مطالب جلسه تخصصی قرآن کریم استاد موسوی بلده

تلاوت دوم از آیه ی 9 تا 17 سوره ی مبارکه ی اسراء

● در آیه ی 12 هنگام ادای حرف (الف) در كلماتي مانند “وَجَعَلنا” مراقب باشید تا این حرف را ترقیق نکنید و از فارسی بیان کردن این حرف بپرهیزید.

● در آیه ی 15 در کلمه ی (اُخری) و (وِزرَ ) در عبارت (وَلا تَزِروُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخری) بین حرف ساکن و حرف بعدی آن، سکت قرارندهید. حرف رخوت آنقدر در سکون ادامه می یابد تا به حرف بعدی برسد و میان آن سکت و حرکت قرارنمي گيرد.

● در آیه ی 16 حرف (ح) را در کلمه ی (فَحَقَّ) ترقیق کنید.

● مفهوم آیه ی 17: خدایی که بر گناه بندگانش خبیر و بصیر است برای آنان کفایت می کند. (در روز قیامت خداوند هم قاضی و هم شاهد است؛ بترسید از دادگاهی که قاضی آن دادگاه، شاهد آن دادگاه نيز خواهد بود. پس چرا شاهد می گیرد؟! شهادت دیگران از جمله شهادت اعضای بدن، برای این است که اعتراف بندگان آسان تر صورت پذیرد. پیامبر (ص) نیز شاهد امت خود خواهند بود. در روز قیامت هنگامی که اعضای بدن بر علیه بنده شهادت می دهند، بنده دلخور و ناراحت می شود و می گوید شما از آن من هستید، چه طور بر علیه من شهادت می دهید؟؟ آنها پاسخ می دهند که خدایی ما را به سخن درآورد، که هرچه را اراده کند به حرف می آورد. نکته ی ظریف اینجاست که خداوند هر چه را بخواهد به نطق کردن قادر خواهد کرد، به طور مثال دست انسان قادر مي شود که صوت ایجاد کند. اگر خداوند اراده کند، انگشتان شما بدون اینکه شما بخواهید همچون تارهای صوتی خواهد لرزید. هر جسمی بیش از 16 بار در ثانیه بلرزد، صوت ایجاد می کند. هرچیزی که از بیست تا بیست هزار بار در ثانیه بلرزد، صوتی ایجاد می کند که گوش انسان می تواند آن را بشنود. اگر خدا اراده می کرد می توانست دو عضو را هم زمان، محل انجام دو یا چند کار متفاوت قرار دهد، همان طور که دهان انسان هم مکان جویدن غذا است و هم محل تشکیل صوت می باشد. پس خداوند در روز قیامت نیز اراده می کند تا انگشتان در حدی ارتعاش داشته باشند که صوت ایجاد کنند. در این دنیا صوت بیش از بیست هزار بار در ثانیه ایجاد می شود، اما گوش انسان قادر به شنیدن آن نخواهد بود؛ به همين دليل به بالاتر از بیست هزار بار در ثانیه، امواج ماورای صوت گفته می شود. امواج ماورای صوت در علم پزشکی، فیزیوتراپی، رادار، هواپیما، کشتی و… کارآیی دارد. صوت در برخورد به مانع، بر می گردد و امواج در دستگاه ثبت می شود. به طور مثال کشتی ها امواج را می فرستند و این امواج به کوه یخ برخورد می کند و بر می گردد و افراد متوجه می شوند که در چه فاصله ای مانعی قرار دارد و از چه نوعی است. لرزش بیش از 800 هزار بار در ثانیه در فیزیوتراپی کارآیی فراوان دارد و بهترین درمان برای التهاب ها می باشد. نوع صوت در دستگاه بسته به مانع و جنس آن و فاصله با مانع متفاوت خواهد بود. به صوت پایین تر از 16 بار در ثانیه، مادون صوت گفته می شود که گوش انسان توانایی شنیدن آن را ندارد. تار صوتی ما قادر به ارتعاش 16 بار در ثانیه و بیست هزار بار در ثانیه نخواهد بود و تنها گوش می تواند آن را بشنود. ارتعاش بیست هزار بار در ثانیه بسیار زیر است و بالاتر از آن توسط انسان شنیده نمی شود، اما برخی حیوانات آن را می شنوند. به طور مثال پلیس ها صوتی را به صدا در می آورند که سگ های مخصوص پلیس آن را می شنوند. تمامی این موارد قدرت بالای خداوند را نشان می دهد.

