جلسه ی آموزش تخصصی قرآن کریم جناب استاد موسوی بلده

تلاوت اول از آیه ی 65 تا 74 سوره ی بقره

در آیه ی 73 در کلمه ی (تَعقِلون) نباید به حرف (ع) بیش از حد فشار وارد کنید .

اگر زنگش را بیش از حد کنید افراط می شود .

● در آیه ی 73 در کلمه ی (ءایتِه) دقت کنید تا حرف (ت) تیز نشود و به سوی حرف (س) گرایش پیدا نکند .

● دقت کنید به این موضوع که پس از مدتی در قرائت، یکسری از اغلاط  در خواندن دوباره به انسان بر می گردد ؛ بنابراین باید مدام قرائت خود را چک کنید تا اغلاط تثبیت نشوند .

***

تلاوت دوم از آیه ی 75 تا 81 سوره ی بقره

●در آیه ی 75 در عبارت (وَ قَد کانَ فَریقٌ مِنهُم یَسمَعون) ،  « قَد کانَ… یَسمَعون » فعل مرکب است ؛ بنابراین نفس را خوب بگیرید تا بتوانید (یَسمَعون) را هم بخوانید و وسط فعل مرکب وقف نکنید . در وسط فعل مرکب (به خصوص افعالی که از فعل کان ساخته می شوند ) نباید وقف کرد چون معنی دچار اشکال می شود.

● در آیه ی 75 در کلمه (اَفَتَطمَعون) به تفاوت میان دو حرف (ت) و(ط) دقت کنید که به دلیل کنار هم بودن قاطی نشود . (به تجوید بسیار توجه کنید ) قلقله اش را هم خوب اجرا کنید . توجه داشته باشید که حرف (ط) مفخم است .

● حواس خود را فقط روی تجوید قرار دهید تا تجویدتان قوام بیابد . اگر حواس خود را فقط به لحن بدهید ، لحن هم از دستتان خارج می شود .اصلا به لحن فکر نکنید .اگر تنها به تجوید فکر کنید لحن هم خود به خود می آید . در آیه ی 76 در کلمه ی ( لِیُحآجّوکُم بِه ) حرف (ه) اشباع می شود . فرض کنید ترتیلی با سرعت تحقیق می خوانید و حواستان فقط به نکته های تجویدی باشد . از جمله اینکه در کلمه ی (تَعقِلون) حرف (ع) را درشت ادا نکنید .

● در آیه ی 77 در کلمه ی (یُعلِنون) حرف (ع) درشت اداء نشود .

●در آیه ی 79 و عبارت “مِن عِندِ الله” هنگامی که نون به عین می رسد ، باید حداقل تحریک را داشته باشد ( اگر نمی توانید بدون تحریک بخوانید ) چون در «ع» اظهار می شود . «ن» را در «ع» می بریم و اختلاس است و تحریک به آن معنا حساب نمی شود . از روی «ن» با ظرافت به «ع» منتقل شوید.باز هم فقط به حرف (ن) و حرف (ع) و تجوید توجه خود را مبذول کنید.

●در خواندن روال ثابتی داشته باشید (نه کند و نه تند) و کاملا تجویدی بخوانید . در آیه ی 79 کلمه ی (ثَمَناً) را بیش از حد نکشید و لخت نشود . در (فَوَیلٌ لَهُم) غنه ها را نیز رعایت کنید . حق (کَتَبَت) را خوب ادا کنید .روی (ت) مکث خوبی داشته باشید و از روی آن زود رد نشوید  .ترتیل سکون ، غنه ها ، حرکت ، و مدها باید رعایت شود . همه ی این موارد ترتیل دارند . ترتیل سکون باید رعایت شود . مکثی که روی حرف (ت) می کنید سکت نیست بلکه  مکث طبیعی حرف (ت)است ؛ سکونش این را می طلبد . ترتیل سکون به این است که ساکن را تکان ندهید و زود از آن رد نشوید . ترتیلش به حفظ آن از اسراع و ابطاء است. به طور مثال در کلمه ی (بَأسٌ)  وقتی روی همزه مکث می کنید نباید سکت حساب شود زیرا شما دارید حق سکون همزه را بیان می کنید ونباید تکانش دهید . قلقله هم نباید به آن بدهید .

