مطالب جلسه تخصصی قرآن کریم استاد سید محسن موسوی بلده

تلاوت اول از آيه ي 23 تا 32 سوره ي مباركه ي مؤمنون

هنگام تلاوت بيش از حد به حروف فشار وارد نكنيد. به طور مثال در آيه ي 26 در كلمه ي (كَذَّبوُن)، حرف (ذ) را نرم و روان بيان كنيد.

● در آيه ي 28 حرف (ظ) را در كلمه ي (الظّالِمين) طوري ادا كنيد كه هنگام اداي آن نوك زبانتان مشخص باشد. هنگام بيان اين حرف صدا بسته نيست، بلكه صدا باز است و شدت (شدة) وجود ندارد. توجه داشته باشيد كه در هنگام اداي حرف (ظ) رخوت (رخوة) وجود دارد. شما هنگام بيان حرف (ظ) فشار زيادي اعمال مي كنيد، با اين كار صدا به خوبي به گوش مخاطب نمي رسد و اين طور به نظر مي رسد كه شما به اين حرف شدت وارد مي كنيد. اشتباه ديگر شما اين است كه اين حرف را بسيار زبر بيان مي كنيد. درست است كه زبري حرف (ظ) نسبت به حرف (ض) بيشتر است، اما شما در اين كار افراط زيادي به خرج مي دهيد. هرچه قدر فشار بيشتري بر آن وارد كنيد، هواي بيشتري خارج مي شود و به سوي همس ميل پيدا مي كند، در حالي كه جهر اين حرف بايد بيشتر باشد. نبايد در هنگام اداي اين حرف صدا به حالت خفه و گرفته باشد.

هم قاري قرآن و هم شنوندگان بايد هنگام خوانده شدن آيات به معاني و مفاهيم آيات توجه داشته باشند. اگر به معاني قرآن اشراف نداشته باشيد از حس و حال آيات دور مي مانيد.

● آيه ي 29 سوره ي مباركه ي مؤمنون خطاب به حضرت نوح (ع) گفته شده است (هنگامي كه در كشتي نشست):

وَ قُل رَبِّ اَنزِلني مُنزَلاً مُبارَكاً وَ اَنتَ خَيرُ المُنزِلين”

 و بگو: پروردگارا! مرا در جايي پربركت منزل ده، كه تو بهترين منزل دهندگاني.

● در آيه ي 27 سوره ي مباركه ي مؤمنون خداوند مي فرمايد: پس به او وحي كرديم كه زير نظر ما و با وحي ما كشتي بساز. نتيجه مي گيريم كه ساخته شدن كشتي نيز با وحي الهي صورت پذيرفته است. كشتي حضرت نوح (ع) بسيار عظيم الجثه بود و تعداد بي شماري انسان و حيوان را در خود جاي داد و هنگام طوفان مهيب، مقاومت كرده و سالم ماند. در نتيجه آن كشتي تنها با وحي الهي چنين قابليتهايي را دارا بوده است. اصولا كشتي را كنار ساحل مي سازند تا به راحتي در دريا روان سازند، اما حضرت نوح (ع) كشتي را در بيابان ساخت و به اين دليل مورد تمسخر ديگران قرار گرفت. ايشان در جواب طعنه زنندگان مي فرمود: آب به سمت اين كشتي خواهد آمد و مسخره كردن شما بي جواب نخواهد ماند و روزي نوبت ما خواهد رسيد. “وقتي امر ما و فرمان شروع طوفان مي رسد، آب از درون تنور فوران خواهد كرد.” (اصل كلمه ي تنور كه امروزه متداول است، تَنّور است.) برخي مي گويند آب از تنور خانه ي پيرزني بيرون جهيد و طوفان در گرفت. برخي معتقدند كه منظور از تنور، دهانه ي آتشفشان است كه شباهت به تنور موجود در خانه ها دارد و در حقيقت شكل و نماي تنور برگرفته از دهانه ي آتشفشان است. به هر ترتيب آب از زمين و آسمان روانه شد و به سوي بيابان روانه گشت. به قدري آب جاري شد تا دريا به وجود آمد. هنگامي كه آب زير كشتي رسيد خداوند به حضرت نوح (ع) دستور داد كه از هر جنسي، نر و ماده را در كشتي قرار بده و خانواده ات را (مگر كساني كه سرنوشتشان از ازل غرق شدن رقم خورده است و خداوند مي دانست كه زن و پسر حضرت نوح (ع) جزء سوارشدگان كشتي نخواهند بود) و درباره ي كساني كه ظلم كردند با من سخن مگوي، همانا آنها غرق شدني هستند و چون تو با همراهانت بر كشتي نشستي، بگو: ستايش خدايي را كه ما را از چنگ گروه ستمكاران رهانيد. اگر طوفان نوح كل كره ي زمين را فرانگرفته باشد و تنها محدوده ي خاورميانه را تسخير كرده باشد نيز تمامي مردم را از بين برده است، زيرا در خاورميانه بود كه بشر تكثير شد و نسل بشر تا حدي زياد نشده بود كه خارج از خاورميانه گسترش يافته باشد و حيات تنها در خاورميانه وجود داشت. و بگو: پروردگارا! مرا در جايي پربركت منزل ده، كه تو بهترين منزل دهندگاني. هنگام سوار شدن بر هر مركبي آيه ي 29 سوره ي مباركه ي مؤمنون را بر زبان و دل جاري كنيد. (مُنزَل: محل فرود، فرودگاه) همچنين آيه ي 13 و 14 سوره ي زخرف را قرائت كنيد:

