جمع و تدوین قرآن در زمان حیات پیامبر(ص)

سیر طبیعی مسائل و حوادث به روشنی دلالت دارد که تدوین قرآن در عهد رسول خدا(ص) به طور کامل انجام پذیرفته است. کاتبان وحی، همان کسانی که قرآن را پس از نزول به املای پیامبر نوشته و به صورت مکتوب در می آوردند و نسخه ای از آن را در خانه پیامبر(ص) و نسخه ای را نزد خود نگه می داشتند. و حتی پس از املای پیامبر(ص) نوشته خود را به دستور پیامبر(ص) برای ایشان می خواندند. از کاتبان رسمی، امام علی (ع) و زید بن ثابت(مورد اختلاف) و همچنین اُبی بن کعب را می توان اشاره کرد. امام علی (ع) نخستین فردی است که از آغاز وحی تا پایان آن را نوشته است و هر گاه وحی نازل می شد و علی (ع) حضور نداشت، پیامبر(ص) وحی نازل شده را جداگانه برای علی (ع) املا می کرد و تفسیر و تاویل را به ایشان تعلیم می داد. خود ایشان در این رابطه می فرمایند:
«هیچ آیه ای نازل نگردید جز آنکه بر من قرائت و املا می شد و من خط به خط می نوشتم. پیامبر(ص) تاویل، تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه آن را به من آموخت و از خدا خواست که فهم و حفظ آن را به من بیاموزد. پس هیچگاه آیه ای را فراموش نکردم و از زمانی که حضرت آن دعا را در حق من نمود، آن را به نگارش در آوردم.(کافی)»
اُبی بن کعب معروف به سید القرا نیز، از کسانی است که در عصر رسول خدا(ص) به جمع آوری قرآن پرداخت و حتی از امام صادق (ع) مروی است که اهل بیت(ع) قرآن را بر اساس قرائت اُبی تلاوت می کنند.(کافی). در زمان حکومت معاویه، به فضیلت کاتب وحی بودن او افتخار می کرده اند اما برخی به صراحت کاتب بودن معاویه را رد کرده اند و تنها نگارش نامه های پیامبر(ص) را پذیرفته اند که در یک مورد به دلیل تعلل مشمول نفرین پیامبر(ص) نیز گردیده است.


به تعبیر آیت الله خویی در البیان، نسبت دادن جمع آوری قرآن به خلفا و دوران پس از پیامبر (ص) امری موهوم و غلط و با قرآن وسنت و عقل مخالف است. بدون تردید همه قرآن در زمان پیامبر(ص) به دستور ایشان جمع آوری و روی چیزهای مختلفی نوشته شده است. آن چیزی که در اطراف جمع آوری قرآن توسط علی بن ابیطالب(ع) در زمان پیامبر(ص) ظرف مدت سه یا هفت روز محقق شده، دلالت می کند که تمام قرآن در زمان پیامبر(ص) نوشته شده است و علی (ع) به دستور پیامبر(ص) آن نوشته ها را یکجا و به صورت قرآن فعلی یا بر اساس نزول، جمع آوری کرده است. و منظور کسانی که گفته اند قرآن را ابوبکر و اشخاص دیگری بعد از زمان پیامبر(ص) جمع آوری کرده اند این است که از روی قرآن زمان پیامبر(ص) نسخه های دیگری نوشته و استنساخ کرده اند. و نهایتا با صحافی و کنار هم گذاردن این صحیفه ها مجموعه آن را به هم دوخت و دوز کرده و به صورت مصحفهایی به غیر از مصحف های رایج در آوردند. به اعتقاد جمهور علمای شیعه، قرآن در زمان رسول خدا (ص) مجموعه ای مدون بود و علی (ع) نیز نسخه ای تدوین کرد و حکومت به دلیل اینکه نمی خواست خود را محتاج اهل بیت(ع) بداند و همچنین به دلیل اینکه جمع علی بن ابیطالب(ع) جمع بین ظاهر و باطن و تنزیل و تاویل بود و با منافع حاکمان وقت در تضاد و باعث رسوایی ایشان می شد، از پذیرش این قرآن سربازدند و گفتند ما را به قرآن تو نیازی نیست. چنانکه از خود امام علی (ع) نقل شده : پیامبر(ص) به من سفارش کرد که چون او را به خاک سپردم از خانه بیرون نروم تا اینکه کتاب خدا را گرد آورم (الاختصاص)