●تشدید باید با سرعت خواندن همراه باشد ؛ اگر زودتر یا دیرتر ازسرعت خواندن ادا شود اسراع وابطاء می شود.

●تجوید باید تثبیت شود تا لحن خودش بیاید . اگر لحظه به لحظه به لحن توجه کنید ، لحن غیر طبیعی می شود . باید به لحن بی اعتنا باشید تا خودش پی شما بیاید . ( مانند مادری که به بچه ی لجباز خود که در خیابان لج کرده ، بی اعتنا یی می کند . در اثر وانمود کردن مادر به بی اعتنا بودن ، بچه خودش در پی مادر راه می افتد ؛ اما اگر مادر مدام به او بگوید بیا ، بچه سرپیچی می کند و پی مادر نمی رود ) مصری ها به کل لحنشان اشراف دارند نه به لحظه لحظه ی آن ؛ آنها بیشتر سعی دارند مفاهیم را انتقال دهند . تجوید از لحن برتر است . قاری اول به تجویدش شناخته می شود.باید شاخک هایتان تیز باشد و به خود بگویید به غنه رسیدم و باید دو حرکتم را بیاورم. به سکون رسیدم نباید سکونم تکان بخورد . به مد رسیدم باید چند حرکت مد بدهم . باید دقت کنید که به تفخیم رسیدید ، ترقیق نشود و به ترقیق رسیدید ، تفخیم نشود . به ادغام رسیدید بدانید که چه طور اداء کنید . باید بدانید تشدید چه قدر باید طول بکشد و با سرعت خواندنتان هماهنگ باشد که اگر زودتر یا دیر تر از آن سرعت تشدید را ادا کنید ابطاء می شود و… . نباید به ریز لحن خود توجه کنید زیرا در این صورت طبیعی نخواهد بود . علت طبیعی خواندن مصری ها این است که به مجموع لحن خود اشراف کلی دارند و مفهوم می خوانند و چون می خواهند مفهوم را برسانند ناخود آگاه لحن هم می آید . مخصوصا باید حواستان را به تجوید بدهید . بلایی که به جان قاریان ایرانی افتاده این است که تمام توجه خود را به لحن می دهند . عده ای که به دوره ی داوری آمده اند در امتحان کتبی از حدود بیست نفر تنها دو الی سه نفر نمره ی بالای ده را کسب می کنند . علت این امر این است که توجهی به تجوید ندارند و تجوید در کشور ما به یک ضد ارزش تبدیل شده است . در حالی که تجوید عامل مجزا شدن قاریان قرآن از دیگران می شود . خوانندگانی که برسر مزار می خوانند از لحن زیبایی برخوردارند و کارهای تحریری زیبایی انجام می دهند . آنها تنها تجوید ندارند و صوت و لحنشان از قاریان بیشتر است . بنابراین وجه تمایز قاریان از خوانندگان دیگر تجوید است . اولین مشخصه ی قاری تجوید و دوم قرائتش است .

●در آیه ی 80 دقت داشته باشید و به خود بگویید دو حرکت غنه ام است و نباید حرف (ت) را تیز ادا کنم . توجه داشته باشید که تشدید حرف (س) را چه طور بیان کنید و تفخیم را بیاورید و مد تان را چه اندازه بیاورید .

● در آیه ی 80 در کلمه ی (مَعدودَة) از حرف (ع) زود رد نشوید و حواستان باشد که ابطاء هم نداشته باشد .

●تمرین باید در صدای بالا صورت بگیرد که مغز یاد بگیرد در صدای بالا هم بر روی تجوید متمرکز باشد.

