خلاصه درس های استاد موسوی بلده

(تلاوت آیه 19 سوره حج) توسط استاد

*   درآیه 25 دقت شود مدها با هم مساوی باشند

*  درکلمه‌ی اَذِّنْ در آیه 26 به تشدید حرف «ذال» فشار نیاورید زیرا همس آن گرفته می‌شود، حرف (ذ) باید از نوک زبان خارج شود و هوا وارد دهان نشود اگر این طور ادا شود از جهر آن کم شده و به صورت حرف (ث) تلفظ می گردد. در این صورت آسیب «جهر» اتفاق می افتد. و اگر صدا قطع شود صد در صد تلفظ آن به طرف حرف «دال» می‌رود که دو غلط به حساب می آید. پس باید نوک زبان بسیار نرم به پشت دندان فشار آورد تا صفت «جهر» آسیب نبیند.

* درکلمه (وَ اَطْعِمُوا الْبائِسَ الفَقیر) چند نوع تحریر می‌توان انجام داد؟

دو نوع تحریر داریم :1- تحریر با بالا و پایین رفتن سریع نُت 2- فقط تکرار سریع نُت بالا

1-  در اجرای تحریر‌ها تفاوت‌هایی وجود دارد. این تفاوت در اجرای نت‌ها می‌باشد. تحریر یعنی بالا بردن سریع یک نت و برگرداندن سریع آن به طرف پایین که برای زیبایی تلاوت لازم است. تحریر یک ترجیع صدا می‌باشد.

(در قرآن به زیبا خوانی بسیار توصیه شده) امام محمد باقر(ع) نیز بسیار سفارش نمودند که قرآن را زیبا بخوانید.

در ترتیل، صوت قرآن را زیبا اجرا کنید. در زیبا خوانی بحث ترجیع بیان شده که یک نمونه‌ی آن تحریر است وحدّ برای آن حد و اندازه قائل شده‌اند. اگر بخواهد بیشتر از آن اجرا کنید،تأیید نمی‌شود. ترجیع یعنی خواندن اما اگر از نوع غنا باشد غلط است. قرآن را نمی توانیم به صورت کلیسایی بخوانیم خواندن قرآن به روش کلیسایی (ترجیع رهبانیه) یک انحراف در قرائت قرآن است. تحریر یک نوع ترجیع صوت است که ترجمان روح و احساسات ما می‌باشد. کسی که می‌خواند، تحریرهایش، خنده وگریه‌های او را بیان می‌کند. در واقع با تحریر احساسات خود را بیان می‌کنیم به طوری که شنونده راتحت تأثیر قرار می‌دهد. اگر صدا، با سرعت، بالا و پایین برده شود، تحریر اجرا شده است.

قرآن، ناله‌ی جهنمی‌ها رابه صدای حمار تشبیه نموده، (لقمان 19)

2- نوع دوم تحریر تکرار سریع یک نت بدون پایین آمدن صدا می‌باشد، یعنی فقط نت بالا اجرا می‌شود و نشان دهنده ی توانایی قاری قرآن است. راه تجربی برای یادگیری نوع دوم تحریر این است که حنجره را شل کرده یک تحریر می زنیم، بقیه تحریرها خودش می‌آید و اجرا می‌شود. نمونه‌هایی از تحریر قاریان بزرگ را بشنوید و آن را تکرار کنید. (از طریق گوش دادن تلاوت ها می‌توان قرائت خود را تقویت کرد). ابتدا باید تفاوت تحریرها را بفهمید تا بتوانید آنها را اجرا کنید. ابوالعینین شعیشع تحریر نوع اول را اجرا می کند که برای تمرین، گوش دادن به آن را توصیه می کنیم.

عبدالباسط نیز هر دو نوع تحریر را اجرا می کنند و توصیه می کنیم تلاوت های ایشان را نیز برای تمرین در این زمینه گوش دهید. .

