جلسه آموزش تخصصی تلاوت استاد سید محسن موسوی بلده

فهرست مطالب ارائه شده در این جلسه:

1- نکاتی در مورد مفاهیم آیات 34 تا 122 سوره شعراء

2-  چگونگی انتخاب نغمه ی مناسب برای قرائت و ایجاد تنوع لحنی

3- اشاره به داستان حضرت موسی و برخورد او با فرعون

4- آشنایی با کلماتی که دو وجهی هستند (به دو حالت تفخیم و ترقیق خوانده می شوند)

5- نحوه ابتدا کردن به همزه وصل

تلاوت  اول آيه 34 تا 51 سوره شعراء

*بهتر است زماني كه مي خواهيم  لحن را عوض كنيم به معني آيات توجه كنيم و با توجه به معني آيات لحن مناسب را انتخاب کنیم. مثلا دراين آيات صحنه مقابله، پرشور و رسمي بیم حضرت موسی علیه السلام و فرعون است، زماني كه همه مردم جمع شدند و ناظر بر کار حضرت موسی بودند كه با توجه به معني آيات متوجه مي شويم كه آيه 44 اوج داستان حضرت موسي است و بايد در این آیه لحن مناسب را بياوريم.

*براي اينكه صوت و لحن درست و زيبايي در قرائت داشته باشيم بايد معني آيات را بدانیم و اگر متوجه معاني نشويم, نمي توانيم لحن زيبايي را پياده كنيم،مثلاً نمي دانيم كجا اوج بگيريم و كجا فرود بياييم.

قاري قرآن بايد حتماً  معاني آياتي را كه تلاوت مي كند, بداند. البته حافظان قرآن هم بايد قبل از تلاوتشان در معاني آيات تدبر كنند  و معنا و مفهوم آيات را در ذهن خود, مجسم كنند ،تا بتوانند نغمه هاي مناسب را بياورند.

همچنین, قاريان نیز بايد قبل از شروع تلاوت در مورد معانی آيات كار كنند و با مفاهيم  آن ها آشنا شوند و لحن و آهنگ قرائت  خود را با آن تنظيم كنند.

اگر قاري قرآن زماني را براي تدبر در آيات نداشته باشد, در ابتدای قرائت خود, به آيات یک نگاه كلي می کند، به معنای كلمات مشكل دقت می كند، محل وقف مناسب و آهنگ را تنظيم  می كند و در هنگام وقف هر آيه به معني آيه بعد هم توجه می كند تا بتواند لحن مناسب را در قرائت خود بياورد.

توجه داشته باشيم در آيه 49 از كلمه «لَأُقَطِعَنَّ»تا آخر آيه درباره تهديد فرعون صحبت شده پس بايد لحن مناسب را انتخاب نمود.

*اين آيات اشاره به پي بردن ساحران به حقانيت حضرت موسي دارد. ساحران چون به رموز كار خودشان آشنا بودند به يقين فهميدند كه كار حضرت موسي سحر نيست و به همین دلیل به پروردگار, ايمان آوردند و گفتند اميدواريم خدا از خطاهاي ما در گذرد. آنها جزء اولين كساني بودند كه به حضرت موسي ايمان آوردند و از خشم فرعون نترسيدند.

همانطور كه اشاره شد با توجه به معني آيات به راحتي مي توانيم نغمه ی مناسب را براي لحن قرائت خود پيدا كنيم . مثلا دستگاه حجاز يك دستگاه حماسي است و مي توان آيات جنگ و اعزام به جهاد را در اين دستگاه خواند ، حتي گاهي مي توانيم حال و هواي دستگاه را عوض كنيم . مثلا دستگاه سه گاه را كه همه فكر مي كنند شاد است را حزين كنيم يا دستگاه صبا را كه حزين است حماسي و يا تند بخوانيم. در مجموع هر كدام از دستگاه ها ویژگی ای دارند. يكي شاد, يكي محزون، يكي حماسي و يكي لطيف است مانند دستگاه نهاوند. دستگاه بيات نیز ام المقامات است.

