جلسه ی آموزشی و تخصصی استاد سید محسن موسوی بلده

لاوت اول از آیه ی64 تا 73 سوره ی مبارکه ی آل عمران

● مفهوم آیه ی64 سوره ی آل عمران: بگو ای اهل کتاب بیایید بر سر مطلبی که بین ما مشترک است قراری بگذاریم، که جز خدا را نپرستیم و برای او شریکی قرار ندهیم و یکدیگر را به عنوان ارباب و خدا، به جای الله اختیار نکنیم. (اشاره به اینکه آنها حضرت عیسی (ع) را جزء خدا حساب کردند.) به جای عبارت «بَعضُنا بَعضاً» در فارسی، یکدیگر یا همدیگر به کار می رود.اگر از این پیشنهاد اعراض کردند و از حق روی گرداندند پس بگویید شاهد باشید که ما مسلمان و تسلیم اوامر خداییم و هر کاری می خواهید انجام دهید که خط ما از هم جدا است.دقت کنید که در این آیه معنی کلمه ی (نُشرِکُ) با تبدیل شدن به کلمه ی (نُشرِکَ) تغییر خواهد کرد. در مورد (نَعبُدُ) و (نَعبُدَ) نیز معنی متفاوت است.

● مفهوم آیه ی 65: ای اهل کتاب چرا در مورد حضرت ابراهیم (ع) دعوا می کنید؟ در حالی که حضرت ابراهیم (ع) قبل از آنها (تورات و انجیل) آمده است، اما یهودی ها می گویند که حضرت ابراهیم(ع) یهودی بوده و مسیحی ها مدعی هستند که ایشان نصرانی بوده است! حال آنکه حضرت ابراهیم (ع) قبل ازآنها بوده است. آیا تعقل نمی کنید؟؟

● مفهوم آیه ی 66: شما با هم بحث و گفتگو می کنید در مورد چیزی که در موردش می دانید، اما چرا در مورد چیزی که در موردش علم ندارید بحث می کنید؟؟

● مفهوم آیه ی 67: حضرت ابراهیم (ع) نه یهودی است و نه نصرانی، بلکه مافوق اینها و موحد بوده است. اسلام دین کلیه ادیان الهی است که در آن انسانها تسلیم خدا می شوند. دین حضرت ابراهیم (ع) نیز اسلام بوده است، در زمان مسیح نیز اسلام به مسیحی بودن بوده است. همان طور که در زمان یهود، مسلمانی به یهودی بودن بوده است. در زمان پیامبر ما مسلمانی به تسلیم در برابر دین آخر یعنی دین آخر زمان بوده است. دین و کتاب مسیحی ها و یهودی ها شرک نبوده است؛ اما خود آنها مشرک شدند. مسیحی ها گفتند که مسیح پسر خدا است و یهودی ها مدعی شدند که عُزَیر پسر خداست. قبل از اسلام پدران و اجداد پیامبر (ص) در مکه مشرک و یهودی نبودند. عبدالمطلب و عبدالله، پدر بزرگ و پدر پیامبر (ص) مشرک نبودند، بلکه حنیف بودند. حنیف دین حضرت ابراهیم (ع) و دین پاک توحیدی و کلی یکتا پرستی بوده و ایشان پدر توحید هستند. حضرت ابراهیم (ع) ادیان آسمانی را بنیان نهاد، اما در آن زمان مسلمان به معنای امروزی و پیرو پیامبر (ص) نبوده است، بلکه مسلمان به معنی حنیف، معتقد و تسلیم به دین الهی است. همه ی ادیان الهی اسلام می باشند و دین در نزد خدا اسلام است، اما بهترین اسلام، اسلام پیامبر (ص) می باشد. دین های دیگر از قبیل مسیحی و یهودی، در همان زمان کارآمد بوده اند و با آمدن دین کامل تر به نام اسلام دیگرنباید پایبندی به آنها وجود داشته باشد؛ چرا که هیچ حرکت خداوند غیر حکیمانه نیست و وقتی دین جدیدی آورده حتما لازم بوده و همگان باید در برابر این دین تسلیم شوند. ضمن اینکه توراتی که امروزه در دست است، تورات اصل نمی باشد و تحریف شده است و کامل نیست، اما تورات و انجیل اصلی در زمان پیامبر (ص) نزد مردم بوده است، که اگر نبود خداوند نمی فرمود که: “خودتان می دانید که در تورات نام من آمده است، اما منافعتان ایجاب نمی کند.” بنابراین تورات و انجیل اصل، در آن زمان نزد یهودی های مدینه و حجاز بوده، اما از بین رفته است و امروزه نیز تحریف شده اش را رو کرده اند.