اما ادله بسیاری را موافقان تدوین قرآن در زمان پیامبر (ص) آورده اند که هم شامل تعلیم و نگارش قرآن با عنایت به فضای تاریخی زمان پیامبر(ص) است و هم جمع آن و مویدات دیگر شبیه رواج کتابت را در بر می گیرد؛ به اختصار به مواردی اشاره می کنیم:
۱. این روایات تاریخی جمع قرآن که بیشتر در منابع اهل سنت منعکس است، به سبب پراکندگی و تعارض با یکدیگر فاقد اعتبار است.برخی دوران جمع را به عمر، برخی دیگر به عثمان و عده ای هم به ابوبکر منتسب می کنند. برخی نوشته اند پذیرش قرآن مشروط به شهادت دو نفر بوده حتی عمر آیه رجم را آورده بود اما از او نپذیرفتند زیرا شاهدی نداشت!
۲. قرآن حجت خدا بر مردم است. حال اگر پیامبر(ص) آن را پراکنده می گذاشت و جمع نمی کرد، غرض از نزول قرآن محقق نمی شد و خلاف حکمت بود. این کار از یک مسلمان عادی بعید است چه برسد به پیامبر(ص). خداوند در آیه ۲۸۲ سوره بقره، به مردم امر کرده، هنگام وام گرفتن آن را بنویسند. آیا مسئله کتابت قرآن از اهمیت کمتری برخوردار بوده است؟ عقل نمی پذیرد که وحی الهی به ترک تدوین خود رضا دهد و به ترک نوشتن وام عادی رضا ندهد!
۳. با مطالعه سیره پیامبر(ص) متوجه می شویم، شخص ایشان اهتمام جدی بر تعلیم و نشر آیات و تشویق به ختم و حفظ قرآن داشتند. در مسجد پیامبر(ص) سر و صدا و همهمه ای از تلاوت قرآن بود تا آن که رسول خدا (ص) به آنان دستور می داد صدای خود را آهسته کنند تا باعث به غلط انداختن دیگران نشوند.
۴. هفت تن قرآن را بر پیامبر عرضه کردند: علی، اُبی بن کعب، ابن مسعود، زید، ابوموسی، ابودردا و عثمان. و مردم قرائت اُبی بن کعب را اخذ می کردند زیرا آخرین کسی بود که قرائت خود را بر پیامبر(ص) عرضه کرد.
۵. اهتمام صحابه به ختم قرآن و نام بردن تاریخ از صحابه ای که در زمان پیامبر(ص) قرآن را ختم می کردند که گویای این واقعیت است که قرآن به صورت مجموعه ای مدون وجود داشته است. پیامبر(ص) به عبدالله بن عمر عاص دستور داد که هر هفت شب یا سه شب قرآن را ختم کند در حالی که او هر دو شب یکبار قرآن را ختم می کرد. بنا به گزارش شیخ صدوق، اقل مدت ختم در سه شب بوده است. پیامبر(ص) نیز هرگاه قرآن را ختم می کرد خاندان خود را جمع نموده و دعا می فرمودند.
۶. هنگامی که ابن عباس نزد اُبی بن کعب قرآن را قرائت و ختم کرد، اُبی به او گفت سوره حمد و پنج آیه اول سوره بقره را بخوان که من نزد پیامبر(ص) قرآن را ختم کردم و ایشان این دستور را به من داد (راحل مرتحل).(النشر) مفاد این نقل نشان می دهد قرآن در زمان پیامبرجمع و اول و آخر آن معروف و شناخته شده بوده است.
