ارائه نکات تکمیلی مبحث رعایت وزن کلمات در تلاوت

ارائه نکات تکمیلی مبحث رعایت وزن کلمات در تلاوت

****

این جلسه پایانی سلسله مباحث وزن کلمات است که در این جلسه به مباحث تکمیلی چون حرکات عارضی در آخر کلمات می‌پردازیم و اینکه آیا آنها در وزن کلمه تأثیرگذار هستند یا خیر؟! حرکات عارضی در چند دسته‌بندی ارائه می‌شود، اما پیش از آن لازم است، بدانیم که حرکات عارضی در وزن کلمه تأثیری ندارند، یعنی یک کلمه اگر حرف آخر آن، ساکن باشد به همان صورتی تلفظ می‌شود که این ساکن بخواهد به کلمه بعدی وصل شود و حرکتی بر این ساکن عارض شود.

دسته نخست؛ ضمه عارضی در «واو»های جمع است، تقریباً ۱۰ مورد در قرآن است که در برخی از موارد باید درباره آن بحث شود، به عنوان مثال کلمه «فَتَمَنَّوا» که به صورتی که حرف آخرش ساکن است خوانده شود، وزن کلمه بر قبل از مواضع سه‌گانه وارد می‌شود و در اینجا وزن کلمه بر حرف «مَ» وارد می‌شود. اگر بخواهد این کلمه به کلمه بعدی وصل شود به دلیل التقای ساکنین که پیش می‌آید، هنگامی که ساکن اول بخواهد حرکتی بگیرد، چون اینجا «واو» جمع است، پس حرکت ضمه می‌گیرد و باز هم باید وزن کلمه را قبل از تشدید بیاوریم.

مثال صوتی

دسته دوم؛ ضمه عارضی در ضمایری چون هِم، هُم، کُم، تُم است، هنگامی که بخواهند این ضمایر به کلمات بعدی وصل شوند. حرکات عارضی زمانی پیش می‌آید که حرف آخر ساکن است و قرار است به کلمه بعدی وصل شود و آن کلمه نیز با حرف ساکن شروع می‌شود که در اینجا ناچار می‌شویم به ساکن اول حرکت عارضی دهیم تا التقای ساکنین را برطرف کنیم. مثل «إتَّخَذتُم» که وزن کلمه بر حرف «خاء» وارد می‌شود و اگر هم وصل شود، بازهم همینگونه خوانده می‌شود.

مثال صوتی

دسته سوم؛ کسر عارضی است که در وصل به کلمه بعد پیش می‌آید. این کسره عارضی در موارد ذیل دیده می‌شود؛

۱-افعالی که مجزوم هستند، در ادبیات عرب ادات جازمه داریم و فعلی که بعد از آن می‌آید، مجزوم می‌شود مثل مَن، إن، ما، لَم، لمّا و یا جواب طلب. مثال‌ها را در ذیل گوش دهید؛

مثال صوتی

۲-فعل‌های امر مخاطب، به مثال ها توجه کنید؛

مثال صوتی

۳-فعل‌های امر غایب که همراه با لام امر غایب می‌آید؛ به مثال گوش دهید؛

مثال صوتی؛

۴- کسره عارضی در فعل‌های نهی، مثال‌ها را توجه کنید!

مثال صوتی

۵- می‎توان کسره عارضی را در تاء تأنیث ملحق به فعل نیز دید، به مثال گوش بسپارید؛

مثال صوتی

جمع‌بندی

می‎توان گفت به طور کلی در این چهار مورد کسره عارضی را می‎بینم؛ فعل‌های امر، نهی، فعل‌هایی که با ادات جازمه مجزوم شدند و زمانی که تاء تأنیث به فعل ملحق شود.