* درست است كه هر كدام از دستگاه ها خصلتي دارند ولي مي توان با تحرير ها ، كشش ها و تحكم ها تغيراتي را در لحن ايجاد كرد.

* سوال:در آيه 36 حرف «ه» در كلمه «أََرجِه» از چه نوع است؟

— جواب: «ه» ضمير است كه استثناءً  در این عبارت ساكن می باشد و به حالت سكت, نشان داده شده است لذا به آن «هاء سکت» می گویند. بايد توجه داشت كه با توجه به كلمه «أَخاهُ» مي توانيم متوجه شويم كه «ه» ضمير است.اين كلمه در واقع «أََرجِئهُ»بوده است كه همزه ی آن حذف شده است.

*در قرآن دو كلمه داريم كه حرف«ه» در آنها به صورت سكت است ولي در واقع «هاء ضمير » است. كلمات «أََرجِه» و «فَأََلقِه»

مفهوم آيه:در اين آيه اشاره شده كه فرعون (خطاب به اصحابش ) گفت: به او (موسي) و برادرش مهلت دهيد،اما نه مهلت مثبت، مهلت منفي و توطئه آميز، به او فرصت مي دهيم تا در اين فرصت بتوانيم براي آنها نقشه اي بكشيم .

در اين مدتي كه به آنها مهلت داديم, گروههايي را به شهرها بفرستید تا بروند و بهترين ساحران را بياورند.

داستان حضرت موسي (اشاره به آیات ابتدایی سوره) : زماني كه خداوند به حضرت موسي فرمان داد تا از فرعون دعوت بگيرد و بني اسرائيل را با خود بيرون بياورد ، موسي (ع) پيش فرعون رفت و اين جلسه اولين ديدار موسي و فرعون بعد از بازگشت حضرت موسی به مصر بود.

* آيات 18و 19:فرعون به او گفت : آيا به ياد نداري ما تو را پرورش داديم و زماني كه بزرگ شدي از ما تشكر نكردي و يكي از ياران ما را كشتي(فرعون با سخنانش بر موسي منت مي گذاشت) .

* آيات20 و21 :موسي در جواب گفت: آن کار را زمانی انجام دادم که از نا آگاهان بودم (او از كارش دفاعي نكرد چون مي دانست سياست درست اين  بود كه در آن زمان اين كار را نمي كرد اگر چه آن مرد بسيار بد بود و بايد كشته مي شد.)و ناچار شدم فرار کنم، از خدا هم عذر خواهی کردم که نباید در آن موقعیت او را می کشتم، اکنون خدا به من حکمی داده و دوباره به سوی قومم باز گشتم.

* آیه 22: موسی گفت :این چه منتی است که تو بر سر من می گذاری؟ (اشاره به سخن فرعون که گفت تو را بزرگ کردم) در حالی که تو به قوم من خیلی ستم کردی؟

* آیه 23:فرعون گفت: حالا بگو پروردگار عالمین کیست؟ (البته با تحقیر)

* آیات 24 و 25 و 26:موسی گفت: او پروردگار آسمان و زمین و آنچه میان آن هاست می باشد، او پروردگار شما و پدران شماست اگر تعقل کنید.

* آيه 27:فرعون گفت اين پيغمبري است كه براي شما آمده, او ديوانه است.

* آيه 28:باز موسي به اين تمسخر فرعون جواب نمي دهد و مي گويد خدا پروردگار مشرق و مغرب و آنچه ميان آنهاست، مي باشد  اگر بيانديشيد به اين نكته مي رسيد. (نكته: بهتر است در آيه 28 بر روي كلمه «بينهما» وقف شود در غير اينصورت این شبهه ايجاد مي شود که پروردگار مشرق و مغرب بودن خداوند بستگی به تعقل انسان ها دارد)

* آيه 29:در اينجا فرعون احساس ناتواني كرد و موسي را تهديد كرد و گفت اگر خدايي به غير از من اختيار كني تورا به زندان مي اندازم.