“…سُبحانَ الَّذي سَخَّرلَنا هذا وَ ما كُنّا لَهُ مُقرِنين (13) وَ اِنّآ اِلي رَبِّنا لَمُنقَلِبوُنَ (14)

پاكيزه و منزه است آن خدايي كه اين مركب را به تسخير ما در آورد تا بتوانيم بر آن سوار شويم.

 و بي ترديد ما به سوي پروردگارمان باز مي گرديم.”

به خواست و اراده ي خداوند است كه به طور مثال چهارپايان رام مي شوند تا انسان از آنها به عنوان مركب استفاده كند. (زُخرَف در عربي به معني زينت است و معني متضادي با معني فارسي دارد)

كسي كه هنگام قرائت قرآن تحريرهايي زيبا اجرا كند و كارهاي زيباي لحني انجام دهد در عرب گفته مي شود كه به خواندن خود “زُخرَف” داده است. در طول مسير و جايي كه قصد پياده شدن داريم و در تمامي لحظات زندگي به عنايت و لطف الهي محتاج هستيم، اما متأسفانه ما انسانها تنها هنگام خطر به ياد خدا مي افتيم! به طور مثال هنگامي كه سوار هواپيما هستيد و در آسمان قراداريد (زير پايتان خالي است) بگوييد: “وَ قُل رَبِّ اَنزِلني مُنزَلاً مُبارَكاً وَ اَنتَ خَيرُ المُنزِلين”: و بگو: پروردگارا! مرا در جايي پربركت منزل ده، كه تو بهترين منزل دهندگاني. قرارگرفتن كوهي از آهن تحت عنوان هواپيما و تعداد زيادي انسان در آسمان و يا قرار گرفتن كشتي هاي عظيم الجثه بر روي آب، همگي لطف و خواست خداوند است. هوا، فضا، اقيانوس ها و… همه و همه در تسخير انسان است و در عين حال خداوند به انسان تذكر مي دهد كه اگر بخواهم و اراده كنم، تمامي اين نعمات را در هم مي ريزم، پس به خود غرّه مشو و بدان كه لحظه به لحظه ي زندگي به دست خداست. بشر مانند لامپي است كه هم روشن شدنش وابسته به خواست الهي است و هم بقاي روشن ماندنش. حكايت ما انسانها و خداوند، همچون لامپ و نيروگاه است. خداوند ما را روشن و برقرار نگاه مي دارد و هرگاه اراده كند و اتصال را قطع كند، انسان نابود خواهد شد. مي گويند كساني كه در هنگام مرگ چشمانشان باز مي ماند، حتي فرصتي براي بستن چشمان خود نداشته اند! در هر حال ذكر عبارت (اِن شاءَ الله) را از دل و زبانتان دور نسازيد و با اطمينان از آينده سخن نگوييد! ما از يك ثانيه ي بعد خود بي اطلاعيم و بايد همواره با خواست الهي حركت كنيم.

***

تلاوت دوم از آيه ي 33 تا 45 سوره ي مباركه ي مؤمنون

در آيه ي 34 سوره ي مباركه ي مؤمنون و كلمه ي (لَخاسِروُن)، حرف (راء) با گرفتن ضمه، تفخيم و درشت مي شود.