نکات تکمیلی درباره وزن کلمات

‌یکی از موارد این است که حرکت مدی بین دو متحرک قرار گرفته است، آن هنگام وزن بر روی آن حرکت مدی می‌آید مثل کلمه حَکیمً، سَمیعٌ، رَسُولً

مثال صوتی

در وقف هنگامی که یکی از این سه موارد را داشتیم؛ باید وزن را بر بخش آخر کلمه اجرا کنیم؛

زمانی که دو ساکن داشته باشیم، زمانی که مد و یک ساکن داشته باشیم و زمانی که دو ساکن داشته باشیم که با تشدید می‌آید.

مثال صوتی

باید دقت کنیم هنگامی که کلماتی چون «لی» و «نی» به کلمه‌ای چسبیدن، آن را عضو آن کمه به حساب بیاوریم و پس از آن وزن کلمه را حساب کنیم تا ببینیم بر روی کدام حرف واقع می‌شود و یا جدا آنها را حساب کنیم؟ باید بدانیم کلمه «لی» یک کلمه جداگانه به حساب می‌آید. اما «نی» اینگونه نیست چون «نون» وقایه است به اضافه «یاء» که آن هم ضمیری است که متصل به فعل است مثل فَذکُرونی که وزن بر حرف «رُ» وارد می‌شود و …

مثال صوتی

سخن پایانی

خدا را شاکریم که در این جلسات مختصر و به صورت صوتی، نکات اصلی و کلی بحث وزن کلمات مطرح شد و برای تکمیل این مباحث حضور در جلسات قرآن، استماع تلاوت‌های مصری و اجرای سنت إقراء می‌تواند به حفاظ و قاریان کمک کند تا اشکالات احتمالی‌شان در این زمینه برطرف شود و با اجرای صحیح وزن کلمات هم از فصاحت خوبی برخوردار باشند و هم حق و مستحق حروف را رعایت کرده باشند و هم توجه کافی به معنا و مفاهیم آیات داشته باشند.

 

منبع: خبرگزاری بین المللی قرآن


تأثیر حروف معانی در لحن ذاتی کلمات

تأثیر حروف معانی در لحن ذاتی کلمات

***

در ابتدا به اقسام حروف در زبان عربی آن هم به صورت گذرا اشاره می‌کنیم تا اینکه به اصل موضوع برسیم. حروف در عربی به دو دسته مبانی و معانی تقسیم می‌شود، حروف مبانی در اصل همان ریشه و جزو اصلی کلمه هستند مثل کلمه «کتاب» که از حروف «کاف»، «تاء»، «الف» و «باء» تشکیل شده که حروف مبانی در این کلمه هستند و قطعاً در بحث وزن کلمات از این دسته از حروف صحبت نمی‌کنیم و کاری به حروف مبانی نداریم، چون اینها ریشه کلمه هستند.

اما دسته دوم در بحث وزن کلمات، حروف معانی هستند، زیرا به تنهایی معنا دارند، چون حرف «واو» که گاهی حرف عطف و گاهی حرف قسم است و به تنهایی معنا دارد و حرف «فاء» که گاهی ترتیب و توالی و گاهی نیز نتیجه را می‌رساند و یا حرف «لام» که مالکیت را منتقل می‌کند و… که می‌توان با مراجعه به صرف و نحو عربی با فهرستی از این حروف آشنا شویم و گاهی یک حرف، معانی مختلفی دارد که در اینجا لازم است برای متوجه شدن مفهوم آیه، معانی این حروف را دقیق‌تر بدانیم.

حروف معانی به دو دسته فصل و وصل تقسیم می‌شوند. حروف فصل «فاء» و «واو» که جدای از کلمه به حساب می‌آید، اما حرف «لام» مالکیت به عنوان یک حرف معنی وصل به حساب می‌آید که می‌خواهیم درباره «لام» مالکیت صحبت کنیم.

در قرآن کلمه «لَهُم» را زیاد داریم، «لام» مالکیتی که بر سر «هُم» آمده است، اگر داشته باشیم «فَلَهُم»، دو قسم حروف معانی را داریم «فَ» از حروف فصل و «لام» از حروف وصل است که تلفظ آن را دقت کنید و وزن کلمه بر روی «لام» مالکیت است.