۷. اولین آیات نازله سوره علق از قرائت و کتابت نام می برد و تشویق خاصی از کتابت به عمل می آورد. ۴۲ کاتب وحی برای پیامبر در تاریخ ثبت شده است که هنگامی که وحی نازل می شد، یکی از کاتبان وحی را فرا می خواند و می گفت این آیات را در سوره ای که فلان مطلب را بیان می کند، قرار دهید. آنچنان که کتابت قرآن از مکه آغاز شد؛ که داستان از خروج از کفر و اسلام آوردن عمر که با دو صحیفه از قرآن در منزل خواهرش برخورد کرد، موید این مطلب است.
۸. در صورت پذیرش صحت این حدیث از پیامبر (ص) که از من جز قرآن چیزی ننویسید(مسند احمد) می توان نتیجه گرفت که مخاطب، کاتبان وحی بوده اند که پیامبر(ص) با دقت به حفظ آیات و عدم اختلاف آنها با تفسیر و تاویل آیه ها اهتمام داشته اند.
۹. مورخین تصریح کرده اند به وجود نویسندگان مخصوص معاهدات، تخمین خرماها ، بدهی ها و غیره. به ادعای تاریخ، این شخص رسول خدا(ص) بود که دیوان اداری تاسیس کردند. پیامبر(ص) قبل از صلح حدیبیه دستور داد هر که اسلام آورده نامش مشخص و آمار مسلمانان تعیین شود که معاذ ۱۵۰۰ تن را به شمارش در آورده بود. و یا نوشتن اسامی برخی از قبیله ها.(این نقل با ادعای اهل سنت مبنی بر تاسیس دیوان در زمان عمر ناسازگار است) آیا معقول است پیامبر ثبت و نوشتن این کارها را مهم می دانست اما برای نوشتن قرآن که اساس اسلام است تلاش ننموده! عهدنامه ها و پیامهای سیاسی و بین المللی پیامبر برای کسرای ایران وقیصر روم و.. به صورت مکتوب نگاشته می شده که در اثر “مکاتیب الرسول” منعکس شده است. صیانت وحدت امت اسلامی و حفظ کیان جامعه دینی از مصالح تجاری و اقتصادی افراد عادی مهمتر است.
۱۰. اگر جمع و تدوین به معنای مصطلح کلمه در میان نبوده، اطلاق کلمه مصحف نادرست خواهد بود. پیامبر(ص) به خواستاران مصحف، مصحف اهدا می کرده است؛ آنچنان که در “مجمع الزوائد” آمده است هنگام ورود هیات نمایندگی ثقیف بر پیامبر(ص)، از حضرتش مصحفی را که نزد ایشان بود مطالبه کردند و پیامبر(ص) مصحف را اهدا کردند. حتی آنقدر نگارش قرآن رواج داشته که نقل است پیامبر(ص) کلام خدا را بر روی زمین دید و فرمود خداوند لعنت کند هر کسی که این کار را کرده است. کتاب را جز در جای خودش قرار ندهید.(کنز العمال)
۱۱. بخشی از روایات مربوط به پیامبر (ص) به وجود مصحف در زمان ایشان دلالت دارد؛ روایاتی شبیه خواندن قرآن از روی مصحف؛ نگاه به مصحف که بهره چشم است، مداومت بر نگاه به مصحف برای بهره مندی از بینایی، ارث گذاشتن مصحف، عدم دست زدن به مصحف در حالت وضو نداشتن، استحباب از روی مصحف خواندن، آموزش روخوانی قرآن به فرزندان و غربت قرآن در خانه ای که تلاوت نشود.