● از ابتداي آيه خوب نفس بگيريد تا با كمبود نفس مواجه نشويد. براي تنظيم نفس گيري به ظاهر آيات توجه نكنيد، گاهي ظاهر آيه طولاني است اما به نفس زيادي احتياج ندارد، اما گاهي ظاهر آيه تنها يك خط كوتاه است، اما سرشار از موارد غنه و مد است. به طور مثال در آيه ي 24 عبارت:

“وَ لَو شآءَ اللهُ لَاَنزَلَ مَلآئِكَةً ما سَمِعنا بِهذا في ءابآئِنَا الاَوَّلين.” اين عبارت از يك خط هم كمتر است، اما 5 مد دارد (سه مد متصل، يك مد منفصل و يك مد سكون عارضي). در (لَاَنزَلَ) نيز غنه داريم و بايد 2 حركت غنه بدهيم. در (مَلآئِكَةً ما) نيز يك غنه داريم. بنابراين اين نصف خط به اندازه ي 2خط نفس مي گيرد. در هر قسمت آيه بايد براي قسمت بعد برنامه ريزي كنيد و نفس خود را تنظيم نماييد و به تعداد مدها و غنه ها توجه کنید.

توجه داشته باشيد كه عثمان طه نيز با فاصله كتابت نموده است. قاري بايد هنگام وقف در حالي كه مخاطبين در حال تشويق وي هستند، مشغول به تنظيم آيه ي بعد باشد. حافظان و قاريان حرفه اي در اين راه مسلط تر عمل مي كنند و باقي قاريان بايد توجه كنند كه موارد گمراه كننده و استثناء را دريابند. آن كسي كه حافظ قرآن نيست و اشراف كاملي به آيات ندارد بايد به آيات دقيق بنگرد و آمادگي لازم را كسب كند. به طور مثال در همه جاي قرآن (كُلٌّ) آمده است، اما به طور استثناء به عبارت (كَلٌّ عَلي مَولاه) برخورد مي كنيم. همه جا به (اَلَّذينَ) برخورد كرده بوديم و اين بار به (اَلَّذَينِ) مي رسيم. همه جاي قرآن (يَومَئِذٍ) بوده، ولي اين بار كلمه ي (يَومِئِذٍ) به جايش آمده است. چشم قاري در بيشتر قسمت ها به كلمه ي (مُؤمِنين) برخورد كرده، اما در جايي (مُؤمِنَينِ) نيز آمده است. بنابراين در هنگام وقف به آيه ي بعدي نظري بيندازيد تا ضمن توجه به موارد اِعراب و تجويد، نكات خاص، استثناء و نكات لحني را نيز بسنجيد. همچنين بايد محل وقف را در آيه ي بعد مشخص كنيد. قاري ماهر به كسي گفته مي شود كه هنگام وقف، محل وقف آيه ي بعد را تعيين كند؛ همچون مسافري كه براي سفر خود برنامه ريزي مي كند و نسبت به توقفگاه ها، مسير اصلي و مقصد آگاهي كسب مي كند و با در نظر گرفتن مسافت و شرايط موجود، تجهيزات لازم را در اختيار مي گيرد تا به مشكلي برخورد نكند. به طور مثال ميزان بنزين اتومبيل خود را چك مي كند و اين را در نظر مي گيرد كه آيا ميزان بنزيني كه در باك اتومبيل موجود است او را تا پمپ بنزين بعدي مي رساند و كافي است يا خير؟. قاري قرآن نيز بايد با اطلاع از معاني آيات و ميزان نفس خود محل وقف را در آيات بعدي مشخص كند. به كارگيري تدابير لازم در حين تلاوت، هنر قاري محسوب مي شود. به عنوان مثال وقتي به آيه اي طولاني برخورد مي كنيد، از تحريرهاي بيش از حد پرهيز كنيد تا نفس كم نياوريد. براي این موارد قرائت از قبيل: وقف، صوت و لحن و تجويد بايد هنگام وقف، تصميمات كافي را اتّخاذ كنيد. به طور مثال در آيه ي 27 سوره ي مباركه ي مؤمنون، براي وقف بر سر (فَاسلُك) بايد آهنگ آن را از قبل آماده كنيد، در غير اين صورت يا كلمه دستخوش اشتباه مي شود و يا آهنگ. اگر براي مكان وقف خود برنامه ريزي كنيد، تمام لحنتان هدف دار خواهد شد. تمامي اين موارد با تجربه حاصل خواهد شد و شما با شركت كردن در جلسات مختلف قرآن و انجام تلاوت هاي بسيار مي توانيد به تجارب مفيدي دست يابيد. اساتيدي هستند كه در يك شب دو تا سه جلسه برگزار مي كنند و شاگرداني وجود دارند كه پس از اتمام يك جلسه در جلسات متوالي شركت مي كنند. نكات و مشكلات قرائتتان تنها با شركت در جلسات و تلاوت كردن قرآن نمايان مي شود و پس از آن، وقت آن است كه راه حل ها را جستجو كنيد. مانند كسي كه براي يادگيري شنا، وارد آب مي شود و با انجام تمرينات عملي شنا كردن را مي آموزد.

