نکات آموزشی و تخصصی قرآن کریم – استاد موسوی بلده

کلمات قرآن از حروف تشکیل شده اند، هر حرفی باید در کنار حرف دیگر قرار بگیرد و نباید اینقدر بین اینها فاصله بیفتد که با هم ارتباط نداشته باشند و کشش های اضافی و فاصله بین کلمات وجود نداشته باشد که اگر کشش حرکت کوتاه داشته باشیم این اتفاق می افتد که حرف را از حرف دیگر دور می کند.

حرکات، ملات های بین حروف هستند که حروف را به هم مربوط می کنند در ترتیل هر حرفی باید خودش خوب بیان شود که این جنبه حروف، تجوید آن محسوب می شود پس ما در تجوید حروف، کلمات را خوب به گوش مردم می رسانیم. اما همه قرآن که فقط حروف نیستند! ترتیل کلماتی که کنار هم قرار گرفته اند با وقف و ابتداست که آیا کلمات را با هم می خوانیم یا آنها را از هم فاصله می دهیم،

ترتیل کلمات ایجاب می کند که ما وقف و ابتدا را بشناسیم، پس وقف و ابتدا زیر مجموعه ترتیل است، و در واقع ترتیل، تجوید و وقف و ابتداست و نقش صوت و لحن این است که مفهوم مجموعه این کلمات که جمله درست کرده اند را برساند. پس بحث لحن به غیر از زیبایی که باید تأثیر خود را به شنونده بگذارد تأکیدها و تکیه هاست که مفهوم را برسانند. پس وقتی حرف درست ادا می شود با تجوید ادا می شود و از درون آن کلمه به درستی ادا می شود

اگر کلمات درست ادا شدند بحث ارتباط بین آنها به وجود می آید که بحث وقف و ابتداست که کلمات را به درستی بهم پیوند دهد، لحن، این بیان را کامل تر می رساند ممکن است شما جای خوبی وقف کنید و جای خوبی وصل کنید که جملات شما خراب نشوند اما در بیان این جمله خوب وقف شده باید یک جاهایی تأکید کنید که مفهوم را برساند،

پس تأکیدها و نبرها کمال قرائت ما را می رسانند و ما باید به اینجا برسیم که باعث می شود خواندن ما ملیح و فصیح شود و در این صورت است که می گوییم تجوید ما صحیح ادا شده است.

تمامی اتفاقاتی که در مورد قرآن تحت عنوان قرائت قرآن، ترتیل قرآن، تجوید قرآن، وقف و ابتدا و از این قبیل وجود دارند همه می خواهند بگویند که به آیات و الفاظ قرآن لطمه نخورد و قرآن در بهترین صورت خودش برای مردم خوانده شود که برای اینکه بهتر منتقل شود بایدالفاظش محافظت شود، کلمات و جمله هایش محافظت شوند،

آیات از جمله ها درست می شوند که در این صورت آیات هم محافظت می شوند، سوره ها از آیات تشکیل می شوند پس آنها هم محافظت می شوند و بدین گونه کل قرآن محافظت می شود. پس محافظت از قرآن باید از حروف شروع شود و جلوی نفوذ تخریب را باید از آنجا گرفت.

فلسفه کلّ تجوید و وقف و ابتدا همین است و ما باید طوری بخوانیم که آیات قرآن مخدوش نشوند.

نقش مسئله وقف و ابتدا این است که جملات قرآن باید طوری گفته شود که در سر جای مشخص و صحیحی تمام شود و جای صحیحی شروع شود تا بتواند این جمله را برساند به همین دلیل بر علم وقف و ابتدا تأکید شد و عملاً تدوین شد و دستور آن از جانب خود پیامبر آمد، بعدها مسلمانان آن را تکمیل کردند،

پیامبر 10آیه 10 آیه از قرآن را یاد می داد  و تا 10 آیه را مردم یاد نمی گرفتند 10 آیه بعدی را شروع نمی کرد در این 10 آیه صحیح ادا کردن آیه را توضیح می داد(تجوید) سپس وقف و ابتدای آن را یاد می داد ابن عمر می گفت روزگاری را که ما در خدمت پیامبر گذراندیم. ایشان 10 آیه 10 آیه به ما یاد می دادند و تا این آیات تمام نمی شد آیات بعدی را شروع نمی کردند، پیامبر وقف و ابتدا و احکامی را که در آن آیه بود یاد می داد پس وقف و ابتدا از زمان خود پیامبر شروع شده و به آن تأکید شده است.

وقف و ابتدا به ما می گوید که:برای اینکه قرآن درست شنیده شود و درست تفهیم شود نباید هر جایی وقف و یا وصل کنیم بلکه باید به محل صحیح وقف برسانیم. ما اجازه داریم که در محل وقف نفس بکشیم پس شاخصه وقف این است که انسان در جایی سکت می کند یعنی سکوت صوتی انجام می دهد و نفس می کشد و به این ترتیب از همان آغاز به دلیل جلوگیری از قطع نفوس اشتباه در قرآن بر بحث وقف و ابتدا تأکید شد.

در وقف و ابتدا ما یاد می گیریم کجا وقف کنیم و در آنجا نفس بکشیم، پس اگر کسی وسط جمله نفس بکشد اشتباه کرده و انگار که وسط آن جمله وقف کرده است و در واقع جمله را قطع کرده است در حالی که باید به جایی برسید و وقف صحیح انجام دهید، اگر این اتفاق بیفتد که کسی وسط آیه نفس بکشد انگار وقفش را در این محل آورده و این حرف با آن اصل  که وقف باید در محلی صورت گیرد که جمله درست شده است تناقض دارد، به همین دلیل نفس علامت وقف شد که اگرکسی بیجا نفس بکشد مانند این است که بیجا وقف کرده است. پس نفس کشیدن وقف ایجاد می کند و اگر جایی ما نفس بیجا کشیدیم انگار که وقف بیجا انجام داده ایم!

ممکن است کسی بگوید که این همه سخت گیری برای چیست؟ ما در جواب می گوییم که اگر ما اجازه دهیم که کسی وسط آیه نفس بکشد شاید در ظاهر اتفاقی نیفتد ولی این اجازه یک فتوایی می شود که از همین جاهای کوچک شروع می شود که اگر جلوی آن را نگیریم روز به روز بیشتر می شود، لذا برای اینکه آن خراب شدن نهایی صورت نگیرد از کوچکترین ها جلوی آن را می گیرند.

پس به این ترتیب سخت گیری از اشتباهات کوچک به نوعی جلوگیری از اشتباهات بزرگ است و ممکن است به همین ترتیب کل آیات قرآن تحریف شوند،اگر این حساسیت ها از بین رود راه برای نفوذهای بعدی باز می شود و همین حساسیت ها باعث شده که تا به حال قرآن مانده است و امروز ما می توانیم ادعا کنیم که با اینکه هیچ نواری از پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و اصحاب ایشان نداریم بالاتر از 96 درصد طرز خواندن قرآن امروزی همان طوری است که پیامبر می خوانده و مسلمانها می توانند این ادعا را بکنند که گویش و طرز خواندن کتاب آسمانی آنها پس از 500 سال همان طوری است که نازل شده است که این در سایه همین تجوید و همین دقتها حاصل شده که اگر این را از دست دهیم معلوم نیست که از قرآن چیزی باقی بماند.


تعداد بازدید: 1,273