***

تلاوت سوم از آیه ی 18 تا 27 سوره ی مبارکه ی اسراء

هنگامی که با یک پرده ی صوتی به خوبی می خوانید، طوری از آن استفاده کنید که شنونده تشنه ی آن شود و خواندنتان از رونق نیفتد. بهتر است در چند سطر بعدی مجدداً از آن پرده بهره مند شوید. بهتر است تلاوت خود را بین توسط و بم نگه دارید و پس از اینکه شنونده تشنه شد، دوباره از پرده های بالا استفاده کنید. طوری عمل نكنيد که شنونده از صدای بالای متناوب شما خسته شود. سعی کنید نغمات و آهنگ های متفاوتی را بلد باشید تا بتوانید در یک مقام مانور دهید و از آن استفاده کنید و مجبور نشوید دستگاه ها را تغییر دهید. کسی که در اوج از صدای خوبی بهره مند است و پرده ی صدایش ارتفاع خوبی دارد، باید از سقف آن صدا استفاده نکند. مانند خلبان هواپیما که جز در مواقع ضروری از حد مشخص شده بالاتر پرواز نمی کند و همیشه در ارتفاع مشخصی (33000پا) قرار می گیرد (هرچند تا 60 هزار پا هم می توانند بروند.) و در شرایطی که مثلا ابر بسیار بالا و زیاد است و ممكن است خطری ایجاد شود، مجبور است که بالاتر از ابر برود و تا 50 یا 55 هزارپا هم بالا می رود. قاری قرآن نیز باید همیشه سقفی را برای تلاوت خود در نظر بگیرد.

● قرار صدایتان نباید در سقف صدایتان باشد. با در نظرداشتن میزان ارتفاع صدا می توانید قرارهای متعددی داشته باشید. کسی که ارتفاع صدای بالایی دارد می تواند چند قرار عوض بکند. مدت زمان قرائت خود را تقسیم کنید و در مدت زمانی که در اختیار دارید مواردی را که قصد پیاده کردن آن را دارید، با برنامه ریزی منظمی اجرا کنید.

***

تلاوت چهارم از آیه ی 28 تا 34 سوره ی مبارکه ی اسراء

در آیه ی 30 در کلمه ی (یَقدِر) حرف (ر) را ترقیق بیان کنید(در وقف)، چرا که (راء ساکن ماقبل مکسور) داریم و این (راء) باید ترقیق شود.

● در آیه ی 33 به این نکته توجه کنید که وصل جملات به هم اگر اشکالی در معنا ایجاد نکند، بلامانع است، اما در نظر داشته باشید که عبارت “وَلا تَقتُلوا النَّفسَ الَّتی حَرَّمَ اللهُ اِلّا بالحَقِّ” (جانی را که خداوند کشتن آن را حرام دانسته است، نکشید مگر به حق. به طور مثال برای قصاص) را با وقف، از جمله ی بعدی جدا کنید، تا مطلب برای شنونده به خوبی جا بیفتد و زیباتر نمود پیدا کند. در زبان فارسی نیز با مواردی مثل نقطه و ویرگول جملات را از هم جدا می کنیم تا ذهن خواننده به خوبي مفاهيم جملات را درك كند. معنی جمله ی بعدی به این صورت می شود: «و برای کسی که مظلوم کشته شود، برای ولّیِ او تسلطی قرار داده ایم که قصاص بکند، البته در حد جنایتی که انجام شده است، می تواند قصاص کند و نباید در قصاص کردن اسراف کند.» کسی که بخواهد به حق قصاص کند از جانب ما هم یاری می شود. مصداق بارز این مورد امام زمان (عج) است که ایشان ولی دم تمامی پدران خود به خصوص امام حسین (ع) هستند و خداوند نیز ایشان را کمک خواهد کرد.