●قاری قرآن باید به حداقل انقباض عضلانی برسد ؛ باید صاف و چهارزانو بنشیند و حداقل انرژی را مصرف کند . انقباض اضافی باعث کم نفسی می شود . خم شدن روی رحل باعث می شود عضلات پشت و گردن منقبض می شود و به همین دلیل اکسیژن بیشتر مصرف شود و منجربه کم نفسی می شود .قفسه ی سینه مانند آکاردئون عمل می کند و در اثر بد نشستن یک ریه بسته می شود و یک ریه تنفس می کند . اگر پزشک بخواهد فقط یک ریه ی بیمار کار بکند از او می خواهد طوری به پهلو بخوابد که یک سمت دنده ها بسته شود و طرف دیگر باز باشد تا هوا در آن جریان بیابد . مانند بادکنکی که اگر یک سمتش را با پنجه جمع کنید باد به طرف دیگر می رود . با یک طرفه نشستن یک سمت ریه بسته می شود و دچار کمبود اکسیژن می شوید . چهار زانو و صاف بنشینید و قوز نکنید . قرآن را طوری مقابل چشمان خود قرار دهید که نیازی به خم شدنتان نباشد و حنجره کشیده نشود . مزیت حفظ بودن این است که می توانید صاف بنشینید و به مقابل نگاه کنید و در غیر این صورت ضررش شامل حالتان می شود .  بعضی از قراء مصری حتی دست خود را نیز بالا نمی آورند ؛ چون باعث یک نوع انقباض می شود . از حفظ خواندن کمک خوبی برای خوب نشستن است . میکروفن هم باید طوری تنظیم شود که سر مستقیم باشد . سر و گردن باید مستقیم قرار گیرند.

● شما باید در این کلاس تجوید خود را اصلاح کنید . من اجازه نمی دهم که کار لحنی انجام دهید .

● ماضی منفی را فعل جهد می گویند .

●« لَم یَکتُب» یعنی ننوشت و« لَمّا یَکتُب» یعنی هنوز ننوشته است (ماضی نقلی)

● «قَد کانوا خَرَجوا» ماضی بعید است .

***

تلاوت سوم از آیه ی 82 تا 88  سوره ی بقره

●در آیه ی 83 تحریر ها را سه تا بزنید ؛ بیش از آن سنگین می شود .

● در آیه ی 85 در کلمه ی (عذاب) قلقله را فراموش نکنید .

● صدا را مدام در یک پرده نگه ندارید و به سوی بم هم ببرید .

● در آیه ی 85 در کلمه ی (وَماالله) در حرف (ل) قطع صوت نشود .

● در آیه ی 85 در کلمه ی (تَعمَلون) حرف (ت) به سوی حرف (س) نرود .

● در آیه ی 87 در کلمه ی (الکِتب) دقت کنید تا حرف (ت) مانند حرف (س) نشود .

● در آیه ی 87 در کلمات ( رَسول ، اَنفُسُکُم ، استَکبَرتُم ) به صفیر حرف (س) توجه کنید

تا مانند حرف (ث) نشود.

● نباید مداوم بالا بخوانید . به خواندنتان موج دهید و پایین هم بیایید تا صدا خسته نشود .

● در آیه ی 87 دقت کنید تا در کلمه ی (تَقتُلون) حرف (ت) تیز نشود که اگر تیز شود صفت شدت (س) به هم می خورد و به رخوت تبدیل می شود .

● بارها گفته ام که خواندن خودتان را چک کنید چون اگر برطرف نشود تبدیل به عادت می شود . بهترین کار این است که تلاوت خود را گوش دهید تا دریابید اشکالتان کجاست و با این کار خود را ارزیابی کنید .

● اگر خیلی عادت دارید که حرف (ت) را به سوی حرف (س) بخوانید ، آن را به سوی حرف (د) ببرید تا درست شود .