۱۲. عده ای از کسانی که نامشان جزو جمع کنندگان قرآن برده شده است، دارای مصاحف اختصاصی بوده اند. مانند امام علی (ع)، ابی بن کعب و ابن مسعود. این مصاحف غیر از مصاحف دیگری است که در زمان پیامبر(ص) منتشر و در دسترس بوده است.
۱۳. در زمان خلفا تعمد آشکاری در جهت برتری بخشیدن و فضیلت دادن به جمع آوری قرآن توسط هیات حاکمه صورت می گرفت. سید جعفر مرتضی در کتاب “حقایق هامه حول قرآن” معتقد است: ما به جمع آوری قرآن در زمان خلفا شک داریم و موید مطلب ما در اینجا روایتی است از امام حسن (ع) که مساله جمع آوری قرآن به شهادت دو نفر را از اکاذیب معاویه می شمارد(البرهان زرکشی) و همچنین اختلاف و تناقض روایاتی که درباره جمع قرآن است. آنچنان که به گزارش زرکشی، جمع قرآن توسط زید و ابی به درخواست خلفا ثابت نیست. اگر هم جمع آوری قرآن در زمان خلفا صحیح باشد کار خلیفه به عنوان جمع قرآن برای خودش بوده و نه برای امت اسلام. از شواهد بر می آید ابوبکر نسخه کاملی از قرآن نداشته، لذا از زید می خواهد این کار را برای او انجام دهد و خود زید هم آن زمان نسخه کاملی در دست نداشته است. زیرا از جمع آورندگان قرآن در زمان پیامبر(ص) نبوده است. زید با کمک آیات حفظ شده در سینه مردم و به خاطر رقابت پنهان میان آنها از مراجعه به نسخ کامل اصحاب خودداری کرد و برای ابوبکر یک مصحف شخصی تهیه کرد که نزد ابوبکر و سپس عمر و حفصه ماند و در دسترس عموم قرار نگرفت که گویای انگیزه این افراد غیر از جمع و حفظ قرآن بوده است. جمع قرآن در زمان پیامبر(ص) تمام شد و پیامبر(ص) شخصا بر کار کتّاب وحی اشراف داشت و همچنین بر تعیین جای آیات در میان سوره ها؛ اول و آخر قرآن هم مشخص بوده است که این با پراکنده بودن قرآن بر روی استخوان و نخل و غیره و ادعای زید مبنی بر عدم جمع قرآن در زمان پیامبر (ص) ،در تضاد است.این ادعا که بخشی از قرآن به شهادت یک یا دو تن جز قرآن شناخته شده، بسیار خطرناک است و شکی در بطلانش نداریم چون تواتر قرآن قطعی و از مسلمات است. چگونه است که آیه ای از قرآن با دو شاهد کافی بوده اما در برخی از امور عادی چهار شاهد ضروری است؟
۱۴. انگیزه خلفا از جمع کردن قرآن، جمع مردم بر مصحفی بود که تاویل و تفسیر و شان نزول و غیره نداشته باشد زیرا بعضی از این مصاحف دارای تفسیر و شان نزول، با منافع هیات حاکمه مغایر بود. نقل است مردی مصحفی نوشته بود که در کنار هر آیه تفسیر آن مکتوب بود. عمر مصحف را خواست و آن را با مقراض قطعه قطعه کرد!