●  بر ما شیعیان علی بن ابیطالب (ع) واجب است که شیعیان حقیقی آن حضرت باشیم و در این مسیر به گونه اي عمل کنیم که نام ایشان بیشتر از پیش نمودار شود. عملکرد ما شیعیان باعث می شود که در جهان وجه ای زیبا و جذابیتی هرچه بیشتر برای آن عزیزان ایجاد شود. مردم ملل دیگر با دیدن اعمال ما پی می برند که رهبران و امامان ما چه کسانی بوده و هستند. ما باید معرف خدا، پیغمبر و دین خود باشیم. حضرت ابراهیم (ع) بسیار مهمان نواز بوده اند. سفره ی غذا را می گستردند و به استقبال مهمان می شتافتند و دوست نداشتند که تنها غذا بخورند. یک بار از پیرمردی برای خوردن غذا دعوت کردند. پیرمرد بر خلاف حضرت ابراهیم (ع) “بِسم الله الرحمن الرحیم” نگفت و در برابر اعتراض حضرت پاسخ داد که من اصلا به خدای تو ایمان ندارم. حضرت ابراهیم (ع) بسیار برآشفتند و ایشان را از خانه ی خود بیرون کردند. بلافاصله پس از بیرون رفتن پیرمرد وحی رسید که ای ابراهیم چرا بنده ی من را از خانه ات بیرون کردی؟؟ حضرت پاسخ دادند که این پیرمرد مؤمن نبود. خداوند در پاسخ می فرماید که این مرد 70 سال است که به من ایمان ندارد، اما من حتی یک روز نیز رزق او را قطع نکردم، تو چرا او را از سر سفره بیرون انداختی؟؟ حضرت ابراهیم (ع) بسیار ناراحت می شوند و پی پیرمرد می روند و پس از یافتن او درخواست می کنند که به خانه ی شان بازگردد. پیرمرد از بازگشتن سرباز می زند و حضرت ابراهیم (ع) می فرماید که پس از رفتن تو از جانب خدایم به من وحی رسید و مرا نکوهش کرد و پیرمرد متعجب شد و گفت این خدای تو مستحق پرستش است و ایمان آورد. ما نیز می توانیم با انجام يك عمل صحيح دیگران را به خدای خود علاقه مند کنیم و با یک حرکت نا بجا نیز دیگران را از خدای خود برگردانیم.

***

تلاوت پنجم از آیه ی 15 تا 23 سوره ی مبارکه ی اسراء

● هیچ گاه یک نت نمی تواند مشخص کننده ی یک مقام باشد، بلکه مشترک بین تمامی مقام ها است. همچنین یک نت نمی تواند نشانگر آغاز یک دستگاه باشد، اما در ترکیب با نت های دیگر یک دستگاه می سازد.

● هنر تارهای صوتی در ادای نت است و از طریق مغز انسان است که برنامه ها همچون کامپیوتری در آن ثبت می شود. کار تار صوتی ارتعاش خوب داشتن و نرم بودن است و فرمان های اصلی از طریق مغز انسان داده می شود. به طور مثال مغز انسان تعیین می کند که نت بعدی چه نتی باشد. در مغز انسان ذخیره های آهنگین و مهارت به کارگیری آنها وجود دارد. اين مطلب نيز درست است که تار صوتی با فشار هوا می لرزد و خروجی هوا در نوع صدا مؤثر است. به طور مثال برای ایجاد نت زیر باید فشار هوای بیشتری اعمال کنید و با فشار هوای کمتر، صدای بم ایجاد کنید. نظریه ای می گوید که هوا نت درست نمی کند، بلکه مغز انسان به تعداد فرکانس های یک نت، در مغز پالس می زند و دستور اصلی را صادر می کند و در یک ثانیه 400 تا 800 هزار پالس در تار صوتی می فرستد و آن را می لرزاند و میزان فشار هوا نیز به دستور مغز ایجاد می شود. مغز به عضلات شکم و دنده ها دستور می دهد که چه میزان منقبض شوند تا هوا خارج شود.