سخنرانی جناب استاد موسوی در خصوص حضرت فاطمه (س)

شهادت غریبانه ی فاطمه زهرا (س) چیزی است که تا امروز هم به نوعی به عنوان علامت سؤالی مانده از آنچه که امت بعد از وفات رسول خدا با اهل بیت کردند بر خلاف سفارشاتی که شده بود . بر ماست به آنچه در تاریخ مذهب و دین ما گذشت توجه کنیم و از شناخت آنها برای تشخیص راه دنیا و آخرتمان استفاده کنیم . از فاطمه زهرا گفتن سخت است و ما سعی داریم با بیان احوالات آنها فیض و برکت کسب کنیم.

یکی از برداشت ها از سوره ی ضحی اینچنین است که با انقطاع وحی نازل شد . در نزول آیات قرآن ترتیل وجود داشته است . یهود ، قریش را تحریک کردند و نزد پیامبر فرستادند و سؤالاتی مطرح کردند . پیامبر پاسخ دادند که وحی می آید و آن گاه پاسخ خواهم داد . از آنجا که پیامبر “ان شاء الله” نگفتند ، وحی برای مدتی قطع شد . این نشان می دهد که وحی سیر منطقی و ترتیل در نزول داشته است . پیامبر به شدت نگران می شوند ؛ آنها نیز پیامبر را سرزنش و استهزاء می کردند مبنی بر اینکه خدا فراموشت کرده است . پس از پانزده روز یا دوماه سوره ی ضحی نازل شد . خداوند در این سوره خطاب به پیامبر می فرماید : قسم به روشنی روز ، وقتی شب همه جا را فرا می گیرد که هرگز تو  را فراموش نکرده و رها نمی کنیم . دنیا می گذرد و آخرت مهم است ؛ پس سختی دنیا را تحمل کن . آن قدر به تو عطا می کنیم که خودت راضی باشی و بعد این آیه را داریم :ا ِنا اَعطیناکَ الکوثر…(کوثر را اکثرا به فاطمه تفسیر کرده اند.) اِنَ شانئک هو الابتر…دشمنان می گفتند که پیامبر مقطوع النسل است ؛ چون پسر ندارد و خداوند در جواب  می فرماید : آنها هستند که پشتشان قطع است . نسل تو از طریق کوثر (فاطمه) است و کوثر ، خیر کثیر است . بعضی گویند حوضی در بهشت است . اگر حوض کوثر همان فاطمه است ، بنابراین قرآن و عترت کنار فاطمه به هم متصل خواهند شد . با ذکر این موارد می شود به مقام فاطمه رسید ؛ اما درکش بسیار سخت است . از جمله موارد در بیان مقام والای فاطمه زهرا این است که خدا به پیامبر فرمود : اگر تو نبودی دنیا و هستی را نمی آفریدم ؛ اگر به خاطر علی نبود تو را نمی آفریدم و اگر به خاطر فاطمه نبود ، هیچ کدامتان را نمی آفریدم . وجود مقدس فاطمه(س) تنها از این جهت که دختر رسول خدا ، همسر علی و مادر حسنین است ، نمی باشد ؛ بلکه ارزش وجودی خود این بانوی بزرگ بسیار والا است . حسن و حسین از اینکه فاطمه مادرشان است مفتخر هستند . پیامبر هم به صرف اینکه فاطمه دخترشان است ایشان را دوست نداشتند ؛ چرا که به غیر ایشان دختران دیگری نیز داشتند . با این حال تنها فاطمه را می بوئیدند و می فرمودند که بوی بهشت می دهی و هر زمان دلتنگ بهشت می شدند نماز و فاطمه (س) ایشان را به یاد بهشت می انداختند . اقبال در اشعار خود می گوید : “مریم از یک نسب فخر می برد چون مادر عیسی است ؛ اما زهرا از سه نسب : دختر پیامبر،همسر علی و مادر حسنین بودن . ”  دکتر شریعتی با اشاره به همین نکته فرمود که فخر زهرا به دلیل وجود ارزشمند خودشان است و آن عزیزان به فاطمه منسوب بودند و افتخار می کردند و فاطمه نقطه ی جمع آنها است . از این رو فرمودند :«فاطمه ، فاطمه است» این بانوی بزرگ وقتی به نماز می ایستاد ، تمام آسمان و زمین روشن می شد و اهل آسمان می دیدند که خانه ی فاطمه می درخشد ؛ درست همان طور که ماه و ستاره در شب برای اهل زمین می درخشد . نکته ی دیگر این که وقتی مسجد پیامبر ساخته شد یاران رسول خدا خانه هایشان را کنار مسجد ساختند و در خانه هایشان به مسجد باز می شد . خداوند فرمودند دلیلی برای این کار وجود ندارد و همه ی درها باید بسته شود و فقط اجازه داد یک در باز بماند و آن در ، در خانه ی فاطمه بود.