* آيه 30:موسي گفت اگر دليل روشني (شَيءٍ مُبين) را به تو نشان دهم بازهم مرا به زندان مي اندازي؟

* آيه 31:گفت پس بياور اگر راست مي گويي؟

* آيه 32:در آن لحظه موسي عصاي دستش را انداخت. عصا تبديل به ا‍ژدهاي عظيمي شد.

* عصاي موسي در هر بار كه انداخته شد به مارهای گوناگون تبديل می شد. ابتدا در صحنه ی بعثت زماني كه خدا به موسي گفت عصايت را بيانداز، عصاي موسي به مار كوچكي تبديل شد. موسي ترسيد و پا به فرار گذاشت و پشت سرش را نگاه نكرد. خدا به او گفت برگرد پيغمبران ما در نزد ما نمي ترسند. برو و عصايت را بردار. موسي با خجالت برگشت و مار دوباره به عصا تبديل شد. اما در صحنه اي كه قرار بود موسي فرعون را بترساند عصا به اژدهاي عظيمي تبديل شد كه دربار را به هم ريخت، فرعون فرار كرد و آبرويي برايش نماند.

* آيه 33:معجزه ديگر موسي اين بود كه دست را در گريبانش برد و وقتي بيرون آورد نور بسيار زيبايي كه چشم را نمي زد در دستانش ظاهر شد كه بسيار جذاب بود.

* آيه 34:بعد فرعون گفت كه همه اينها سحر و جادوست و بحث سحره را مطرح كرد كه هنر موسي را از جنس خودش جواب دهند، يعني سحر موسي را با سحر پاسخ دهند.

* * *

تلاوت دوم آيات 52 تا 68 سوره ی شعراء

* آيه 52:در كلمه «أَسر» در صورت وقف براي حرف «ر» تفخيم و ترقيق هر دو جايز است؛ حالت تفخيم طبيعي است چون  حرف «ر» ساكن ماقبل ساكن ما قبل مفتوح است، اما چون اين كلمه در اصل «أسرِي» بوده است و حرف «ي» حذف شده است, به دلیل اصل آن می توان به صورت ترقیق وقف نمود.

*سه كلمه در قرآن هستند كه در صورت وقف حالت هاي تفخيم و ترقيق بر روي آنها جايز است (أَسرِ، يَسرِ، نُذُر).

*يكي از نكات ظريف صوت و لحني, شفافيت و رساندن مطلب به خصوص در نُت آخر مي باشد.

اگر قاري همه نغمه هاي اول و وسط را به خوبی بياورد, اما نغمه آخر (نت آخر) خوب نباشد, همه قسمت هاي خوب دیگر, در ذهن شنونده پاك می شوند. به دلیل این که  نت آخر خوب نبوده قرائت خوب و زیبایی به گوش شنونده نمي رسد؛ پس بايد هميشه روي نت آخر كار كرده و آن را به طور منظم كوك كنيد. راه كوك كردن نت آخر اين است كه مدتي در تمرين نت آخر, محل وقفتان را بكشيد و در اين كشش تمركز كنيد تا آن را كوك كرده به طوری که حالت ناقص و خام نباشد. اگر مدتي روي نت آخر كار كنيد تبديل به مهارت مي شود و مغز شما به اجرای صحیح آن عادت مي كند.

* آيه 63:در كلمه «إِضرب» حرف «ض» در حالت سكون استطال دارد و قلقله نمي گيرد. در كلمه «عَظيم» حرف «م» صفت غنه دارد و در وقف نبايد فراموش شود.

*در قرائت بايد متانت و وزن خواندن تا پايان تلاوت حفظ شود.

* كلمه «فِرقٍ» در آيه 63 دو وجهي است يعني هم مي توان حرف «ر» آن را تفخيم كرد و هم ترقيق، چون بعد از حرف «ر» حرف استعلا آمده پس مي توان آن را تفخيم كرد. از طرفي چون حرف «ر» ساكن ماقبل مكسور و ما بعد مكسور است، دو كسره حرف «ق» را مغلوب كرده و در این صورت علما گفته اند که آن را می توان ترقيق كرد.