●شما به عنوان شیعه ی امامیه نباید در روایت ها و قرائت ها راضي به حذف (بسم الله الرحمن الرحیم) در آغاز سوره ها شويد، بلكه بايد به اعتقادات خود پایبند باشید.

● امام صادق (ع) در مورد (بسم الله الرحمن الرحیم) می فرمایند: «خداوند بکشد کسانی را که از بزرگترین آیه ی قرآن صرف نظر کردند و پنداشتند که جزء قرآن نیست.

● طبق فرموده ی ائمه ی معصومین، ما نباید از آنها جلوتر برویم و نيز نباید از آنها عقب بمانیم، بلكه بايد جانب اعتدال را رعايت كنيم و از افراط بپرهيزيم. “بسم الله الرحمن الرحیم” در فرهنگ ما شیعیان جزء واجبات است. در روایت (حفص از عاصم)، حذف “بسم الله الرحمن الرحیم” وجود ندارد. قرائت حفص با دو واسطه به حضرت علی (ع) می رسد. (جزء سلسله ی طلایی قرائت است.) در حال حاضر چهار پنجم جهان اسلام طبق قرائت حفص از عاصم می خوانند و باعث افتخار ما شیعیان است. استاد عاصم کوفی، استاد قرآن امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بوده است و استاد فرزند امام حسین (ع) نیز بوده است. نقل است که روزی که فرزند امام حسین (ع) از اولین جلسه ی درس استاد به خانه بازمي گردد، امام از ایشان می پرسند که فرزندم چه یادگرفتی؟ و ایشان در جواب می گویند: ابتدای سوره ی حمد و “بسم الله الرحمن الرحیم” را یاد گرفتم و حضرت می خواهند که استاد را نزد ایشان بیاورند و در دهان استاد اشرفی می گذارند و به ایشان هدیه دادند و بسیار تشکر و تقدیر فرمودند. یاران امام خطاب به ایشان می گویند که آیا شما در تشکر نمودن از استاد افراط نفرمودید؟ و حضرت در پاسخ می فرمایند: «این اشرفی در برابر جواهری که استاد قرآن در دهان فرزند من قرارداد هیچ ارزشی ندارد.» نام استاد قرآن فرزند امام حسین (ع) ابو عبد الرحمن حبیب سُلمی، استاد عاصم کوفی و استادِ استاد حفص از عاصم است که امروزه قرائت ما از طریق ایشان به امام علی (ع) می رسد و در میان روایات دیگر از سایرین افضل تر است.

***

آموزش تجوید؛ صفات حروف عربی   

حروف عربی به لحاظ تفخیم سه دسته هستند:

حروفی که مستعلیه(استعلاء) هستند که همیشه تفخیم دارند. 7 حرف استعلاء وجود دارند که همیشه مفخم هستند.

حروفی که مستفله(استفال) نام دارند و به دو دسته تقسیم می شوند. 21 حرف استفال وجود دارد. دسته ی اول گاهي تفخیم می شوند و دسته ی دیگر همیشه ترقیق می شوند.

نکته : حروفی که گاهی اوقات تفخیم می شوند عبارتند از: الف مدی، لام و راء

نکته: در تجوید هر صدایی درشت ادا شود، گفته می شود که تفخیم شده است. در مورد حروف استعلاء نیز می گوییم: چون این حروف درشت ادا می شوند، پس تفخیم می شوند. استعلاء به معنی درشتی و پرحجمی حرف نیست، بلکه این حروف به دلیل درشت بودنشان تفخیم می شوند. استعلاء باعث تفخیم می شود؛ هرجا استعلاء باشد، تفخیم هم وجود خواهد داشت، اما هرجا تفخیم باشد، لزوماً استعلاء وجود نخواهد داشت. به طور مثال الف مدی و حرکات جزء حروف استعلاء نیستند، اما گاهی با تبعیت از حرف خود تفخیم می شوند. اخفاء نون ساکن نیز تفخیم و ترقیق دارد. هرجا به حروف استعلاء رسید(به حرف مفخم رسید، اخفاء همراه با تفخیم می شود مانند عبارت «مِن صلصال»، اما در عبارت «مَن سَیَکوُنُ» اینگونه نیست.