ائمه ، حجت های خدا بر مردم هستند . ائمه از جمله امام باقر (ع) می فرمایند : ما حجت خدا بر مردم هستیم و مادر ما حضرت فاطمه (س) حجت خدا بر ما است و هر زمان گرفتاری داریم فاطمه را پیش خدا شفیع قرار می دهیم . خدا به غضب فاطمه غضب می کند و از شادی او شاد می شود . پیامبر فرمودند : هرکه فاطمه را خوشحال کند ، مرا خوشحال کرده و هر که او را به خشم آورد ، مرا به خشم آورده است.

در متون اهل سنت (صحاح) نکته هایی در این مورد آمده ؛ اما از آنجا که به نفعشان نیست کم کم آنرا از کتب خود پاک می کنند . از جمله ی این مأخذ کتاب فضایل خمسه از صحاح شش گانه است که برای اهل سنت به منزله ی وحی است.

درآیه ی 57 سوره ی احزاب آمده : هر که خدا و رسول را اذیت کند در دنیا و آخرت ملعون و از رحمت خدا به دور است.

پس از وفات رسول خدا و اتفاقات ناگوار پشت خانه ی فاطمه ی زهرا و حتک حرمت ، ایشان بیمار بودند . فشار روانی و اجتماعی به شیخین باعث شد برای عیادت فاطمه (س) به خانه ی ایشان بروند . حضرت علی (ع) به ایشان فرمودند : فاطمه جان اجازه می دهی داخل شوند ؟ ایشان در نهایت ادب پاسخ دادند : علی جان خانه ، خانه ی شما است و اختیار با شماست . وقتی آنها آمدند ، حضرت فاطمه پشتشان را به آنها کردند و با این کار قهرشان را نشان دادند و می گویند : آیا یادتان است پیامبر فرمودند : هر که فاطمه را به خشم آورد ، مرا به خشم آورده است ؟ الان شهادت می دهم که شما دو نفر مرا اذیت کردید و به خشم آوردید . از شما نخواهم گذشت تا در آن دنیا به ملاقات رسول خدا برسید . آنها با شنیدن این حرف بسیار به خشم آمدند . ابوبکربه شدت ناراحت شد و عمر وی را دلداری داد . تمام این موارد در صحاح سته آمده است .