*  آیه 29 سوره حج: در این آیه 3 کلمه وجود دارد که ابتدای آن با سکون شروع می شود. مثل ثمَّ لْیَقْضُوا که اگر بخواهیم ثمَّ را حذف کنیم به حرف لام که ساکن است باید حرکت کسره داده شود و مسکور خوانده شود. البته هیچ وقت نمی‌شود ثُم را از کلمه بعد از آن جدا نمود، باید حتماً خوانده شود. درهر صورت قاری باید یاد بگیرد که یک کلمه چگونه خوانده می شود، یا اگر از او سؤال شود که مثلاً در«ثُمَّ» اگر وقف شود، «لْیَقْضوا» چگونه خوانده می‌شود؟قاری باید بداند که حرف لام که ساکن است چه حرکتی می‌گیرد و چگونه خوانده می‌شود. زمانی وقف اضطراری اگر اجرا شود باید قاری بداند که چگونه یک کلمه را اجرا کند و لو اینکه در قرآن نیامده و مجاز نباشد، اما باید بداند که هر کلمه چگونه شروع می‌شود و اجرا می‌گردد –قاری قرآن باید ابتدای بر کلمات را بداند، شاید از نظر معنایی در قرآن مجاز نباشد ولی از نظر لفظی نیاز باشد اجرا شود. یک قانون کلی است که هیچ کلمه‌ای در زبان عرب با سکون شروع نمی‌شود و هیچ کلمه‌ای با حرکت ساکن و وقف خوانده نمی‌شود.

* آیه 29 سوره حج: حرف «تاء» در کلمه‌ی العتیق، تیز اجرا شود ودر آیه 30 حرف «عین» درکلمه‌ی (عند) فشار داده نشود. در حرف «تاء»، باید زبان را به پشت دندان فشار داد و تیز اجرا  کرد.

* عبارت «قول الزور» – حج 30- به معنای (حرف ناحق) می‌شود تفسیر شود. مفسران این عبارت رادر معنای اصوات لهو و لعب نیز آورده‌اند و گفته اند که این کلمه اشاره به موسیقی غنای حرام  است. باید بدانیم که در قرائت قرآن ترجیع صوت خوب است به شرط آن که از نوع «غنا» نباشد.

موسیقی در اصل، حرام نیست, آن موسیقی حرام است، که حالت ضرب و غناء داشته باشد . سازها ونت‌هایی که زده می‌شود مطرب نباشد و متون و اشعار و محتوا و مفاهیمی که خوانده می‌شود لغو و باطل و حرام نباشد.  لذا موسیقی فی ذاته حلال است ولی نباید قرآن را طوری خواند که حالت ضرب و رقص داشته باشد. (موسیقی به طور مطلق حرام نیست بلکه اگر حالت غنا بگیرد حرام محسوب می شود).

از این کلمه سوء استفاده شده از آن استفاده نادرست شده به همین دلیل ما فکر می کنیم این کلمه معنای بدی دارد و حرام است, مثل کلمه‌ی مجاهدین که در قرآن آمده است. چون سازمان مجاهدین خلق از این کلمه سوء استفاده کردند, ما آن را بد می‌دانیم و آن را به کار نمی‌بریم و به جای آن از کلمه ی رزمندگان استفاده می‌کنیم. این کلمات مفاهیم بالایی دارند و نباید آن ها را از دست داد. یا مثلاً شطرنج که یک بازی فکری است و برای تقویت ذهن است و یک ورزش می باشد، چون برای قمار استفاده می‌شده، از آن برداشت بدی می‌شود.

آیه 31 سوره حج به بعد :

وقف اضطراری ایرادی ندارد ولی در وسط قرائت نَفَس کشیده نشود که نشانه‌ی ضعف قاری می‌باشد.

* یک نکته اخلاقی :

همیشه آداب و حدود برخورد با دیگران را رعایت کنید و با هر کسی که صحبت می‌کنیم شأن و مقام او را همیشه در نظر بگیریم. حتی اگر سخن سخت به ما گفته باشند. قاری قرآن هر جا که نفس کم می‌آورد وقف اضطراری انجام دهد و این ایرادی ندارد.