***

تلاوت دوم از آیه ی 74 تا 83 سوره ی مبارکه ی آل عمران

● در آیه ی 75 بر کلمه ی (بِدینارٍ) نباید وقف کرد، چرا که معنا دچار تغییر می شود. برخی از اساتید و معلمان وقف و ابتدا اینجا را نوعی وقف مرخص حساب می کنند. به دلیل طولانی بودن آیه و دارا بودن مد و غنه، می توان از وقف مرخص استفاده کرد. در این حالت می توان در (اِلَیکَ) وقف کرد و از (مِنهُم) شروع کرد، هرچند در مسابقات اگر قاری تا انتها یک نفس بخواند امتیاز بیشتری کسب می کند، اما درمواقع معمولی از قانونی که در بالا ذکر شد می توان استفاده کرد.

● در تحقیق کم نفسی توجیه دارد، اما در ترتیل توجیهی ندارد. در تحقیق به این دلیل که کند است، یک سری فاکتورها را به عنوان تخفیف برایش در نظر می گیرند، اما در ترتیل و تند خوانی تخفیفی قائل نشده اند. قوانین اولیه برای ترتیل بوده است و اصل قرائت نیز ترتیل بوده و تحقیق بعدها رسم شده است. علمای وقف در حال وضع قوانین و تخفیف هایی هستند که بیشتر به درد تحقیق بخورد. از آن جمله می توان به وقف مرخص اشاره کرد. اگر جمله خیلی طولانی باشد به وقفی به نام وقف مرخص راضی می شویم، زیرا نفس نمی رسد و تلاوت دچار نقصان می شود.

● خداوند در آیه ی 75 سوره ی آل عمران می فرماید: بعضی از اهل کتاب این گونه اند که اگر یک قنطاری (بار بسیار زیاد شتر) مال به آنها بسپاری به طور کامل به تو بر می گردانند و امین هستند؛ در حالی که بعضی از اهل کتاب را اگر دیناری (کنایه از مال اندک) بسپاری به تو باز نمی گردانند؛ مگر اینکه پیوسته بالای سرشان ایستاده باشی. اگر در (دینار) وقف کنید معنی عوض می شود. شرط هر وقف و ابتدایی این است که منظور خداوند از آن آیه را عوض نکند؛ جمله نباید ناقص شود و باید در بیان مقصود خدا خدشه ای وارد نشود، در غیر این صورت وقف قبیح می شود.

● در آیه ی 77 در (خَلاقَ ) نباید فتحه اش را ترقیق کنید. حرکت از حرف تبعیت می کند.

