصل نیز کسره می گیرد.

* نکات مهم درمورد همزه وصل :

1- شش کلمه در قرآن فعل محسوب می شوند و مطابق قانون فعل باید همزه آن ها ضمه بگیرند اما مکسور هستند و ما باید این کلمات را حفظ کنیم.

“إِقضُوا، إِمضُوا، إِبنُوا، إِئتُوا، إُمشُوا، إُهدُوا ” چون این کلمات در اصل “إِقضِیُوا، إِمضِیُوا، إِبنِیُوا، إِئتِیُوا، إِمشِیُوا، إهدِیُوا “بوده اند.

2- کلماتی که همزه وصل آنها در وسط کلمه ساکن است وقتی که می خواهیم به آنها ابتدا کنیم همزه به “ی” مدی تبدیل می شود.”إِئتِ، إِئتِنَا، إِئتِیَا، إِئتُوا، إِئتُونِی، إِئذَن” که می شوند “إِیتِ، إِیتِنَا، إِیتِیَا، إِیتُوا، إِیتُونِی، إِیذَن”

* قاعده کلی در این مورد این است که وقتی در کلمات عرب دو همزه کنار هم بیایند که اولی متحرک و دومی ساکن باشد تلفظ آن سخت است به همین دلیل عرب ها همزه ساکن را نرم می کنند و برای این کار همزه را به حرف مدی هم جنس حرکت خود تبدیل می کنند.

*در کلمه “أُوتُمِنَ” در آیه 283 سوره بقرههمزه ساکنه در صورت ابتدا به “واومدی”تبدیل می گردد و به این صورت خوانده می شود “اوتُمِنَ” .


تعداد بازدید: 821