مثال صوتی

دقت کنید «هُم» در اینجا ضمیر متصل است، «لام» مالکیت با ضمیر متصل همراه شده و این دو علت، می‌تواند بیانگر این باشد که ما باید وزن کلمه را بر حرف «لام» بیاوریم.
در قرآن دو «لَهُم» است که «لام» آن، «لام» مالکیت نیست و «هُم» ضمیر متصل نیست. این دو مورد استثنا را به خاطر بسپارید.
«إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ / وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ» (سوره صافات آیه ۱۷۲ و ۱۷۳)

مثال صوتی

در اینجا وزن کلمه بر حرف «هاء» است و دلیلش این است که «لام»، «لام» مالکیت نیست، بلکه لام تأکید است که بر سر خبر «إنَّ» وارد شده است و ضمیر «هُم» نیز ضمیر متصل نیست، بلکه ضمیر منفصل است. البته برخی نیز می‌گویند «هُم» در اینجا ضمیر فصل است که برای تأکید آمده است و «لام» می‌خواهد تأکید دیگری را بیان کند.

ممکن است سؤال شود؛ به غیر از «هُم» هنگامی که ضمیرهای دیگری بر «لام» مالکیت بچسبند، آیا وزن را بر «لام» مالکیت می‌آید و یا بر آن ضمیر می‌آید؟ پاسخ می‌دهیم بله، هر زمانی ضمیر متصل داشتیم و «لام» مالکیت بر سر آن آمد، وزن بر لام مالکیت می‌آید.

به غیر از حرف «لام» از حرف «باء» در قسم حروف معانی حرف می‌زنیم. «باء» زمانی که حرف معنا باشد، اگر به ضمیر متصل وصل شود، در وزن کلمه به حساب می‎آید مثل کلمات «بِهم»، «ِبهِما»، «ِبکُما» و «ِبنا» و تأکید و وزن بر حرف «باء» است، چون ضمایر متصل هستند.

مثال صوتی

جمع‌بندی

می‌‍‌‌توان گفت اگر یکی از حروف معانی به ضمیر متصل، وصل شود در وزن کلمه به حساب می‌آید مثل «لَهم»، «لَهما»، «بِهم»، «بِهِما»، «لَکُم» اما اگر یکی از حروف معانی به کلمه و یا ضمیر منفصل بچسبد در اینگونه موارد جزو وزن کلمات به حساب نمی‌آید.

مثال صوتی

 

منبع: خبرگزاری بین المللی قرآن


نقش مواضع سه‌گانه در تعیین وزن کلمات بیش از ۴ حرف

نقش مواضع سه‌گانه در تعیین وزن کلمات بیش از ۴ حرف

***

در جلسه گذشته مواضع سه‌گانه‌ای که تعیین‌کننده وزن کلمات بودند، معرفی شدند و به دو سبک از کلمات چهارحرفی پرداخته شد که در برخی از موارد وزن کلمه بعد از این مواضع سه‌گانه واقع می‌شد مثل ربَّک، مالِکَ و گاهی وزن قبل از این مواضع سه‌گانه قرار می‌گرفت چون قَدَّمنا و عَلَّمنا.

در ادامه قاعده جلسه گذشته به کلمات چهار و یا پنج حرفی پرداخته می‌شود و شرایطی پیش می‌آید که این سه موضع(مد، ساکن و تشدید) تعیین‌کننده وزن کلمات خواهد بود. کلمات بیش از چهار حرف که یکی از این مواضع مد، ساکن و یا تشدید در آنها وجود دارد به دو دسته تقسیم می‌شود؛

بخش اول، کلماتی هستند که بعد از حرف مد، ساکن و یا تشدید، سه متحرک داشته باشیم که در این صورت وزن بر متحرک اول قرار می‌گیرد چون تِجارَتَهُم(بعد از حرف مد، وزن کلمه بر حرف متحرک اولی یعنی حرف راء قرار می‌گیرد)، فَانفَجَرَت، أنفُسَکُم، مَوعِظَهٍ و…

مثال صوتی

دقت کنیم تا هنگامی که لحن عارضی و نغمات را به خواندن و قرائت‌مان اضافه می‌کنیم، لحن ذاتی و اصلی کلمات، تحت تأثیر آن لحن عارضی قرار نگیرد.