● در آیه ی 78 کلمه ی (یَلوُنَ) به رسم المصحف برمی گردد که رسم اولیه است. در رسم المصحفش یک واو دارد اما باید با (اوی کشیده) بخوانیم. در رسم الاملا باید همان طور که می شنویم بخوانیم. «املا» یعنی کسی می گوید و دیگری آنچه را می شنود می نویسد؛ به عبارتی املا یعنی نوشتن آنچه شنیدید. اگر املا را در معنی «پر کردن» هم در نظر بگیریم، می توان گفت در مصحف نیز صفحه را از آنچه می شنیدند، پر می کردند. رسم الاملا به آن نحوه ی نوشتن قرآن گفته می شود که آنچه شنیده می شود، به رشته ی تحریر درآید. رسم المصحف اولیه در زمان عثمان نوشته شده است. ما نیز طبق مصحف هایی که به دستمان رسیده عمل می کنیم. رسم الخط در قرآن باید طبق رسم المصحف انجام شود، اما در باقی کتب بر اساس رسم الاملا نوشته می شود. در مورد رسم الخط قرآن مخالفت هایی مبنی بر اینکه قرائت تقدس دارد نه کتابت، وجود دارد. قرآن به دست خطاط های زمان عثمان نوشته شده است. کسانی که پیرو رسم الاملا هستند معتقدند که اشکالات زیادی وجود دارد که در صورت برطرف شدن، خواندن راحت تر خواهد بود. در جامعه چالشی بر سر این اختلاف ایجاد شده است؛ اما نکته اینجاست که تمامی این بحث ها بر سر رسم و نوشتن حروف و کلمات قرآن است، نه علامت هایش؛ زیرا در زمان عثمان که مصحف نوشته شده، علامت و حتی نقطه هم وجود نداشته است؛ بنابراین رسم المصحف یعنی نوشتن حروف قرآن. نقطه و علائم تقریبا یک قرن بعد ایجاد شدند. علم علامت ها را ضبط المصحف گویند. ضبط المصحف یعنی مقوله ی اعراب ها؛ از قبیل فتحه،کسره و … اولین کسی که اعراب را به کاربرد شخصی بود به نام «ابوالاسود». وی از شاگردان امام علی (ع) بود. حاکم بصره از ابوالاسود درخواست کرد که زبان و خط عربی را از آن حالت خارج کند و کاری کند که مردم قرآن را غلط نخوانند، اما وی قبول نکرد. حاکم بصره از روی عمد یک قاری را سر راه وی قرارداد و قاری آیه ی معروف “أنَّ اللهَ بَریٌ مِنَ المُشرِکین و رَسوله و” را با عبارت «رَسوله ی» می خواند و با این کار معنا بسیار بد می شود. (خداوند هم از مشرکین و هم از رسولش بیزار است.) و این تغییر معنا فقط به دلیل اشتباه در اعراب گذاری بود. آن شخص تا این را شنید نزد حاکم رفت و گفت: من به خط عربی کاری ندارم و تنها در مورد قرآن این کار را انجام می دهم تا غلط خوانده نشود. خطاطی روبروی خود نشاند و گفت: هرجا دهانم باز شد، دایره ی کوچکی بالای آن حرف بگذار. هرجا دهانم به سمت پایین گرایش یافت، دایره ای زیر حرف بگذار. هرجا دهانم به سمت جلو جمع شد، دایره ای جلوی حرف بگذار. هرجا آخر کلمه «ن» گفتم، آن علامت را دو تا بگذار و… چون خط قرآن مشکی بود این علامت ها با قرمز گذاشته شد تا اشتباهی انجام نشود و آن ها جزء خط قرآن محسوب نشوند. آن قرآن اولیه امروزه در موزه ها موجود است و به مرور زمان متحول شده و به شکل امروزی در آمده است. خلیل بن احمد فراهیدی از نوابغ صدر اسلام آن را به شکل امروزی درآورد. در نتیجه به این مورد ضبط المصحف می گویند. کسانی که برای رسم المصحف تقدس قائلند، در مورد ضبط المصحف این اعتقاد را ندارند. امروزه نظری مبنی بر اینکه نباید به علامت ها دست زد وجود ندارد، بلکه این یک ابتکار است و شاید در آینده باز هم دستخوش تغییر شود. به طور مثال عثمان طه، ادغام و اخفا را در علامت دخالت داده است. امروزه علائم بسیار تخصصی شده است، اما در هر حال در قرآن اصل بر قرائت است، نه کتابت.

● در آیه ی 78 و عبارت (مِنَ الکِتاب) باید قبل از (ب) آهنگ را تمام کرد و نباید با خود (ب) آهنگ ساخت.

● در آیه ی 78 در کلمه ی (عِندِالله) نباید حرف (ع) را درشت ادا کنید.

● هنگام خواندن چند آیه ی متوالی باید لحن را بالا و پایین کنیم و نت را تغییر دهیم تا شنونده خسته نشود.

● خداوند به مسلمین تذکر می دهد که مانند قوم یهود نباشید که مال دیگران را می خوردند و می گفتند امکانات باید تنها از آن ما باشد و بین خودمان تقسیم کنیم.