در قرائت قرآن از نظر فنی همیشه جایی نفس کشیده شود، که مطلب تمام شده باشد. اگر قاری وسط کلمه نفس بکشد، مانند این است که وقف نابجا کرده باشد.

* نکته :

هنگامی که برای شروع تلاوت نفس می‌گیریم در همان موقع باید تلاوت شروع شود. نباید بین نفس گرفتن و خواندن وقفه‌ای بیفتد. در غیر این صورت در وسط آیه نفس کم می‌آوریم.

* در آیه 36 سوره حج درعبارت «واطعموا القانع و المعتر», کلمه‌ی «قانع» یعنی کسی که اگر چیزی به او بدهند راضی و خشنود می‌شود و «معتر» یعنی کسی که هرگاه به او چیزی بدهند اعتراض می‌کند و راضی نیست. مقدم بودن «قانع» بر «معتر» به این معناست که آن دسته از مستمندانی که قانع و عفیف النفس هستند, بیشتر باید به آنها توجه شود.

* در آیه 39 کلمه‌ی (ظُلِموُا) تفخیم حرف «ظاء» را به خوبی بیاورید.

حرف «عین» نرم ادا شود, و به آن فشار نیاورید.

* در آیه 40 درکلمه‌ی «صوامع» و «بیعُ» حرف «عین» را شدت ندهید.

صداهای کوتاه را کشیده نخوانید. در تلاوت قرآن، باید تجوید همیشه خوب اجراء شود. (واو) ها درشت نباشد, (ت) ها تیز گفته نشود،- صداهای کوتاه کشیده نشود و غنه خوب آورده شود. غلط هایی که دارید به صورت عادت در نیاید. سعی کنید که تجوید را در تلاوت خوب رعایت کنید. باید غنه، دو حرکت باشد ،حرف ساکن حرکت نکند و صدای کوتاه کشیده نشود.

(وانا له لحافظون) …ما باید قرآن را از بدی ها و نقص‌ها حفظ کنیم. خداوند خود حافظ قرآن است ولی به دست ما،  ما ماموران پروردگاریم تا خللی در قرآن ایجاد نشود و در آن تحریف اتفاق نیفتد.

* در قرائت خوب, ما باید علاوه بر قاری شدن, قرآن را از زشتی‌ها و بدی‌ها حفظ کنیم. پس لازم است همه‌ی نکات تجویدی آن به خوبی رعایت شود. نباید الفاظ قرآن مخدوش شود.

پس ما باید حافظ و نگهدارنده ی قرآن باشیم, تا دشمنان جرآت نکنند به معانی آن خللی وارد کنند. ما باید طوری عمل کنیم که بتوانیم معلم‌هایی دقیق و کارشناس و خبره باشیم و بتوانیم شاگردانی خوب تربیت کنیم تا فرصت به کسی داده نشود که بتواند از قرآن سوء استفاده کند. (ما الفاظ قرآن را بسیار دقیق رعایت می‌کنیم که کسی جرآت نکند به معانی آن دست ببرد). قرآن گوهر گرانقدر مسلمانان می باشد.

* در آیه 45 در کلمه ی (قریه) مراقب باشید که (ه) صدای سین نگیرد, بلکه صدای دال بگیرد تا درست اجرا شود.