● در آيه ي 35 پنج غنه وجود دارد.

● در آيه ي 37 صداي كوتاه را در كلمه ي (نَحنُ) نكشيد.

● در آيه ي 39 در كلمه ي (انصُرني) صفير حرف (ص) را رعايت كنيد.

● در آيه ي 41 در عبارت “فَبُعدًا لِلقَومِ الظَّالِمين” (در ادغام حرف لام مشدد مي شود) توجه كنيد كه بر لام  مشدد مكث نكنيد.

● هنگامي كه قصد داريد نغمه ي بلندي را بخوانيد و احساس مي كنيد با اين كار صدايتان خسته مي شود، تمامي قسمت ها را با پرده ي بالاي آن نخوانيد و بخش هايي را بم بخوانيد و دوباره بالا بخوانيد تا تعداد كلماتي را كه مي خواهيد بالا بخوانيد كاهش بيابد.

● وجود حرف (ع) در پايان آيه ي 32 سوره ي مباركه ي مؤمنون را برخي افراد در طول تاريخ تنظيم كرده اند و اهل سنت از آن استفاده مي كنند. به اين ترتيب كه برخي از آيات را با هم مي سنجند تا به ارتباط معنوي آن پي ببرند و در ابتدا و انتهاي آيات نشان حرف (ع) مي گذارند و اين نشان به معني “ركوع” است. اهل سنت مانند ما شيعيان معتقد نيستند كه بايد در هر ركعت نماز يك سوره ي كامل قرائت شود، بلكه اعتقاد دارند خواندن بخشي از سوره كافي است. بنابراين تقسيم بندي هايي توسط دانشمندان اهل سنت صورت گرفته است و در ابتدا و انتهاي هر دسته آيات منتخب، حرف “ع” به معني ركوع قرار داده شده و در نمازهاي خود اين آيات را قرائت مي كنند و هنگامي كه به حرف “ع” كه در انتهاي آيه قرارگرفته مي رسند، به ركوع مي روند. تعداد آن به طور تقربي 1000 عدد و برابر نماز تراويح است و بعد از نماز عشاء خوانده مي شود و سعي مي كنند كه در طول ماه مبارك رمضان در نمازهايشان يك دور كامل تراويح بخوانند و قرآن را ختم كنند. (هر شب حدود 20 ركعت مي خوانند) نماز تراويح با فقه اهل سنت هماهنگي دارد و با فقه ما شيعيان تناسب ندارد، زيرا پيامبر (ص) نمازهاي مستحب را به جماعت جايز نمي دانستند. در پاسخ اين سوال كه پس چرا نماز عيد فطر را به جماعت مي خوانيم؟ بايد گفت نماز عيد فطر واجب است، اما طبق فتوا گفته شده تا زمان ظهور امام معصوم (عج) مي توان به وجوب ذاتي آن عمل كرد و به جماعت خواند. نماز عيد فطر مستحب نيست، اما ما در حال حاضر مجاز هستيم آن را نخوانيم. نماز تراويح توسط پيامبر (ص) توصيه شده است. در شبي از شب هاي ماه مبارك رمضان افرادي به درب خانه ي پيامبر (ص) آمدند تا از ايشان بخواهند كه براي خواندن نماز تراويح در مسجد حاضر شوند. آنها بر آمدن پيامبر بسيار پافشاري كردند و پيامبر (ص) در پاسخ فرمودند: خداوند نمازهاي واجب را به جماعت قرار داد تا مساجد آباد شوند و نمازهاي مستحب را به جماعت قرار نداد كه آن را در منازل خود بخوانيد تا به وسيله ي آن خانه هاي خود را آباد كنيد. با اين فرمايش پيامبر (ص) جماعت از خواسته ي خود صرف نظر كردند. پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) برخي از احكام دستخوش تغيير و تحريف شد؛ از جمله در زمان خليفه ي دوم با وجود اينكه پيامبر (ص) تأكيد فرموده بودند كه نمازهاي مستحب نبايد به جماعت خوانده شود، خليفه اين دستور را نشنيده گرفته و به جماعت برگزار مي كرد. فقه اهل تسنن با فقه ما شيعيان متفاوت است. وجود حرف (ع) در پايان برخي آيات نزد اهل تسنن، نشانگر ركوع و نزد ما شيعيان در قرائت قرآن به عنوان علامت و نشانه اي براي ختم تلاوت و مواردي از اين قبيل است.