● شرط پیامبری پیامبران پیشین این بوده که به پیامبر آخرالزمان ایمان داشته باشند. اگر در میانه ی دوره ی پیامبری پیامبران پیشین، پیامبر می آمد آنها باید عقب می نشستند و پیامبری را به ایشان تقدیم می کردند، ایشان را یاری کرده و به حقانیت ایشان اقرار می کردند. همچنین باید به پیروانشان هم می گفتند که رسولی با این ویژگی ها خواهد آمد و شما باید به او ایمان بیاورید. یهود مدینه خبر داشته اند که پیامبری به عنوان آخرین پیامبر خواهد آمد. در کتابشان نیز آمده بود؛ حتی در تعالیم پیامبران پیشین آمده بود پیامبر در جزیرة العرب مبعوث خواهند شد؛ بنابراین یهود از جاهای مختلف از جمله قدس و شامات و… حرکت کردند تا به محل مبعوث شدن پیامبر برسند. حتی پیامبرانشان هم می گفتند ما هم به آنجا می رویم، بلکه خود ما پیامبر آخرالزمان باشیم. یهود با این تفکرات آنجا رفتند، چرا که معتقد بودند پیامبری جز به یهود داده نخواهد شد و پیامبری جز برای یهود نیست. وقتی رسول خدا ظهور کردند، یهود گفت: «پیامبر باید از میان ما و از حجاز بیاید نه از عرب!» مقابله های یهود برای این بود که متحیر شدند و پیش خود گفتند حالا که از خود ما نیست بر علیه او نقشه ای می کشیم و چون در مدینه کارش رو به ارتقا است، برعلیه او کاری می کنیم که مردم اگر یهودی نشدند لااقل مسلمان هم نشوند. در این راستا برخی از علمای یهود زمان پیامبر نقشه می کشیدند و با خود می گفتند: “اول صبح ایمان می آوریم و غروب می گوییم اشتباه کردیم تا با این کار در دل تازه مسلمان شده ها ضعف ایجاد کنیم و آن ها را از دین برگردانیم.” تازه مسلمان شده ها خالی الذهن و جاهل بودند و سؤال هایشان را نزد یهود مطرح می کردند و یهود نیز سعی می کردند که از این شرایط سوء استفاده کنند. مسلمان ها به دلیل خالی الذهن بودنشان زمینه ی مساعدتری برای مسلمان شدن داشتند؛ در حالی که چون ذهن یهودیان از اطلاعات خود سرشار بود، خالی کردن ذهنشان از افکار نادرست بسیار سخت تر بود. بعضی معتقدند که مدت مسلمان شدن یهود صبح تا عصر نبوده، بلکه منظور پاره ای از زمان بوده است. مردم ساده فریب این حرکت یهود را می خورند و دلسرد می شوند و با خود می گویند حتما موردی بوده که اینها از دین برگشتند! خدا آنها را افشا می کند و می فرماید باید تحقیق هایت را کامل انجام می دادی و زمانی که وارد اسلام شدی نباید رو برگردانی، چرا که این کار در جامعه ی اسلامی اثر روانی منفی باقی می گذارد و باعث تضعیف روحیه ی مسلمانان خواهد شد.

***

تلاوت سوم از آیه ی 83 تا 93 سوره ی مبارکه ی آل عمران

در آیه ی 84 در کلمه ی (وَالاَسباط) مراقب باشید تا همزه محکم ادا شود و از سست بیان کردن آن بپرهیزید.

● در آیه ی 85 در کلمه ی (خاسِرین) حرف (الف) نباید هنگام ادا کردن موج داشته باشد. (باید استوار و صحیح ادا شود.)

در آیه ی 90 در کلمه ی (الظّآلّون) حرف (ظ) را باید پُرتر و با صدای کشدارتری بیان کنید؛ همچنین باید این حرف را نوک زبانی، زبرتر و با تفخیم کمتری بیان کنید.

● توجه داشته باشید که در (عَلی العَظیم) در پایان سوره، حرف (ع) را درشت ادا نکنید.

***

درس تجوید؛ مخارج حروف (مخرج شانزدهم)

● مخرج شانزدهم محل خروج سه حرف (ب- م- و) است که در جلسه ی پیش در مورد دو حرف (ب) و (م) صحبت کردیم و این جلسه را به حرف (و) اختصاص می دهیم. محل خروج (واو) بین دو لب است. همان طور که می دانید واو عربی با واو فارسی تفاوت دارد. بیان واو عربی با انضمام شفتین همراه است، به این معنی که ضمه پیدا می کند. هنگام ادای واو غیر مدی باید لب ها به حالت چسبیده به هم و به طرف جلو جمع شود و این حالت با بالا آمدن عقب زبان همراه است. (تنها لب کار نمی کند، بلکه زبان هم دخیل است.) برعکس حرف (ی) که عقب زبان پایین می آید، بنابراین جلوی زبان بالا می رود. برای حرف واو جلوی زبان پایین می رود. برای الف مدی هم که زبان کف دهان می خوابد.

● تفاوت میان «واومدی» و «واو غیر مدی»

در واومدی راحتی خروج صدا از روی زبان بهتر و بیشتر است؛ اما در واو غیر مدی هوا کمی با سایش و فشار بیشتری بیرون می آید و به سقف نزدیک می شود تا عبور هوا را مشکل تر کند.       (البته کم است) در مورد واو مدی هم که باید گفت، لب ها جمع می شود؛ مانند کلمه ی موسی و به لب هم خیلی فشار وارد نمی شود. در مورد واو غیرمدی فشار لب کمی بیشتر شده و لب ها تنگ تر می شود. واو مدی و غیر مدی در ذات و مکانیزم و مخرج یکی است. جایگاه تولید و مخرج را در تمام علوم آواشناسی قدیم و جدید یکی می دانند.

● محل مخرج 16، شفتین است که شفتین موضع چهارم است. در این موضع دو مخرج حرف داریم. مخرج پانزدهم مخصوص حرف (ف) است. مخرج شانزدهم محل خروج سه حرف (ب، م، و) است که با مخرج حرف «ف» یکی است.


تعداد بازدید: 1,107