نکاتی در مورد آیه 36 و37 سوره حج:

قربانی کردن حیوانات حلال گوشت برکاتی دارد و باید با نام خداوند انجام شود و از گوشت آن به «قانعین» یعنی کسانی که چیزی که به آنها داده می شود خشنود و راضی می شوند بدهید و همین طور به «معترین» یعنی کسانی که سائلند و هر چیزی که به آنها داده می شود راضی نیستند و اعتراض می‌کنند نیز داده شود, این قربانی کردن‌ها باید برای رضای خداوند باشد، از خون و گوشت آن که به خدا چیزی نمی‌رسد یعنی خداوند به خون و گوشت این حیوان نیازی ندارد، بلکه ما هستیم که از آن بهره می بریم، فقط تقوی واطاعت از ایشان است که به خداوند می‌رسد …

مسخر کردن و رام بودن این حیوان نشانه‌ی قدرت پروردگار می‌باشد. اوست که آن را رام نموده تا ما انسان ها از آن بهره ببریم. در قربانی ها نباید خون و گوشت را به خداوند هدیه نماییم، عرب های جاهلی هر گاه حیوانی را قربانی می‌کردند خون آن را بر در و دیوار کعبه می‌پاشیدند. این کار هم در بین مسلمانان نا‌آگاه رسم شد و آن ها هم از این خرافات تبعیت می‌کردند. مثلآ خون قربانی را به خانه یا ماشین خود می‌پاشند که این کار در قرآن نهی شده است.

و همین طور برای بدست آوردن شانس، نصب نعل اسب بر هر مکانی یا امثال آن … این ها خرافاتی بیش نبوده و تبعیت کردن از اعراب جاهلیت می‌باشد. در روز عاشورا با سُم و نعل اسب ها بر پیکر شهدا تاختند زیرا آنها اعتقاد داشتند که این کار شانس می آورد ….

آن ها برای اینکه واقعه عاشورا را مبارک جلوه دهند این روز را دفع فتنه نامیدند و برای میمون و مبارک داشتن این روز اعلام کردند که در این روز، روزه گرفته شود چون روز مبارکی است و ثواب دارد. در فقه ما روزه در این روز حرام است ولی خوب است تا به یاد کودکان اهل بیت کمتر بخوریم و بیاشامیم و در این روز از خوردن و آشامیدن امساک داشته باشیم. اموی‌ها روز عاشورا را عید اعلام کردند و در این روز لباس نو می‌پوشیدند و به دیدن هم می‌رفتند. روز عاشورا را مبارک اعلام کردند و می‌گفتند روزی است که کشتی نوح به سلامتی به خشکی نشت. توبه حضرت آدم در این روز است، اولین خشکی در زمین در روز عاشورا بیرون آمد و این عقیده اموی های جاهل می‌باشد، آنها می‌گفتند اسبهایی که بر پیکر حسین تاختند آنها فرشته‌های الهی بودند و آن نعل‌هایی به پای اسبها که کوبیده شدند مبارکند، به دلیل آنکه بر پیکر حسین تاخته‌اند.

به این ترتیب نعل، آرام آرام مقدس اعلام شد. به این صورت که نعل می‌تواند شرّ را کم کند و این عقیده را رواج دادند و ما که شیعه هستیم بی‌اطلاع از فلسفه آن، این کار را انجام می‌دهیم و بر در خانه و مغازه و غیره از آن استفاده می‌کنیم، جالب اینکه اهل سنت این روز را روز مبارک اعلام کردند و خود را نیز عزادار شهادت حسین می‌دانند در صورتی که ما این روز را روز شومی می‌دانیم.

*درس تجوید :

بِسْمَلَهْ یعنی گفتن بسم الله الرحمن الرحیم. همه‌ی سوره‌های قرآن با بسم الرحمن الرحیم شروع می‌شود و کلمه «بسمله»مصدر جعلی است، اهل سنت بسم الرحمن الرحیم اول سوره‌ی حمد را واجب می‌دانند ولی بقیه را مستحب می‌دانند و جزء سوره نمی‌دانند و جزء قرآن می‌دانند. ولی شیعه معتقد است که  هر سوره با بسم الله الرحمن الرحیم خودش از آسمان آمده و نمی‌شود آنرا حذف کرد. در سوره‌ی حمد یک آیه مستقل است، و در سوره‌های دیگر جزء آیه اول حساب می‌شود و جزء سوره است و با خودش نازل شده. مثلاً اگر کسی در نمازش خواست یک سوره ای را بخواند و بسم الله… را گفت و آیه اول را خواند، سپس پشیمان شد و خواست یک سوره ی دیگر را بخواند باید از اول، بسم الله الرحمن الرحیم را بخواند با نیت سوره بعدی چون بسم الله… قبلی با نیت سوره قبلی بوده، تنها سوره‌ای که نمی‌شود نیت را عوض کنیم و سوره‌ی دیگری بخوانیم بسم الله … سوره‌ی حمد است.