بخش دوم؛ زمانی است که در کلمات بیش از چهار حرف، بعد از یکی از مواضع سه‌گانه(مد، ساکن و تشدید) چهار متحرک داشته باشیم که وزن کلمه بر روی سومین متحرک قرار می‌گیرد مثل آلِهَتُنا(وزن بر روی حرف «تُ» قرار می‌گیرد)، ألسِنَتُهُم، أفئِدَتُهُم.

باید توجه کنیم در تلاوت، تأکید و نبر به معنای فشار اضافی نباید به بخشی از کلمات ایجاد شود، بلکه به صورت طبیعی و بدون تکلف باید ادا و انجام شود.

مثال صوتی

در این جلسه قواعدی که می‌شد به صورت دسته‌بندی بیان کنیم، به پایان رسید. البته تبصره و نکاتی باقی‌مانده است که طی دو جلسه آینده مطرح می‌شود، اما ممکن است سؤال کنید که اگر کلمات چهارحرفی یا پنج‌حرفی هیچ کدام از این مواضع سه‌گانه(مد، ساکن و تشدید) را نداشت، آن هنگام وزن کلمه را باید به کدام حروف بیاوریم؟ مثل کلمات خَلَقَکُم، یَعِدُکُم، رَزَقَکُم، بَقَرَهٌ، شَجَرَهٌ. جواب این است که حروف این کلمات را از ابتدا می‌شماریم و روی سومین متحرک، وزن کلمه را اجرا می‌کنیم و «کُم» در این مدل کلمات علاوه بر اینکه در رسم‌الخط، پیوسته به کلمه قبل نوشته شده است، از نظر ادبیات عرب نیز جزئی از کلمه محسوب می‌شود و جزء جداگانه‌ای نیست.

همچنین اگر خواستیم در این کلمات وقف کنیم، تکلیف آنهایی که انتهایش ساکن دارد، مشخص است، اما کلماتی چون بَقَرَهٌ، شَجَرَهٌ که بعد از وقف، «تاء» تبدیل به «هاء» می‌شود، از نظر وزن، تبدیل به کلمه سه‌حرفی می‌شود، لذا وزن کلمه بر حرف اول وارد می‌شود.

مثال صوتی

اینها نکاتی است که باید در هنگام وقف و وصل توجه شود که وزن کلمه بر کدام حرف گذاشته تا هم از لحاظ فصاحت و هم از لحاظ معنا، درست ادا شود.

 

منبع: خبرگزاری بین المللی قرآن


نقش مواضع سه‌گانه در تعیین وزن کلمات ۴ حرفی – الهام ماندگارمهر

نقش مواضع سه‌گانه در تعیین وزن کلمات ۴ حرفی

***

آشنایی با سه موضع تعیین‌کننده

البته کلمات دسته‌بندی‌های مختلفی دارند که در جلسه گذشته درباره کلمات یک تا سه حرفی صحبت شد و این جلسه، وزن کلمات چهارحرفی را بررسی می‌کنیم. پیش از معرفی کلمات چهارحرفی خوب است که با این مواضع سه‌گانه آشنا شویم.

سه موضع ساکن، تشدید و حرف کشیده(حرف مدی) تعیین‌کننده وزن کلمات هستند که عموماً در کلمات چهارحرفی است و گاهی اوقات کلمات پنج‌حرفی نیز در این دسته‌بندی قرار می‌گیرد. کلمات چهارحرفی که مابین آنها سه موضع تعیین‌کننده باشد، دو حالت دارند.