* چند كلمه در قرآن وجود دارد كه حرف «ر» در آنها دو وجهي مي باشد. دو كلمه «مِصر» و «القِطر» در صورت وقف حرف «ر» ساكن ماقبل ساكن ما قبل مكسور هستند و در نتيجه ترقيق مي شوند. اما از طرفي چون حرف «ص» و «ط» قبل از حرف «ر» آمده اند و صفت استعلاء دارند، خواندن يك حرف ترقيق بعد از استعلاء دشوار بوده به همين دليل بعضي از علماي تجويد گفته اند تفخيم  نمودن آن هم جايز است زيرا در این حالت تفخيم راحت تر است.

*قاري در هر طريق، روايت و قرائتي حق انتخاب دارد و بايد دقت كند اگر طريقي را انتخاب كرد در آن طريق علماي تجويد چه وجهي را جايز مي دانند، ترقيق يا تفخيم و يا هردو را.

* * *

همخواني آيات 69 تا 91

*وقتي به حالت بم مي خوانيم ممكن است نت آخر كم رنگ شود و بايد بيشتر دقت شود.

*هر جا احساس كرديم  در اشتباه كرديم بهتر است برگرديم و آن را اصلاح کنیم و نسبت به آن اشتباه بي تفاوت نباشيم تا برايمان عادت نشود.

* * *

تلاوت سوم آيات 92 تا 122

* در قرائت ترتيل بهتر است آيات به هم وصل نشوند.

*مد هاي منفصل و عارضي همه بايد به اندازه هم كشيده شوند. بهتر است در ترتيل همه مد ها را به اندازه چهار حركت بياوريم و فقط مد لازم را بايد به اندازه شش حركت بياوريم.

*سعي كنيم در ترتيل خواني هم لحن را تغيير دهيم و تنوع در اجرای لحن داشته باشیم.

* * *

درس تجويد

ادامه مطالب مربوط به همزه وصل:

* سئوال :نحوه تشخيص ابتدا كردن صحیح به همزه وصل چيست؟

— جواب :همزه وصل بر سر فعل، اسم و يا حرف مي آيد كه برای ابتدا کردن به آن باید به نکات زیر توجه کنیم:

همزه وصل اگر بر سر حرف بيايد فتحه مي گيرد، اگر بر سر اسم بيايد كسره مي گيرد و اگر بر سر فعل بيايد كسره يا ضمه مي گيرد.

*همانطور كه مي دانيم در «ال» شمسي و قمري, «الف» همان حرف است كه فتحه مي گيرد.

* سؤال:چه كلماتي در قرآن وجود دارند كه اسم هستند و همزه وصل دارند؟

— جواب:شش كلمه كه اسم هستند, عبارتند از: (إِبن (پسر)، إِبنَتَ (دختر)، إِمرَأ (مرد)، إِمرَأة (زن)، إِسم (اسم)، إِثنان «دو»)

*كلمه إثنان (دو)  به شكل هاي مختلف در جمله مي آيد: ( «إِثنا», «إِثنَي»، «إِثنَتا», «إِثنَتَي»، «إِثنَتَينِ»، «إِثنان», «إِثنَين»)

اگر «ال» حرف و شش اسم را جدا كنيم بقيه كلمات قرآني كه با همزه وصل مي آيند فعل هستند.

در فعل زماني كه اولين حرف حركت دار بعد از همزه وصل ضمه باشد، همزه وصل ضمه مي گيرد، اگر ضمه نباشد و هر چيز ديگري باشد (مفتوح يا مكسور) كسره مي گيرد.

مثال: (فيمَاافتَدَت إِفتَدَت) – (رَبَّنَااكشِف إِكشِف)

*در مورد مصدر ها هم بايد مطابق فعل، به همزه وصل ابتدا كنيم (مصدر همان فعل بدون زمان است)

مثال: (عَلَيهاافتِراءً إِفتِراءً)


تعداد بازدید: 873