امروز اصل اسلام در خطراست . در این شرایط بهتراست اختلافات خود  را بر سر اصول پنهان بداریم ؛ زیرا به مصلحت نیست که این اختلافات بروز پیدا کند . لعن کردن نامشروع نیست ؛ اما در حال حاضر به صلاح نیست . همان طور که در مثل داریم “جز راست نباید گفت ، هر راست نشاید گفت.” اگر با گفتن هر راستی مسلمانان به جان یکدیگر بیفتند ، این صریح بودن به صلاح نیست . امر مسلم ما نباید ازائمه جلوترحرکت کنیم . در زیارت عاشورا قضیه مطرح شده است ؛ اما تصریح به اسم نیست . برخی اسامی از جمله نام معاویه وابی سفیان آمده است ؛ اما بعضی اسامی وجود ندارند؛  چراکه مطرح کردن اسم به صلاح نبوده است . شیعه هنوز محکوم است که مانند مولایش در چاه ناله و درد دل کند. شیعه هنوز هم مظلوم و در اقلیت بوده و چشم به راه منجی و منتقم اصلی است و تا آن زمان صلاح است که هر چیز را بروز ندهد و خویشتندار باشد . شیعه نباید در عراق ، پاکستان و… تحریکاتی ایجاد کند که ضررش شامل حال تمامی شیعیان شود . شاید به دلیل تندروی شیعه است که آن طرفی ها به اسم دین و به قصد قربت الی الله بمب به خود وصل کرده و در کاظمین و کربلا فاجعه آفرین می شوند . اگر علی و فاطمه امروزه بودند از ما درخواست می کردند که صبور باشیم و کاری بر خلاف مصلحت اسلام و مسلمین انجام ندهیم . بر ما واجب است که از معارف ، احادیث ، رهنمودها ، روش های حکومتی و سلوک ائمه سرمشق بگیریم تا دینمان را به این خاندان ادا کرده باشیم.

***

تلاوت چهارم از آیه ی 89 تا 95 سوره ی بقره

● در آیه ی 89 اگر در کلمه ی (مَعَهُم) وقف کنید ، وقف قبیح است اما چون طولانی است نمی شود تا آخر خواند .

● تجوید گریز نباشیدو به  تلفظ صحیح حروف و تجوید توجه کنید .

●در آیه ی 90 به دلیل طولانی بودن آیه می توان آن را به چند قسمت تقسیم کرد وبهترین حالت این است که در (بَغیاً) بایستیم و دوباره از (اَن یَکفُروا) بگیرید تا (مِن عِبادِه) .

● در آیه ی 91 و کلمه ی (مُصَّدِقاً) حرف (ص) نباید ضعیف باشد و صفیرش را نباید کم بیاورید .

● نباید بمباران لحنی داشته باشید و نباید در هر کلمه تحریر بزنید و کلمه را بالا و پایین کنید . اگر مدام لحن را بر سر مخاطب بریزید ، هم از ارزش کارتان کاسته می شود و هم شنونده را خسته کرده اید و این حس را القاء می کنید که قاری فقط قصد دارد لحنش را به رخ بکشد . اگر حواستان فقط به صوت و لحن باشد ، تجویدتان گم می شود .

● در آیه ی 94 و کلمه ی (خالِصَة ً) برای ادای حرف (ص) ، همان حرف (س) را باید درشت ادا کنید و تفخیم دهید و نباید صفیرش کم شود .

●در این سوره یهودیان صدراسلام  با وجود این که صاحب کتاب و موحد هستند دو طایفه شدند به نام های بنی قریظه و بنی نظیر . بنی قریظه با کفار اوس و بنی نظیر با کفار خزرج ، هم پیمان شدند . زمانی که اوس و خزرج با هم می جنگیدند ، دو قبیله ی یهود هم روبروی هم قرار می گرفتند و با هم می جنگیدند . بعد دو گروه جمع می شدند ، پول می دادند و اسیرهایشان را آزاد می کردند . خداوند خطاب به آنها می فرماید : من از شما پیمان گرفتم و شما عهد کردید . یهودی نباید یهودی را بکشد ، اخراج کند یا به اسارت بگیرد . در دستورات تورات آمده که اسیرها را آزاد کنید ؛ اما جنگ خلاف دستورات تورات است . وقتی اینچنین بین خود اختلاف می کنید ، جزایش پستی و خوار بودن در دنیا را در پی دارد و جزای اخروی آن هم جای خود را دارد . هر چند این آیات در مورد یهود است ؛ اما به مسلمان های  تازه ی جامعه ی اسلامی هشدار می دهد که مراقب باشید تا مانند یهود به دلیل رفتارتان پست و خوار نشوید و مانند آنها نباشید که به بخشی از کتاب خود عمل کرده و به بخشی بی توجه بودند . شما مسلمین این طور نباشید که تنها آن بخش هایی از قرآن که به نفعتان است را عمل کنید . اگر وحدت است باید همه جا باشد . نتیجه ی این کار خواری دنیا است . یهود به زندگی دنیا چسبیده است و می گوید تنها یهود انسان است و باقی مردم برده هستند . خداوند می گوید این در ذات یهود است که دوست دارد 1000سال عمر کند و بر خلاف آنکه مدعی بنده ی خاص خدا بودن هستند بسیار به دنیا چسبیده اند . خداوند در سوره ی جمعه می فرماید : اگر از بندگان خاص خدایید ، پس چرا اینقدر از مرگ می ترسید ؟

