جلسه ی تخصصی استاد سید محسن موسوی بلده

خلاصه ی مباحث مطرح شده در این جلسه:

1. تلاوت آیاتی از سوره های مبارکه ی ابراهیم، حجر و تغابن

2. بیان مفاهیم آیات تلاوت شده

3.قرائت ترتیل از آیه ی 37 تا 41 سوره ی مبارکه ی ابراهیمبه صورت همخوانی

4.بیان نکات مهم در تلاوت ترتیل

5. آموزش تجوید؛ مبحث آسیب شناسی در تلفظ حروف

6.تلاوت آیات 8 و 9 سوره ی مبارکه ی حجر توسط استاد و همخوانی قرآن آموزان با ایشان

***

تلاوت اول از آیه ی 13 تا 21 سوره ی مبارکه ی ابراهیم

● مفاهیم آیات تلاوت شده: شما پیامبران و مردان الهی، در قوم خود مظلوم و تنها واقع شده اید. پیامبران می گفتند: «ما بر این آزار و اذیت ها صبر می کنیم.» (صبر در آیه ی 12 به معنی مقاومت و استقامت است.) خداوند برای مطمئن کردن دل پیامبران به آنها وحی می کند که عیبی ندارد، بگذارید آنان شما را تکفیر کنند و در حقتان ستم روا دارند، در نهایت ما آنها را نابود خواهیم کرد و شما را بعد از اینها در زمین جای خواهیم داد. منظور این است که سلسله ی ظلم را ریشه کن کرده و سلسله ی پیامبران را بر روی زمین جاوید خواهیم کرد. (اگر این پیامبر باقی نماند، پیامبر بعدی باقی خواهد ماند.) پیامبر بعدی خواهد آمد و جانشین پیامبر قبلی خواهد شد. شاید در اینجا رجعت پیامبری خاص مورد نظر نباشد، بلکه منظور پیامبران بعدی هستند که جانشین پیامبران دوره ی پیش می شوند. منظور خداوند این نیست که به پیامبری خاص وعده داده باشد که اگر ناملایمات را تحمل کردی و از این دنیا رفتی من باز تو را خواهم آورد و حاکم زمین خواهم کرد، بلکه راه حق و حقانیت که راه تمامی پیامبران بوده است، ماندگار و باز گشتنی می باشد. توجه داشته باشید که “رجعت” شخص خاصی از این آیات برداشت نمی شود، بلکه منظور وعده ی پیروزی حق است که به پیامبران داده شده است؛ حتی اگر خودشان هم نباشند، خط آنها ادامه خواهد یافت و ائمه ی معصومین و در نهایت منجی بشریت خواهد آمد و حرف خداوند را بر زمین حاکم خواهد کرد. رجعت از آیات دیگری از قرآن دریافت می شود؛ از جمله عبارت (دابَّةً مِّنَ الاَرض) در آیه ی 82 سوره ی مبارکه ی نمل که بعضی در تفسیر آن سخنانی گفته اند که اشتباه بوده است. پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) می فرمایند آن جنبنده ای که از زمین خارج می شود، رجعت است و از روزی که این آیه نازل شد، پیامبر (ص) در خطاب کردن حضرت علی (ع) از این عبارت استفاده می فرمودند. در این که رجعت اتفاق خواهد افتاد و پیامبران و ائمه خواهند آمد شکی نیست. اسلام تناسخ را قبول ندارد؛ این طور نیست که بعد از مرگ انسان، روح او در کالبد جانور و یا انسان دیگری برگردد. در نتیجه خداوند به پیامبران پیامی دلگرم کننده می دهد و می فرماید شما به راهتان ادامه دهید و بدانید در نهایت شما پیروز هستید و من شما را مسلط بر زمین می کنم و اهل ظلم نابود می شوند.

***

تلاوت دوم از آیه ی 22 تا 29 سوره ی مبارکه ی ابراهیم

در آیه ی 22 در کلمات (وَقالَ) و (وَعَدَکُم) حرف (واو) را درشت بیان نکنید.