امام صادق (ع) کار کسانی را که بسم الله را جزء سوره نمی‌دانند را تقبیح کردند و تعبیر به «قاتلهم الله» نموده‌اند. این یک نکته ظریف می‌باشد، که در سلسله‌ی اموی در اصل به بی اهمیتی به نام خدا بر می‌گردد ، این‌ها وقتی به نام رسول خدا در اذان بی‌اهمیت هستند با نام خداوند نیز اینگونه عمل می‌نمایند، آنها آهسته گفتن، بسم الله… در سوره حمد را در نماز مجاز دانستند ولی ائمه‌ی ما بیان نموده‌اند که باید بسم الله… سوره‌ها را در نماز بلند بخوانیم.

5 چیز نشانه‌ی مؤمن است : انگشتر به دست راست کردن، جهر به بسم الله الرحمن الرحیم حتی مستحب است در نماز ظهر و عصر (این یک نوع مقابله است دربرابر آنها)، 51 رکعت نماز در شبانه روز خواندن، زیارت اربعین خواندن، سجده بر خاک داشتن، اینها شرط مؤمن نیست، اینها علامت مؤمن است. با قرائت اعوذ باالله.. و بسم الله… قلب انسان از شیطان دور می‌شود و در زمان قرائت قرآن نیز قلب انسان از شرّ شیطان به دور می‌باشد. در سوره‌ی توبه گفتن بسم الله… حرام است ولی اگر کسی از آیه دوم بخواهد بخواند، گفتن آن مانعی ندارد ولی بهتر است تا حدود آیه 30 یا40 این ذکرگفته نشود چون در آیات قتال و برائت است و بسم الله… گفته نشود بهتر است.

اگر ما در حال قرآن خواندن بودیم و از وسط سوره شروع کردیم ، گفتن بسم الله… مجاز است. یعنی می‌توانیم آن را نگوییم. اما اگر آیات رحمانی بود، یعنی اسم خدا یا پیامبر و مؤمنین، بهشت و رحمت بود گفتن آن بسیار خوب است ولی اگر در شروع آیه سخن از عذاب و جهنم و شیطان و…  باشد، بسم الله… را نگوییم اشکالی ندارد زیرا با رحمانیت خدا جور نیست و بهتر است آن را نگوییم، ولی گفتن آن ایرادی ندارد.

اگر قرائتی را شروع کردیم، در وسط آن تصمیم گرفتیم آیه‌ای از یک سوره‌ی دیگر را بخوانیم یا بخشی دیگر از همان سوره‌ را بخوانیم، اگر بسم الله… را نخوانیم اشکال ندارد، ولی بهتر است که بگوییم.

اگر وصل یک آیه‌ به یک آیه‌ی سوره‌ی دیگر طوری باشد که آیه‌ی سوره‌ی دیگر که به آن وصل می‌کنیم جزء سوره‌هایی باشد که به سمت اول قرآن باشد، تآکید زیاد است که بسم الله… گفته شود. و یا به آیات اول یک سوره هم رفتیم تآکید است که بسم الله… گفته شود. مثلاً اگر در حال قرائت آیه 55 سوره‌ی بقره هستیم و تصمیم گرفتیم به آیه 30 همان سوره برویم ، برای خواندن حتماً باید بسم الله… گفته شود. این یک عرف در قرائت قرآن می‌باشد .

ختم جلسه (اَللّهُمَّ نَوِرّ لَنا قُلوبَنا بِاالقُرآن)


تعداد بازدید: 1,419