این آیات برای مسلمین زنگ خطری است ، مبنی بر اینکه به زندگی دنیا نچسبند و پایشان را جای پای یهودیان نگذارند . شیعیان هم نباید تنها خود را ببینند و فکر کنند که غیر شیعه ،انسان نیستند . این غرورها به دنیایی شدن می انجامد.

***

تلاوت پنجم از آیه ی 96 تا 102 سوره ی بقره

●در آیه ی 96 و کلمه ی ( اَحرَصَ) حرف (ص) تفخیم دارد و حرفی قوی است که تفخیمش آن را قوی می کند و برای ادای این حرف پشتش انرژی بگذارید .صفیرش نباید کم شود ؛ صفیر حرف (ص) از حرف (س) بیشتر است .

●نباید به میکروفن بچسبید چون این کار صدایتان را به هم می ریزد

●خواندنتان به گونه ای نباشد که تصور شود از داخل رختخواب مشغول خواندن هستید . خواندن مصطفی اسماعیل به این حالت است . اما او پیر است و در جوانی این طور نبوده ، ضمن اینکه نوع صدایش اینگونه است و بم صدایش خوب نیست . اما یک قاری جوان نباید به این صورت بخواند .

●شروع به خواندن قاری باید قوی باشد (مانند خواندن غلوش و شحات )

عظمت قرآن را باید در همان اَعوذ بالله … نشان داد.

●از بالای میکروفن به صفحه ی قرآن نگاه کنید و میکروفن را طوری تنظیم کنید که مجبور نشوید از کنار به صفحه نگاه کنید .

● جمع بین صوت و لحن و تجوید کار قاریان اصولی است و با رعایت این موارد است که عبدالباسط در تاریخ ماندگار می شود .

● اول قرائت خود را مانند قاریان مسن نخوانید . در عین حال از اوج خواندن بیش از حد هم پرهیز کنید . شما باید تجوید را برای خود ملکه کنید تا لحن خودش بیاید . یکی از قاریان فعلی در زمانی که نوجوان بود فقط از صوت و لحن برخوردار بود و تجوید با او کار نشده بود . به دلیل ضعف در تجوید در مسابقات حذف شد و پدرش از این بابت بسیار ناراحت شد و می گفت پسرم ستاره ی جلسات قرآن است . بنابراین تجوید شوخی بردار نیست . قاری باید تجوید خود را تثبیت کند ؛ لحن خود به خود درست می شود . به خصوص کسانی که خدا به آنها صوت و لحن خوبی بخشیده است . شما باید غنه هایتان را خوب بیاورید و حروف را خوب ادا کنید و تجوید گریز نباشید . در کلاس قرآن کلاسی بخوانید و در محافل هرطور که می توانید بخوانید . این دو با هم متفاوت هستند .

***

درس تجوید ؛ مخرج حرف (ل)

مخارج دستگاه تکلم 17 تا است . در جلسه ی پیش در مورد حرف (ض) توضیح دادیم که مخرج هشتم دستگاه تکلم است .

امروز در مورد مخرج نهم یعنی حرف لام توضیح می دهیم .