● در آیه ی 28 در کلمه ی (کُفراً) حرف (ف) را متحرک ادا نکنید و با این کار خود را در معرض اشتباه قرار ندهید! به این معنی که، یک لحن یا آهنگ خاص را انتخاب می کنید و برای جور شدن آن آهنگ مجبور می شوید که اشتباهی را در تلفظ حروف انجام دهید تا آهنگتان نامنظم نشود؛ به طور مثال مانند همین قسمت که قاری برای جور شدن آهنگی که انتخاب کرده بود مجبور شد سکون حرف (ف) را در نظر نگیرد و دچار اشتباه شد.

● قاری قرآن باید برای لحن و آهنگ خود افقی وسیع ترسیم کند، به این معنا که وقتی اوایل آیه قرار دارد در مورد انتخاب لحن و آهنگ کلمات اواسط و اواخر آیه تصمیم بگیرد و آماده باشد. درست مانند راننده ای که هنگام رانندگی فقط متوجه جلوی اتومبیل خود نیست، بلکه به چند متر جلوتر نیز دقت می کند تا اتفاق ناگواری برایش پیش نیاید و به عابرین پیاده، دست اندازها و… در فاصله ی دورتر دقت دارد. قاری باید در ابتدای هر آیه کلمه ی آخر را ببیند و با این کار نفس خود را تنظیم کند و با تنظیم آهنگ ها انواع وقف را بنا بر موقعیت برگزیند.

***

تلاوت سوم از آیه ی 30 تا 36 سوره ی مبارکه ی ابراهیم

● دقت کنید تا حرف (ر) را در کلمات (الرَّحمان) و (الرَّحیم) در (بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم) محکم تر بیان کنید و مراقب باشید تا کسره نیز فارسی ادا نشود. همچنین باید دقت کنید تا حق تشدید را تمام و کمال ادا کنید.

● در آیه ی 30 در عبارت (فَاِنَّ مَصیرَکُم) مراقب باشید تا حرف (م) تفخیم نگیرد.

● در آیه ی 31 در کلمه ی (سِرًّا) فتحه ی آن نباید ترقیق شود، اگر فتحه از تبعیت حرف (راء) خارج شود کیفیت خواندن قاری نیز پایین می آید. نه تنها حرف (راء)، بلکه فتحه ی آن هم باید تفخیم شود.

● به تحریرهای خود شکلی مشخص بدهید و آن را بی جهت رها نکنید.

● در آیه ی 34 در عبارت (لا تُحصوُها) حرف (ص) را به درستی ادا کنید و صفیر آن را شایسته تر بیان کنید؛ حرف (واو) را طوری بیان کنید که اگر شنونده ای حرف (ص) را نشنید هم، با شنیدن حرف (واو) حدس بزند که حرف درشتی بر سر (واو) بیان شده است. (به واو تفخیم بدهید.) در ضمن توجه داشته باشید که حرکت هم با حرف تفخیم می شود، حتی ضمه و (واو) مدی. بنای کلی حرکت کوتاه و کشیده در زبان عرب، این است که حرکات کوتاه باید عربی بیان شوند و با حرکات کشیده ی خود یکی باشند. بعضی می گویند برای اینکه کسره ی حروف استعلاء (به طور مثال کسره در کلمه ی صِراط) به خوبی بیان شود، بهتر است که کسره ی فارسی بگوییم! در حالی که ما حق این کار را نداریم! باید کسره ی آن را عربی مفخم بیان کنیم. (بوی تفخیم احساس شود.) تنها در یک حالت توصیه می کنیم که حرکت ما، کسره ی فارسی شود و آن “اماله ی کبری” است. (اِمالة: در لغت به معنای میل دادن و مایل کردن است و در اصطلاح به میل دادن الف مدی به سوی یاء مدی گفته می شود.) «اماله» دو قسم است: اماله ی صغری و اماله ی کبری. در اینجا افراط در میل کردن ایجاد می شود؛ الف مدی را از حالت معمول خود خارج کرده اید و آن را به سوی یاء مدی میل می دهید. توجه کنید که میل دادن جدای تبدیل کردن است! مانند این که به شخصی بگویید تا نزدیکی منزل فلان شخص برو، اما داخل نشو! تنها مورد اماله ی کبری به روایت حفص از عاصم در آیه ی 41 سوره ی مبارکه ی هود آمده است: «وَ قالَ ارکَبوُا فیها بِسمِ اللهِ مَجریها وَ مُرسیها اِنَّ رَبّی لَغَفوُرٌ رَحیم: و (نوح) گفت: به نام خدا در آن (کشتی) سوار شوید و در حرکت و توقف یاد او کنید که پروردگارم، آمرزنده و مهربان است.» و آن اماله ی کبری در الف مدی بعد از راء در کلمه ی «مَجریها» است. حرف (ر) در این کلمه ترقیق می شود.