***

تلاوت سوم از آيه ي 45 تا 62 سوره ي مباركه ي مؤمنون

● تمامي مدهاي منفصل با یکدیگر و تمام مدهاي متصل بايد با هم برابر باشند.

● از بم خواني غافل نشويد و در بين تلاوت خود بم هم بخوانيد.

***

تلاوت چهارم، تلاوت تقليدي از حصان- آيات 95 تا 107 سوره ي مباركه ي انعام توسط آقاي محمد حسين قصري زاده ( فرزند استاد حاج منصور قصري زاده)

آقاي منصور قصري زاده در سنين نوجواني براي آموزش قرآن در جلسات حاضر شدند. در آن سالها من و  استاد صبحدل در راديو فعاليت هايي انجام مي داديم. از جمله اقداماتي كه به انجام رسانديم، اطلاع رساني جهت جذب افرادي بود كه به خوبي قرآن مي خواندند. اين افراد به راديو مراجعه كرده و امتحان مي دادند و اگر قرائت خوبي از آنها شنيده مي شد، صدايشان ضبط شده و از راديو پخش مي گرديد. (چراكه اوايل انقلاب بود و قراء به خوبي شناخته نشده بودند) هدف ما از اين كار شناخت استعدادهاي قرائت بود. افراد زيادي مراجعه كردند و صداهاي بسياري را انتخاب نموديم. در يكي از روزها دو جوان به نام هاي “ابراهيم تهراني” و “منصور قصري زاده” مراجعه كردند. پس از شنيدت تلاوت آن دو جوان پي برديم كه هر دو مستعد قاري شدن هستند. به آنها جلساتي را معرفي كرديم و با توجه به مكان زندگيشان، نزديك ترين جلسه ي قرآن به آنها، جلسه ي بنده بود؛ ايشان در جلسات حضور به عمل رساندند و در اندك زماني پيشرفت شاياني كردند؛ در عين حال تحصيلات خود را نيز ادامه دادند. آقاي تهراني ضمن تلاوت قرآن تحصيلات حوزوي انجام دادند و روحاني شدند و آقاي قصري زاده نيز در مسابقات بين المللي مالزي مقام اول را كسب كرده و استادي صاحب نام شدند. هم اكنون نيز حافظ قرآن هستند و امروز با حضور آقازاده ي ايشان در اين جلسه، خاطرات قريب به 30 سال پيش براي من تداعي شد. همه مي دانيم همچون “استاد حصان” خواندن بسي دشوار است و آقاي محمد حسين قصري زاده تحريرهاي بسيار زيبايي به كار بردند و بسيار زيبا خواندند و تلاوت بسيار قوي و محكمي از ايشان را استماع نموديم. براي تقليد از اساتيد بايد تلاوتهای ايشان را گوش دهيم و درست مانند آن تلاوت را بخوانيم، اما به دليل ناهماهنگي بين پرده هاي صدا (به دليل اختلاف سن) ايشان در تلاوت مجبور شدند كه پرده ها را جابجا كنند، اما با افزايش سنشان اين مشكل نيز مرتفع خواهد شد. نوجوانان با گوش دادن تلاوتهای اساتيدي همچون حصّان و مصطفي اسماعيل كه در تلاوت هايشان تجويد را بسيار جدي رعايت نمي كرده اند و خيلي زياد مقيد به قوانين تجويد نبوده اند، تا حدي از آنها اثر مي پذيرند، اما به مرور زمان و با شركت در جلسات و كلاس هاي آموزش تجويد، نكات تجويدي را در مي يابند. توجه داشته باشيد كه نوجوانان در اين مرحله تنها استعدادهاي لحني خود را بروز مي دهند.

● دانستن نكاتي كه مبيّن اين مطلب باشد: که قاري طبق چه قرائتي مي خواند مفيد است. به طور مثال، مد بدل مخصوص روایت “ورش” است و به غير از “ورش” هيچ كس مد بدل را بيش از حد طبيعي نخوانده است. اگر همه ي ميم هاي جمع، صله آورده شود، كاري مخصوص “ابن كثير” است؛ وي (هاء ضمير) را اشباع مي كند. “خلف از حمزه”، سكت هاي زيادي دارد و ادغام هاي كبير مخصوص “ابو عمرو” است. واقف بودن به اين مسائل براي قاريان منافعي به دنبال دارد.  

● پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمودند: “روزه داري در فصل گرما جهاد است.”

نقل است كه آتش جهنم آنچنان گرم و سوزان و كشنده است كه اگر جهنميان به اين دنيا بيايند و در تنورهاي داغ وارد شوند، از خنكاي آن به آرامي به خواب فرو مي روند!

روزه گرفتن در فصل تابستان براي اقشاري از مردم جامعه از جمله نانوايان، كشاورزان و… بسيار طاقت فرسا است، بنابراين تحمل روزه داري در جلسات درس و جلسات قرآن بسيار آسان تر است.

● نقل است جهنميان و بهشتيان در آن دنيا با هم صحبت مي كنند. تنها حجابي بين آنها وجود دارد كه نمي گذارد گرماي آتش جهنميان به بهشتيان و نعمات بهشتيان به جهنميان برسد. در آيه ي 50 سوره ي مباركه ي احزاب مي خوانيم:

“وَ نادي اَصحابُ النّارِ اَصحابَ الجَنَّةِ اَن اَفيضُوا عَلَينا مِنَ المآءِ اَو مِمّا رَزَقَكُمُ اللهُ قالُوا اِنَّ اللهَ حَرَّمَهُما عَلَي الكافِرينَ”

و اهل دوزخ بهشتيان را آواز دهند كه از آب يا از آنچه خدا روزيتان كرده بر ما فرو ريزيد. گويند: خدا آنها را بر كافران حرام كرده است.

 اين آيه مبيّن اين مطلب است كه بهشتيان و جهنميان با هم در ارتباط هستند، همانگونه كه در دنيا كنار هم بوده اند و ارتباط داشته اند؛  فقط حجابي بينشان وجود دارد كه مانع از رسيدن نعمات بهشتيان به جهنميان و مانع از رسيدن آتش جهنميان به بهشتيان خواهد شد.

***

آموزش تجويد؛ اِماله

الف مدي همچون الم و پرچم لهجه بين فارسي و عربي است. فتحه و الف مدي در زبان عربي يكي هستند و تنها تفاوتشان در كشش آنها است؛ به لحاظ احكام و وي‍ژگي ها تفاوتي با هم ندارند. نوع اداي فتحه ي ما ايراني ها باعث مي شود كه مشخص شود ما فارسي زبان هستيم. فتحه ي عرب زبانها با فتحه ي فارسي تفاوت دارد. تفاوت بسيار ظريف نيز بين فتحه ي ما با فتحه ي عربي است. (حتي بيش از كسره و ضمه) بيان فتحه ي عرب بسيار دشوار است. بيان فتحه ي عرب تنها از خود عرب زبان ها ساخته است و ما با سعي و تمرين مي توانيم فقط كمي به فتحه ي عرب نزديك شويم. اگر در فتحه ي عرب ميزان كشش بيشتر شود به (الف) تبديل مي شود. در تجويد بيشتر در مورد (الف) صحبت و بحث شده است و در مورد فتحه چندان بحثي صورت نگرفته است. به طور كلي در تجويد در مورد صداهاي كوتاه خيلي بحث نشده است. بر خلاف آنها در مورد صداهاي كشيده شرح بسياري داده شده است. حتي در مبحث مخارج حروف نيز، در مورد مخارج حروف كشيده صحبت شده است و مخارج حروف مدي عنوان مي شود! اما بيان نشده مخرج فتحه كجاست، در حالي كه مخرج فتحه همان مخرج الف است. نبايد بگوييم جوف، مخرج حروف مدي است، بلكه جوف مخرج حركات است. به عنوان مثال در بيان كلمه ي (موسي) و  (مُرسَلين) تفاوتي نيست و تنها در ميزان كشش متفاوت هستند. مكان توليد الف مدي با فتحه يكي است. تنها تفاوت فتحه، ضمه و كسره با الف مدي، واو مدي و ياء مدي در ميزان كشش آنها است و نحوه ي توليد و احكامشان با هم يكي است.