۱۵. اکثر سوره های قرآن دفعی النزول است. روایاتی هم از پیامبر(ص) نقل است که حضرت در برخی موارد دستور به وضع بعضی آیات در جاهای معینی می دادند. ترتیب موجود در زمان رسول خدا (ص) به وجود آمده است. شاهد مطلب این که قسمت اعظمی از سوره های قرآن در زمان پیامبر (ص) به شکل سوره های مشخص و با نامهای معین معروف شده بود. ترتیب قرآن علی (ع) بر اساس نزول بوده است. امام(ع) این قرآن را به بنا به سفارش خود پیامبر(ص) از ایشان دریافت کردند:
«امام صادق (ع): پیامبر(ص) به علی (ع) فرمود: قرآن در صحیفه ها و کاغذهایی است و در پشت بسترم قرار دارد. آن را بردارید و جمع آوری کنید و آن را از بین نبرید چنانکه یهود تورات را از بین برد. پس علی (ع) فرمود: ردا بر تن نمی کنم تا اینکه قرآن را جمع آوری کنم و قرآن گردآوری شد.(مناقب ابن شهر آشوب)
امام(ع) قرآن را طی سه روز و یا هفت روز پس از وفات پیامبر(ص)جمع آوری نمود. طی این مدت کوتاه به آیات مکتوب قرآن نظم و نسق لازم را داد. وقتی اولین صفحه را ابوبکر باز کرد رسوایی خود و هم مسلکان را در آن دید و ترسیدند که مصحف امام، منافع آنها را به خطر بیاندازد پس درصدد تهیه جایگزینی برای این مصحف بر آمدند و قرعه به نام زید افتاد.
۱۶. در آن زمان پوستهای دباغی شده برای نوشتن رواج داشته؛ آنچنان که به روایت سیوطی در درالمنثور، عمر پوستی خریداری کرد و به اهل کتاب داد تا مطالب خود را در آن بنویسد که مورد نهی پیامبر(ص) قرار گرفت. حتی عرب، صورت زیبا را، به کاغذ نوشته شده تشبیه می کرده و قلم در پشت گوش به منظور کتابت، رواج داشته است. همه ابزارهای کتابت و نوشت افزار هم در آن زمان موجود بوده است.
۱۷. روایات متعددی مبنی بر تقاضای کتابت از طرف افراد مختلف دلالت دارد و حتی گویای تدوین حدیث در آن روزگار بوده است. در صحیح بخاری آمده است که ابوهریره گفته عبداله بن عمر روایات را می نوشت، ولی من نمی نوشتم. همچنین در سنن نسایی از عبدالله بن عمر نقل شده که من قرآن را جمع آوری کرده بودم و شبی یکبار آن را می خواندم.
۱۸. در کافی و تهذیب نقل شده که در صدر اسلام، قرآن را بین دیوار و منبر مسجد نبوی می گذاشتند؛ سپس افرادی از روی آن می نوشتند. در سنن بیهقی از ابن عباس نقل شده که صحیفه ها و نسخه های قرآن خرید و فروش نمی شد، بلکه افراد کاغذ را نزد رسول خدا(ص) می آوردند و اشخاصی به نوبت قرآن را می نوشتند تا تمام می شد.
۱۹. در مورد شخصیت زید بن ثابت نقلهای فراوانی در مذمت او رسیده است. مثلا از امام باقر (ع) روایت شده که زید در تسهیم ارث به حکم جاهلیت عمل می کرده است(کافی). همچنین عده ای او را قبل از اسلام آوردنش یهودی دانسته اند که در زمان رحلت پیامبر (ص) تنها ۸ سال سن داشته است. آنچنان که ابن مسعود هم کنایه ای داشته که در آن هنگام که شخص خودش ۷۰ سوره از پیامبر اخذ کرده بود، زید با کودکان در مکتب خانه مشغول بازی بوده است. او عثمانی مذهب و از ولایت امام علی (ع) خارج بوده است. در سقیفه موضعی علیه انصار داشت و راه بیعت انصار با ابوبکر را باز کرد. از مهاجمین به خانه حضرت صدیقه شهیده فاطمه زهرا (س) بوده و در زمان معاویه صاحب دیوان مدینه بوده است. با این اوصافی که از زید نقل شده، اطمینان به نقل معروف او مبنی بر اینکه پیامبر وفات یافت اما هنوز قرآن جمع نشده، مورد تردید جدی است و بیشتر بوی فضیلت سازی برای دستگاه خلفا به مشام می رسد.