● حروف مدی صفت توسط دارند و از حالت رخوت خارج هستند، رخوت حالتی است که با سایش هوا همراه است. هنگام ادای حروفی از قبیل (س) و (ش) سایش هوا ایجاد می شود. (عرب به سایش، احتکاک می گوید.) عربها به حروف توسط که می رسند دیگر آن را سایش محسوب نمی کنند، سایش زبری ایجاد می کند،  حتی اگر جهر هم داشته باشد. (مانند حرف ز) از حروف زبر تحریر در نمی آید، مانند حرف (ز) که نمی توان در آن تحریر زد. اوج تحریر پذیری در حروف مدی است. (واو) و (یاء) صفت توسط دارند و برای همین تحریر پذیر می باشند. اگر شخصی به حروفی که رخوت دارند تحریر بزند، معلوم می شود که آن حروف را از حالت رخوت خارج کرده تا بتواند تحریر را بر آن اعمال کند. در مورد حرف (غ) باید گفت که این حرف رخوت دارد، بنابر این نمی توان بر روی آن تحریر ایجاد نمود، اما اگر از حالت رخوت خارجش کنیم (در آن خلل ایجاد کنیم و غیر صحیح ادا کنیم)، تحریر می خورد. اگر حرف (غ) را صحیح ادا کنیم، هرگز نمی توان بر آن تحریر زد. تحریر عمل زیبایی است که بر روی حروف توسط اعمال می شود. مثال دیگر در مورد حرف (ذال) است که رخوت دارد و نمی توان بر آن تحریر زد، مگر آنکه آن را از حالت رخوت صحیح خود خارج کنید تا بتوانید بر آن تحریر بزنید. حرف (ضاد) را هم توسط حساب نکرده اند، چرا که نرم است، توجه داشته باشید که (ضاد) صحیح نیز تحریر خور نمی باشد. اگر در (ضاد) حجاز تحریر بزنید نشانگر این موضوع است که آن را بیش از حد نرم کرده اید. در نتیجه حروف رخوت، تحریر نمی خورند، حروف توسط هستند که تحریر می خورند؛ در کتب آمده که حروف مدی نیز صفت توسط دارند، این مطلب تأکید کننده ی این موضوع است که از ویژگی های حروف توسط تحریر پذیری آنها است، اما چرا حروف (واو) و (یاء) جزء حروف توسط حساب نمی شوند؟ در حالی که این حروف مصداق کامل تحریر خوری هستند. اساتید می گفتند “نور علمی” (7 حرف توسط که به صورت رمز گونه در قالب یک عبارت در آمده اند تا بهتر در ذهن ثبت شوند.) حروف توسط است. ابن جزری صاحب کتاب “التمهید” نابغه ی علم قرائت در قرن هشتم بوده است و علم قرائت را در جهان اسلام و سرزمین های متعددی اشاعه و گسترش داده است. ایشان در اواخر عمر خود به ایران آمد و در شیراز، در دارالقرآنی مشغول به تدریس شد. در همین شهر بیمار شده و در حالی که هشتاد و چند سال (!) از عمرش می گذشت در شیراز فوت کرد. (در سال 833) وی اهل دمشق بوده است. در کتاب بسیار مشهور خود که در علم قرائت بنام است، تحت عنوان «النشر فی القرائات العشر» که دو جلدی است و هنوز ترجمه فارسی برایش نوشته نشده است، حروف توسط را 5 حرف معرفی کرده است: (ل، م، ن، ع، ر) و حروف (و) و (ی) را نام نبرده است. تمامی سخنان ابن الجزری ملاک عمل برای سایر کتب تجوید شده است. در شرح منظومه ی ابن الجزری نیز مطالب بسیاری آمده است. ابن الجزری کتاب “التمهید” خود را در سن 18 سالگی به رشته ی تحریر در آورده است، اما کتاب النشر را در اواخر عمر نوشته است. التمهید یعنی درآمدی بر تجوید (مقدمه ی تجوید) و او نبوغ خود را در این کتاب از آغاز به نمایش گذارده است و اصطلاحات و تعابیر گوناگونی از تجوید دارد. جالب اینجاست که ایشان حروف توسط را در کتاب التمهید 7 حرف ذکر کرده است و در اواخر عمر به این نتیجه رسیده که 2 حرف را نباید جزء آن دسته حساب کرد! بنده نیز با خواندن و تفحص در این کتب اطمینان حاصل کردم و قلبم آرام شد و پی بردم که گفته ی ابن جزری در همان 18 سالگی درست تر به نظر می رسد و در کتاب دیگری در زمینه ی تجوید نیز خواندم که حروف مدی هم جزء حروف توسط می باشند. در هر حال جهت ادای احترام به گفته ی ایشان 5 حرف را ذکر کرده ام، اما در حاشیه 7 حرف را مطرح کرده ام. هرجا خواستید حروف مدی را ذکر کنید، بدانید حرکات کوتاه هم همان ویژگی را دارند؛ تنها کشیده هستند و در واقع جنسشان یکی است. بنابراین تحریر خوری در فتحه نیز رخ می دهد، اما قاری باید در این زمینه بسیار سریع و چالاک عمل نماید. اگر توانستید در فتحه، کسره و ضمه نیز تحریر بزنید بسیار خوب است، اما به این شرط که از حد حرکت یک حرکتی خارج نشوید و اگر تحریرها را طولانی تر ادا کنید، اشتباه عمل کرده اید.