● الف مدي در تجويد دو حالت دارد: فتح و اماله

فتححالت فتحه ي معمولي است. اماله در لغت به معني ميل دادن است و در اصطلاح تجويد به معني ميل كردن به سمت كسره و ياء مدي است. به اين معني كه الف مدي و فتحه، ميل به سوي ياء مدي و كسره داشته باشند. هرگاه بر سر الف مدي حروف مفخم بيايد، الف هم از آن تبعيت مي كند و مفخم مي شود، مانند: وَ لَا الضّآلّين، مِنَ الله و قائِمينَ. اگر حرفي كه بر سر الف مي آيد ترقيق باشد، الف نيز تبعيت كرده و ترقيق مي شود، مانند: قُلِ الله، بِسم الله، مِنَ السَّماءِ، به هر دو حالت (فتح) مي گوييم. بنابراين مي توان گفت دو نوع فتح داريم: فتح تفخيم و فتح ترقيق.

● نكته: در تجويد به اين اصل كه فتحه با الف تفاوتي ندارد بي توجهي شده است؛ همچنين ضمه با واو مدي فرقي ندارد و كسره نيز با ياء مدي يكي است. بنابراين در اين مورد خاص هرچه در مورد الف مدي گفته شود، در مورد فتحه نيز صادق است. پس مي توان گفت فتحه نيز از حرف خود تبعيت مي كند. همان طور كه در كلمه ي (قالَ) الف به تبعيت از حرفش تفخيم مي شود، در كلمه ي (قَتَلَ) نيز فتحه به تبعيت از حرف (ق) تفخيم مي شود. برخي از قراء به اشتباه حرف (ق) را مفخم ادا مي كنند، اما در بيان فتحه ي آن ترقيق به كار مي برند! اين كار نادرست است و فصاحت تلاوت دچار اختلال شده و بيان لهجه افت پيدا مي كند. همان طور كه پيش از اين گفتم الف و فتحه پرچم لهجه ي عربي هستند. در مورد ضمه و كسره نيز اين قانون وجود دارد و اين حركات در تفخيم و ترقيق شدن از حروف خود تبعيت مي كنند. به طور كلي حركات اعم از كوتاه و كشيده در تفخيم و ترقيق شدن تابع حرف خود هستند. نوع تلفظ واو مدي كه بعد از حرف (ص) مي آيد، با تلفظ واو مدي كه پس از حرف (س) مي آيد متفاوت است. شما بايد طوري اين نكته را رعايت كنيد كه اگر مخاطب شما صداي (ص) و (س) را نشنيد، با نوع اداي واو مدي دريابد كه كدام حرف قبل از واو مدي بوده است. اگر حرف ماقبل واو مدي مفخّم باشد، واو مدي نيز تفخيم مي گيرد. در مورد كسره هم همين طور است. به طور مثال نوع اداي كسره اي كه بر سر حرف (ص) مي آيد (در عبارت “صِراطَ الَّذينَ”) با اداي كسره اي كه بر سر حرف (س) مي آيد متفاوت است. نوع تلفظ ياء مدي در كلمه ي (نَواصي) با نوع تلفظ ياء مدي در كلمه ي (رَواسي) متفاوت است.

اماله: اماله يك لهجه اي در ميان عرب ها است كه حتي بعضي از اقوام عرب به طور كلي با اين لهجه سخن مي راندند. قبيله ي قريش به اماله نبوده است، اما قبايل بسياري داراي اين لهجه بوده اند. هنگامي كه براي خواندن قرآن نزد پيامبر گرامي اسلام (ص) رفتند، ايشان فرمودند كه اشكالي ندارد كه با لهجه ي خودشان قرآن بخوانند و اجازه يافتند قرآن را به اماله بخوانند و كساني كه لهجه ي شان به فتح بود نيز طبق لهجه ي خود قرآن را قرائت مي كردند.

● “ابو عمرو الداني” از بزرگان علم قرائت است و كتاب معروف وي “التَّيسير” نام دارد. (التَّيسير في القرائات السبع) اين كتاب از منابع بسيار مهم علم قرائت است. تَيسير به معني (آسان نمودن) است و در قرائت هاي 7 گانه نوشته شده است. در اين كتاب آمده است: فتح و اماله دو لغت (لغت در اينجا به معني لهجه است) در ميان فصيحان عرب است. اماله لهجه اي فصيح است و اگر خلاف اين بود، در قرآن نمي آمد. فتح، لغت يا لهجه ي اهل حجاز است و اماله، لغت يا لهجه ي اهل نجد است. قبايلي از جمله اسد، تميم و قيس اهل نجد بوده اند. اماله در لغت به معني ميل دادن فتحه به سوي كسره و يا ميل دادن الف مدي به سوي ياء مدي است.  