۲۰. در برخی روایات شیعه آمده است که جمع قرآن باید به دست معصوم (ع) انجام گیرد مثلا در کافی “بَابُ أَنَّهُ‏ لَمْ‏ یَجْمَعِ‏ الْقُرْآنَ‏ کُلَّهُ إِلَّا الْأَئِمَّهُ ع وَ أَنَّهُمْ یَعْلَمُونَ عِلْمَهُ کُلَّه”. در ابتدای این باب حدیثی از امام باقر(ع) نقل است که فرمودند:«هیچ کس از مردم مدعی نیست که همه قرآن را جمع کرده همانطور که نازل شده است مگر آنکه بسیار دروغگو باشد. احدی جمع و نگهداری نکرده جز علی بن ابیطالب و امامان پس از او»‏ کتابی مفید قطع است که جمع آن به معصوم منتهی شود و با تمام الفاظ به صورت متواتر نقل شده باشد. اما روایات نقل شده جمع قرآن پس از پیامبر(ص) غیر از این واقعیت است.
۲۱. آیات تحدی قرآن به سوره های قرآن، گواه بر این است که سوره ها مشخص و جمع بندی بوده است. معنای مبارزه طلبیدن این است که سوره های قرآن در دسترس آنها قرار داشته؛ آیا می توان پذیرفت که کفار و مشرکان قرآن را از بَر داشته و به تحدی دعوت شده اند!
۲۲. روایات مبنی بر عدم جمع قرآن در زمان پیامبر (ص) با حدیث ثقلین مخالف است زیرا مقصود آن حضرت، قرآن جمع شده و مدون بوده است که آغاز و انجام داشته و قابل به امانت گذاشتن بوده است. اگر لفظ کتاب در موردی به کار رود، مقصود همه قرآن است و اگر بخشی از قرآن مقصود باشد به قرینه نیاز دارد. به نوشته های پراکنده و قطعه استخوان و جریده نخل، کتاب گفته نمی شود. همچنین معروفترین نام سوره حمد، فاتحه الکتاب است. اگر قرآن در زمان پیامبر جمع نشده چرا این سوره را با این نام ناگذاری کرده اند؟
۲۳. از پیامبر (ص) نقل معروف است که:” قید العلم بالکتابه” و یا در پاسخ فردی که درخواست کرده بود فراموش نکند فرمودند: اِستعن بیمینک( بحار الانوار) به این معنا که از دست کمک بگیرد برای نوشتن. این سیره نبوی از همان ابتدای نزول جریان داشته و تا زمان اهل بیت (ع) نیز جاری بوده است. مثلا امام مجتبی (ع) در یک سخنرانی خطاب به نوجوانان ایراد فرمودند: تحصیل علم کنید، اگر حافظه ضعیف است آنچه را در مجلس درس شنیده اید بنویسید و به آن مراجعه کنید(بحار الانوار) و یا امام جواد(ع) مهریه همسر خویش را متن نوشته شده توسط امام رضا (ع) قرار دادند که این نسخه خطی ادعیه “المسائل الی الوسائل” نام دارد و در ملحقات مفاتیح الجنان درج شده است.
۲۴. به هیچ روی نمی توانیم درک پیامبر(ص) را از خطرات احتمالی که در صورت موکول بودن سرنوشت قرآن به حفظ و تکرار و اذهان مردم، ممکن است دامنگیر قرآن گردد، مورد تردید قرار دهیم. پس نقلهای تاریخی مبنی بر تلاش صحابه پس از کشته شدن جمعی از حافظان قرآن در جنگ برای حفظ قرآن با سیره عملی پیامبر(ص) سازگار نیست. زیرا همواره مسلمانان در معرض قتل و شهادت و نسیان قرار داشتند و پیامبر(ص) به این مسئله آگاهی کامل داشتند.


تعداد بازدید: 21