● در آیه ی 35 در عبارت (وَاجنُبنی) نباید میل به ضمه بدهید. (وَاجنُبنی به معنی: دور بدار)  من و فرزندانم را از پرستش بتان دور بدار. در (الاَصنام) هم حرف (الف) و هم (ص) را واضح بیان کنید و به (الف) و در واقع به همزه، به خاطر (ص) تفخیم ندهید.

***

تمرین و همخوانی ترتیل از آیه ی 37 تا 41 سوره ی مبارکه ی ابراهیم

هنگام  قرائت ترتیل، توجه خود را به نبرها نیز مبذول دارید، در این راستا توصیه می شود نبرها را رعایت کنید.

● قاری قرآن باید تمرین ترتیل خوانی نیز داشته باشد.

● در ترتیل، اصل بر حفظ سرعت است. باید در ترتیل خوانی از تند و کند شدن بپرهیزید. این اصل از (اعوذُ بِالله) آغاز شده و تا (صَدَقَ الله) ادامه می یابد. در ترتیل با سرعت مطمئنه باید پیش روید و در عین حال کلیه ی قواعد و قوانین تجوید را رعایت کنید.

● در ترتیل خوانی حتما مدهای عارضی را مساوی بیاورید، کاری که در تحقیق بسیار بر آن تأکید نشده است. توصیه ی علمی و فنی من این است که از بین 2 حرکت، 4 حرکت و 6 حرکت، شما 4 حرکت را برگزینید و همه ی مدهایتان را 4 بیاورید، هم متداول تر و صحیح تر است و هم در جهان اسلام مد متوسط مقبول تر و برگزیده تر است؛ به جز مد لازم که جز با 6 حرکت نمی توان آورد. تکلیف خود را در مورد مدها معلوم کنید و هر مدی را انتخاب کردید، تا آخر با همان پیش روید.

● به لحاظ لحنی هم مراقب باشید تا به صورت جواب الجواب نخوانید، حداکثر تا جواب بروید بعد به حالت: قرار، جواب؛ قرار، جواب… بخوانید. در غیر این صورت داوران نیز در مسابقات بر خواندن شما اشکال وارد می کنند.

● شأن تحریرهای ترتیل باید متناسب با ترتیل باشد، نه در حد تحقیق. تحریر در ترتیل باید سنگین و موقرانه انجام شود. (استاد برای نمونه آیاتی را به حالت ترتیل قرائت می فرمایند و تحریرهای ساده و سنگین را در آن لحاظ می کنند.)

● و اما یک پیشنهاد برای شما دارم؛ شما می توانید در ترتیل خوانی خود یک (برَند) سبک تحریری که ویژه ی خودتان است ایجاد کنید که خاص شخص شماست؛ کاری که بسیاری از قاریان انجام می دهند و با شنیدن قرائتی خاص در می یابیم که کدام قاری در حال قرائت است. برای این کار می توانید در مدهای عارضی یک تحریر را زیاد تکرار کنید. توجه داشته باشید که تحقیق، غیر ترتیل است. در تحقیق تکرار مجاز نمی باشد، اما در ترتیل می توانید این کار را انجام دهید. به عنوان مثال ترتیل “محمد ایوب” خاص شخص ایشان شده است و دیگران در مسابقات از وی تقلید می کنند.

***

تلاوت چهارم از آیه ی 42 تا 47 سوره ی مبارکه ی ابراهیم

قاری در مسابقات هرگز نبایدبه منظور انجام مقدمه، پیش از تلاوت خود کار خاصی انجام دهد، به طور مثال نباید بگوید صلوات ختم کنید. ختم صلوات بسیار هم خوب و پسندیده است، اما قاری با این کار ذهنیتی برای داوران ایجاد می کند و کار را از عدالت خارج می کند و در ذهن داور اثر می گذارد، در حالی که باید شرایط کاملا یکسانی برای متسابقان  ایجاد شود. به حمد الله روز به روز مسابقات نظم و نسق خاصی می یابند، اما در چند سال پیش در مسابقات اوقاف در شهر کرمان از یکی از متسابقان درخواست شد که شیوه ی حفظ قرآن را شرح دهد! این کار با اعتراض جمع روبرو شد. باید از انجام چنین کارهایی جدا پرهیز کرد. توجه داشته باشیم که بحث عدالت بسیار ظریف و حساس است.

● سعی کنید قبل از خواندن صدای خود را آماده کنید؛ برای این منظور با نرمی، صدای خود را بالا و پایین کنید. با انجام این کار استرس شما نیز کاهش می یابد.

● در آیه ی 46 در عبارت (وَ عِندَاللهِ مَکرُهُم وَ اِن کانَ…) آنها مکر کردند ولی مکرشان نزد خدا است، یعنی خدا اشراف کامل بر امور دارد و بهترین ماکرین خدا است. ریشه ی مکر، برون رفت از یک مشکل است، اما در نزد بشر به حیله تعبیر می شود و جنبه ی منفی دارد،تنها در مورد خداوند جنبه ی مثبت آن وجود دارد. آنها فکر می کنند اگر مکر کنند، می توانند کاری از پیش ببرند! هرچه قدر مکر کنند و حتی اگر بتوانند کوه ها را با مکر خود از جا بکنند، باز هم نمی توانند با خداوند برابری کنند و مکر خداوند از تمامی مکرها برتر است. بنابر این نباید (واو) را در اینجا تنها شروع کرد. این (واو)، واو حالیه است.