● نكته: اماله نبايد به حد ابدال برسد! اماله در تشبيه مانند اين است كه تا نزديكي منزل شخصي برويم، اما داخل نشويم. بيان كلماتي از قبيل (رفته) و (شده) به صورت: (رَفتَه) و (شُدَه)، طبق لهجه ي اصلي فارسي است كه امام خميني (ره) نيز به همين لهجه سخن مي گفتند؛ اما به دليل سخت و دشوار بودن طبق اماله تبديل به حالتي شد كه امروزه ما با آن صحبت مي كنيم. در نتيجه در فارسي نيز اماله وجود دارد.

 ● در روايت حفص از عاصم تنها يك مورد اماله آمده است، در حالي كه در روايات ديگر بسيار زياد اماله وجود دارد. حفص از عاصم طبق قرائت امام علي (ع) است و امير المؤمنين (ع) اهل قريش بوده اند و همان طور كه گفته شد در بين قبيله ي قريش اماله وجود نداشته است.

● در علم تجويد اماله به دو دسته ي اماله ي كبري و اماله ي صغري تقسيم مي شود. اماله ي كبري ميل زياد الف مدي به سوي ياء مدي و اماله ي صغري ميل كم الف مدي به سوي ياء مدي است. در روايت حفص از عاصم اماله ي صغري نداريم. استادي كه هفته ي پيش در جلسه ي ما حاضر شدند و به تلاوت پرداختند، تمامي اماله ها را به ابدال تبديل كردند و اين كار كاملا اشتباه بود، اما براي حفظ حرمت ايشان كه در جايگاه استاد و مهمان بودند، ما از تذكر دادن پرهيز كرديم. اين اشتباه از آنجايي ريشه دارد كه به ايشان صحيح آموزش داده نشده است. آموزش اين نكات بر عهده ي اساتيد است و نبايد در آن كوتاهي شود. متأسفانه برخي از اساتيد همچون محمود علي البناء نيز افراط زيادي در اماله ي كبري به كار مي برند، تا جايي كه به ابدال مي رسند. به روايت حفص از عاصم هنگام قرآن خواندن تنها يك مورد بايد اماله ي كبري كنيم و آن در آيه ي 41 سوره ي مباركه ي هود در كلمه ي (مَجر‍‍‍‍ها) است كه حرف (ر) در آن ترقيق مي شود.

● حضرت نوح (ع) به تمامي يارانش فرمود: با نام خدا سوار شويد، حركت كردنش و لنگر انداختنش. به اين معني كه هم حركت كردن كشتي و هم لنگر انداختن كشتي بايد با نام خدا همراه باشد. در تمامي امور زندگي بايد نام خدا را بيان كنيم.

● اماله ي كبري شبيه به كسره ي ما فارسي زبان ها بيان مي شود، با اين تفاوت كه كمي از كسره بيشتر است، اما به (اي) نمي رسد. اگر كسره ي فارسي بگوييم نيز غلط نمي باشد، اما بهتر است كه كمي از كسره بيشتر باشد.

● اماله ي صغري نيز حد فاصل اماله ي كبري و فتح است. به اماله ي صغري، “تقليل” و “بين بين” نيز گفته مي شود.

● شكل زبان در حالت (الف معمولي) به حالت “وضع راحت” است. در اماله ي صغري وسط زبان كمي به سمت بالا مي آيد (زيرا به سمت ياء ميل دارد؛ همان طور كه گفته شد در ياء مدي عقب زبان پايين است و جلو و وسط زبان بالا است) و در اماله ي كبري وسط زبان كمي بالاتر مي آيد و در ياء مدي كامل، قسمت جلوي زبان بسيار زياد بالا مي آيد و انتهاي زبان پايين است.

***

تلاوت پنجم از آيه ي 63 تا 76 سوره ي مباركه ي مؤمنون

● الف و فتحه هاي ما لهجه ي فارسي دارند و نبايد اينگونه باشد؛ بايد كمي (بسيار كم) حالت كسره را به آن اضافه كنيم و اين طور نباشد كه الف فارسي ادا كنيم.

● ضمه هايتان را به لهجه ي عربي بيان كنيد.

● كشش بيش از حد دادن به حروف مفتوح نيز باعث فارسي ادا شدن فتحه خواهد شد، بايد از اين كار بپرهيزيد.

● فتحه در لهجه ي “گيلكي” به فتحه ي عربي نزديك است و لهجه ي گيلكي به لهجه ي كردي نزديك است؛  لهجه ي كردي به لحاظ قرابت و همسايگي با كشور عراق، شباهت زيادي به لهجه ي عربي دارد.

● در تحرير زدن هرگز شتاب به خرج ندهيد.


تعداد بازدید: 1,396