مراتب تفخیم حروف استعلاء:

مراتب تفخیم حروف استعلاء به این معنی است که هرچند این حروف دائماً مفخم هستند، اما میزان تفخیم آنها کم و زیاد می شود. مراتب حروف استعلاء 5 مورد است:

  1. زمانی که حرف استعلاء بر سر الف مدی بیاید، مانند: صادِق، ضارِب، طالِب، قالَ. اگر هنگام تفخیم دادن افراط صورت بگیرد و به ضمه نزدیک شود و لب جمع شود، کاملا اشتباه است. توجه داشته باشید که تفخیم در حلق صورت می پذیرد و در لب ایجاد نمی شود.
  2. استعلای مفتوح، یعنی زمانی که استعلاء در فتحه قراربگیرد، مانند: ضَرَبَ، صَدَقَ، قَتَلَ، خَرَجَ. در این حالت نسبت به حالت قبل کمی تفخیم کاهش می یابد. حرکت از حرف تبعیت می کند، نباید تفخیم را در این حالت به طور کامل از بین ببرید و به حالت فتحه بخوانید.
  3. زمانی که حرف ضمه داشته باشد، مانند: خُلِقَ
  4. زمانی که حرف استعلاء ساکن باشد، مانند: اَخرَجَ، اَصدَقَ
  5. زمانی که حرف استعلاء در حالت کسره باشد، مانند: قیلَ لَهُم، خِیانَة، صِراطَ المُستَقیم. در این مورد حرف استعلاء به حداقل خود می رسد، البته هرگز از بین نمی رود. 4 حرفی که به دلیل داشتن اطباق، تفخیم بیشتری دارند(صاد، ضاد، ظ، ط ) وقتی کسره می گیرند و تفخیمشان کم می شود، آسیب پذیری تفخیمشان نیز کمتر خواهد بود،(اما اگر تفخیمشان کاملا از بین برود، به حرف دیگری بدل خواهند شد، به طور مثال حرف “ص” به حرف “س” تبدیل می شود.) اما حروفی که اطباق ندارند و تفخیمشان کمتر است، در حالت کسره تفخیمشان بسیار زياد می شود.

مسلما از میان این 5 مورد، تفاوت ميان مورد اول و مورد پنجم بیشتر و محسوس تر است.

در نظر داشتن و اجرای این موارد بسیار مهم است. این مباحث بسیار عملی و کاربردی است و يک قاری ماهر باید این موارد را رعایت نماید. در نظر گرفتن این نکات در مسابقات بسیار حائز اهمیت است.

● سیبویه استاد صرف و نحو بود و در کتاب خود می گوید اگر اطباق (تفخیم) نبود، حرف (ص) به حرف (س)، حرف (ط) به حرف (ت)، حرف (ظ) به حرف (ذ) تبدیل می شد. در زمان سیبویه حرف (ط) از حرف (د) ناشی می شد. در دوره های بعدی حرف (ط) از حرف (ت) ساخته شد.

اگر تفخیم حرف (ضاد) را بگیریم، از گفتار عرب خارج می شود و به صدای نامفهومی تبدیل می شود، چراکه حرف (ضاد) اصیل از هیچ حرفی زاده نشده است.

***

 تلاوت ششم سوره ی مبارکه ی غاشیه از ابتدا تا آیه ی 17 توسط نوجوان قرآن آموز، آقای محمدحسین نورانی

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: “اگر فرزندی قرائت قرآن را فرابگیرد، خداوند در قیامت تاجی از نور بر سر پدر و مادرش خواهد گذاشت، حتی اگر پدر و مادرش کافر باشند!”


تعداد بازدید: 1,330