● در آیه ی 48 در کلمه ی (تُبَدِّلُ) حرف (ت) نباید به حرف (س) نزدیک شود و مانند تلفظی که مداحان برای حرف (ت) به کار می برند، ادا نشود.

● مفاهیم آیات از آیه ی 35 : در آیه ی 35 می خوانیم: وَ اِذ قالَ اِبراهیمُ رَبِّ اجعَل هذا البَلَدَ…. همان طور که می دانیم در این آیه کلمه ی (بَلَد) با (ال) آمده است، اما در آیه ی 126 سوره ی بقره این کلمه با تنوین آمده است. (وَ اِذ قالَ اِبراهیمُ ربِّ اجعَل هذا بَلَداً…) برخی معتقدند که این دو با هم تفاوتی ندارند، اما بعضی می گویند در آنجا که بلد با تنوین آمده، منظور زمانی است که حضرت ابراهیم (ع) از کشوری به کشوری دیگر رفتند و زن و فرزند تازه به دنیا آمده ی خود را به سرزمینی خشک و بی آب و علف بردند و این جز به دستور خدا نبوده است. برخی بهتقلید از یهودیان می گویند ساره همسر اول حضرت ابراهیم (ع) می گوید حالا که با کنیز ازدواج کردی و او بچه دار شد، آنها را از جلوی چشم من دور کن و به جای دوری ببر! در حالی که ساره مادر پیامبر (حضرت اسحاق) است، این حرف از وی بس بعید است! و به یقین دستور خدا و امتحان الهی بوده است. حضرت ابراهیم (ع) همسر و فرزند را به خدای کعبه می سپارد و کعبه در آن زمان در آن سرزمین بوده و در زمان حضرت آدم (ع) بنا نهاده شده بود و در زمان حضرت ابراهیم (ع) احیا می شود. ایشان از خدا می خواهد که آن سرزمین را بلد و سرزمینی امن قرار دهد، اما در سوره ی ابراهیم، اواخر عمر حضرت ابراهیم (ع) است و در آن زمان حضرت اسماعیل (ع) بزرگ شده است و کعبه را با کمک یکدیگر ساختند و در آن سرزمین آب روان شد، در حالی که پیش از آن در آنجا آبی وجود نداشت. آب زمزم معجزه آسا از زیر پای کودک جاری شد و آبادی تولید شد و شهر مکه از همین زمان ساخته شد و مردم در آن تجمع کردند. در این حالت که این سرزمین به شهری تبدیل شده است، حضرت ابراهیم (ع) از خدا می خواهد که  این شهر را مکانی امن قرار بده. نکته ی دیگر اینکه ایشان از خداوند درخواست می کند که فرزندان و نسلش را نمازگزار قرار دهد و می فرماید هر کس از من تبعیت کند، از من است. (نه این که تنها کسی از من است که از خون و ژن من باشد!) از دعاهای ایشان این گونه بر می آید که اواخر عمرشان بوده، بنابر این هم صاحب حضرت اسماعیل (ع) و هم صاحب حضرت اسحاق (ع) بوده اند. نکته ی دیگر اینکه حضرت ابراهیم (ع) می فرمایند: «خدایا من و پدر و مادرم را بیامرز.» و برای پدر و مادر خود طلب مغفرت می کند. در آیه ی 113 سوره ی توبه آمده که: (ما کانَ لِلنَّبِیِّ وَ الَّذینَ ءامَنُوا اَن یَستَغفِروُا لِلمُشرِکینَ وَ لَو کانوُا اُولی قُربی مِن بَعدِ ما تَبَیَّنَ لَهُم اَنَّهُم اَصحابُ الجَحیم) هیچ پیامبری حق ندارد برای خویشان کافر خود (پدر) کافر خود طلب مغفرت کند، خداوند در آیه ی 114 سوره ی توبه در مورد حضرت ابراهیم (ع) می فرماید: (وَ ما کانَ استِغفارُ اِبراهیمَ لِاَبیهِ اِلّا عَن مَوعِدَةٍ …) ابراهیم به آزر بت تراش که پدر خوانده اش بود گفت: «من به زودی برای تو از خداوند طلب بخشش می کنم.» این حرف ایشان برای تشویق آزر به ایمان آوردن بوده است و هنگامی که پی برد او با این وعده نیز عوض نشد، از وی تبری جست. حضرت ابراهیم (ع) در اواخر عمر، برای والد خود طلب آمرزش می کند؛ والد به معنی پدر حقیقی است، پدری که انسان را تولید کرده است. در عرب به عمو هم پدر می گویند؛ هیچ پیامبری پدر مشرک نداشته است و از لجبازی های بنی اسرائیل بود که از سر لجاجت، به طعنه می گفتند پدر حضرت ابراهیم (ع) هم مشرک است. پدر حضرت ابراهیم “تارخ” نام داشته که در زمان کودکی ایشان را از دست داده و حضرت در اواخر عمرشان برای این پدر اصلی خود دعا می نماید. از چنین شیطنت هایی باز هم در طول تاریخ صورت گرفته، از جمله این که می گفتند ابوطالب، پدر حضرت علی (ع) هرگز ایمان نیاورد! آنها می خواستند هر طور شده به شخصیت حضرت علی (ع) ضربه بزنند. در حالی که این تهمتی بیش نیست! چه کسی از حضرت ابوطالب مؤمن تر بوده است؟! ایشان دین حنیف داشته اند و یکتا پرست بودند و از اولین کسانی بودند که به پیامبر (ص) گرویدند، اما اگر علنی و آشکارا چندان بروز نمی دادند، برای در نظر گرفتن مصلحت در نزد گرگ های انسان نمای قریش بوده است. دکتر علی شریعتی به عنوان یک مورخ می گوید: «به این نتیجه می رسم دفاعی که ابوطالب از برادر زاده ی خود کرد و به شعب تبعید شد، در حالی که بزرگ مکه بود و در نهایت در اثر سختی و بیماری و گرسنگی در شعب در گذشت، آیا جز از ایمانی راسخ بر می آید؟؟ مگر یک مشرک از شخصی که ادعای پیامبری دارد اینچنین از دل و جان حمایت می کند؟؟ بنابراین زندگی او مبین این ادعا است که وی ایمان داشته و مشرک از دنیا نرفته است.»