حرف لام با نوک زبان تلفظ می شود ؛ اما فقط نوک نیست بکه دو طرف نوک زبان هم به کار گرفته می شود ؛ بنابراین حرف لام از اتصال نوک زبان با مرز بین لثه ی بالا و دندان تولید می شود.

نکته : تمامی حروفی که در موضع لسان تلفظ می شوند ، کناره های زبان به خاطرشان بسته است و وسط یا جلوی زبان برایشان باز می شود و حرف بیرون می آید . تنها حرفی که برایش کناره های زبان از دندان ها باز می شود (جدا می شود) و صدا از کناره بیرون می رود ، حرف ل است . از این دیدگاه در آواشناسی فارسی به حرف ل حرف کناری می گویند ، اما در زبان عرب به حرف ض این صفت را می دهند . (ما در فارسی ض نداریم)

●صدای(ل) از کنار می آید نه از جلو.

تفاوت دو حرف «ن» و «ل» :

●در «ن» تمامی کناره ی زبان از آخر ، جلو و نوک ، همه با دندان های بالا بسته می شود . زبان برای «ن» به طور کامل دهان را می بندد و صدا دیگر از دهان نمی آید پس به ناچار وارد بینی می شود و از خیشوم بیرون می آید . در «ن» صدا اصلا در فضا ی دهان نمی آید ، چون با زبان بسته است و «ن» غنوی است.

●در «ل» نوک زبان سرجایش است ؛ اما کناره ها از دندان باز می شود و صدا می خواهد جلو بیاید ، اما جلو بسته است ؛ پس از کناره ها بیرون می آید . این حرف تنها حرفی است که در آن کناره های زبان از دندان ها جدا هستند . برای همین است که در تجوید صفت «انحراف » را برای «ل» ذکر کرده اند . به این معنی که «ل» از جلو خارج نمی شود ؛  چرا که جلو بسته است ؛ پس منحرف شده و از کناره ها بیرون می آید.

دو حالت در مورد بیان «ل» وجود دارد . اول اینکه تنها نوک زبان مطرح شود . دوم اینکه چسبندگی زبان از نوک بیشتر باشد ؛ که در این حالت زبان پهن تر می شود و فشار یا سایش هوا برای از کنار بیرون آمدن بیشتر می شود . سایش و فشارلام بیشتر وکناره های زبان کمی به دندان ها نزدیک تر می شود . لام مصطفی اسماعیل ، از نوع اول است ؛ اما در لام حصری کناره های زبان هم دخالت دارند.

لام آسیب دیده :

1.اگر کناره ها ی زبان بیش از حد به دندان نزدیک شود و هوا با سایش و فشار عبور کند ، ل خشن شده و به حرف «ژ» نزدیک می شود.

2.ل را نباید شدت دهیم و نباید ببندیم ؛ به خصوص در «ل» مشدد حتما باید صدایش جریان داشته باشد.

لام غلیظ و لام رقیق :

دو نوع لام داریم : لام غلیظ (مفخم) و لام رقیق .

در این نوع لام وسط زبان گودی بیشتری دارد و گودی کامل می شود و انتها یا ریشه ی زبان بالا است . این لام ، لام الله است . در مخرج این دو نوع لام تفاوتی وجود ندارد . محل خروج هوا ، دو کناره ی طولانی است و دو سوم کناره باز است و هوا از این قسمت بیرون می آید و سایش هوا کم است ، پس صدا بدون سایش بیرون می آید . هر چه سایش کمتر باشد حرف به طرف توسط پیش می رود . وقتی هوا بدون سایش رد شود ، توسط ایجاد می شود و تحریر خور می شود.

“توسط لام به این است که سایش یا فشار آن کم باشد.”

اگرمیخواهید ببینید زبان چه نقشی در ایجاد حروف دارد و تفاوت حروف چیست باید حرفی را مقابل حرف مورد نظر قرار داده و با تکرار ادای آنها به تفاوت ها پی ببرید . آواشناسان اینگونه به عملکرد حروف واقف می شوند.


تعداد بازدید: 850