***

آموزش تجوید؛ ادامه ی مبحث آسیب شناسی در تلفظ حروف

اشکالاتی که قاریان در حروف نطعی ایجاد می کنند:

خطاهای تلفظ حرف (ط)

1. اگر به حرف (ط) همس بدهید، در حالی که باید جهر داشته باشد.

2. اگر به این حرف ترقیق بدهید.

خطاهای تلفظ حرف (د)

1. اگر حرف (د) را شبیه و نزدیک به حرف (ت) بیان کنید. نباید به این حرف همس بدهید.

2. اگر این حرف را مفخم بیان کنید.

خطاهای تلفظ حرف (ت)

1. مبالغه در همس

2. اگر به سوی رخوت برود و بوی (س) بگیرد و تیز شود.

3. مانند (ط) بیان شود.

4. همس خود را ترک بکند، به خصوص در هنگام سکون.

اشکالاتی که قاریان در حروف اَسَلی (ص، س، ز) ایجاد می کنند:

1.ضعیف بیان کردن حروف (ص) و (ز)؛ ضعیف بیان کردن صفیرشان.

2. لب پایین را در ادای آن دخیل کردن، باعث می شود (ص) شبیه (ش) تیز بیان شود.

3. به حرف (ص) ترقیق دادن.

4. تفخیم دادن به حرف (س).

5. حرف (س) را نزدیک به حرف (ز) بیان کردن؛ که در محاوره ی عرب زبان ها وجود دارد، اما در قرآن خواندن نباید اینگونه بخوانند.

خطاهای تلفظ حروف لثوی: حروف لثوی شامل: حروف «ث- ذ- ظ» می باشد، از این جهت که بخش جلوی زبان با کمک لثه ها، این حروف را تولید می کنند.

1. بیش از حد زبان را بیرون آوردن.

2. نوک زبان را نزد لثه بگذارید، گویی که حرف از لثه خارج می شود.

3. اگر (ث) به (ز) بدل شود. این مورد در اختلاف قرائت ها وجود دارد. در عرب زبان ها این تلفظ دیده می شود. اما در روایت حفص از عاصم وجود ندارد و ایشان بر این باورند که نباید اینگونه بیان کنیم.

4. ابدال حرف (ظ) به حرف (ز).

5. ابدال حرف (ث) به حرف (س).

6. از غلط های رایج میان قاریان این است که هر سه حروف لثوی را شدت بخشیده و مانند حروف نطعی تلفظ می کنند.

خطاهای تلفظ حرف (ف)

1. نفخ حرف (ف) را به خوبی بیان نکردن.

2. حرف (ف) را شبیه به (واو) فارسی بیان کردن.

***

تلاوت پنجم از آیات 48 تا 52 سوره ی مبارکه ی ابراهیم و آیات 1 تا 7 سوره ی مبارکه ی حجر

در عبارت (اَعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطان الرَّجیم) حرف (ش) را تیز و نزدیک به حرف (س) بیان نکنید.

● قاری باید فاصله ی میکروفن را با دهان خود تنظیم کند و از دور و نزدیک شدن به میکروفن بپرهیزد.

● در آیه ی 52 در عبارت ( وَ لِیَذَّکَّرَ) حرف (ذ) را رخوت ببخشید و مراقب باشید تا صدایش بسته نشود و این حرف را شبیه به حرف (د) بیان نکنید.

● در آیه ی 1 سوره ی مبارکه ی حجر در (الر) دقت کنید تا (الف) را مانند (الف) فارسی بیان نکنید.

● به سرعت از مقامی به مقام دیگر منتقل شدن و ایجاد تنوع کردن کاری است که تنها از “حصان” بر می آمد، و خوب است که در تلاوت های شما نیز اجرا شود؛ به این شرط که تنوع لحنی و پراکندگی در قالب نظمی مشخص باشد.

● در آیه ی 7 سوره ی مبارکه ی حجر در کلمه ی (الصّادِقین) حرف (ص) را با صفیر درستی بیان کنید.

● آیه ی 9 سوره ی حجر را به صورت برجسته، معروف و ویژه ای از قرآن به خاطر بسپارید، (اِنّا نَحنُ نَزَّلنا الذِّکرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظوُن) در این آیه خداوند با آوردن (نَحنُ) پس از (اِنّا) 2 تاکید پشت سر هم را نشان می دهد و می فرماید: «بی تردید ما، خود این قرآن را نازل کردیم، و قطعا ما خود نگهدار آنیم.» چون مفهوم به سمت فاعل می رود، بیانگر استمرار عمل است؛ خداوند می فرماید ماهمیشه آن را حفظ خواهیم کرد.

 ***

تلاوت ششم از آیه ی 1 تا 4 سوره ی مبارکه ی تغابن

در آیه ی 2 در کلمه ی (مِنکُم) مراقب باشید تا زبانتان به مخرج (ن) برخورد نکند! (استاد خطاب به قاری می فرمایند) گویی شما اظهار می کنید و ادامه می دهید! اخفاء را به درستی لحاظ کنید. اخفای شما در این کلمه باید در نزد حرف (ک) باشد.

● در آیه ی 3 مراقب باشید که حروف ترقیق در جوار حروف مفخم، حالت تفخیم به خود نگیرند.


تعداد بازدید: 1,767