حالت اول، گاهی اوقات وزن کلمه بر حرف بعد از این موضوع قرار می‌گیرد، یعنی حرف بعد از ساکن و مد و تشدید در ذات خود یک ساکنی دارد و اصطلاحاً می‌گویند وزن بر «ثانی المثقل» قرار می‌گیرد، یعنی دومین حرفی که تشدیددار شده است.

مثال صوتی

نکته‌ای که باید توجه کنیم، این است که اگر در این کلمات وقف کنیم، وزن کلمه تغییر می‌کند مثل «یَحکُمُ» و «نَعبُدُ» که وزن کلمه در حرف «باء» است، اما اگر وقف کنیم روی حرف نون می‌آید.

مثال صوتی

باید توجه داشته باشیم، اگر در یک کلمه بیش از دو موضع تعیین‌کننده وزن داشته باشیم، مثل «أبصارِهم» که هم ساکن و هم حرف مد دارد، موضع آخر مد، نظر است.

مثال صوتی

کلمات چهارحرفی هستند که مواضع سه‌گانه ما بین آنها هست، اما وزن بر حرف قبل از این مواضع قرار می‌گیرد و شرط هم این است که این مواضع سه‌گانه(ساکن، تشدید و یا حروف مد)، حرف سوم این کلمه باشد.

چنان که در کلمه «عَلَیکَ» قبل از موضع ساکن، دو حرف دیگر است و موضع ساکن حرف سوم این کلمه است، عین و لام مفتوح و یاء ساکن که وزن کلمه بر حرف قبل از ساکن یعنی لام است.

مثال صوتی

استثنائات و توجه بیشتر

«إنَّما»؛ در برخی از آیات قرآن، متشکل از دو کلمه «إنَّ + ما» است که گاهی اوقات در قرآن جداگانه نوشته شده و گاهی اوقات باهم و به صورت متصل نگارش شده لذا باید قاریان و حافظان توجه داشته باشند که وزن صحیح این کلمه را رعایت کند.

آیه ۱۳۴ سوره مبارکه انعام «إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَآتٍ» که جدا نگارش شده است، اما در رسم‌الخط آیه پنج سوره مبارکه ذاریات «إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ»، آیه ۹۵ سوره مبارکه نحل «إِنَّمَا عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ» و آیه ۷ سوره مبارکه مرسلات «إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ» کلمه «إِنَّمَا» پشت سر هم نوشته شده است و مخاطب گمان می‌کند که این کلمه به معنای فقط است که غلط است بلکه «إنَّ + ما» است.

مثال صوتی

مین شرایط نیز برای «أنَّما» نیز رخ می‌دهد، اگر این واژه، کلمه مستقل باشد، وزن بر روی ثانی المثقل وارد می‌شود، یعنی بعد از موضع تعیین‌کننده که ساکن است، مثل آیه ۱۱۵، سوره مبارکه مؤمنون «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا». اما هستند مواردی که استثنا است و در رسم‌الخط قرآن سر هم نوشته شده و مخاطب فکر می‌کند «أَنَّمَا» به معنای مستقل است، حال آن که «أنَّ + ما» است، همانطور که در آیه ۴۱ سوره مبارکه انفال «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ» و یا آیه ۲۷ سوره مبارکه لقمان «وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ» آمده است.

مثال صوتی

بنابراین مهم است که بدانیم قرآن کتاب خواندنی است، پس خواندن و قرائتش ملاک است و نه رسم‌الخط و کتابتش. پس قرائت بر کتابت اولویت دارد؛ چرا که براساس معنا، این عبارت را می‌فهمید.

در جلسه پنجم، خیلی از وزن کلمات قرآن را یاد گرفتید و می‌توانید اجرا و رعایت کنید، اما باید تمرین داشته باشید و قطعاً موارد دیگری هست که در جلسات آینده ذکر می‌کنم، اما اگر بخواهید موارد مطرح شده در این پنج جلسه بیشتر ملکه ذهنتان شود، باید به مرور و به تدریج این نکات را در ذهنتان جای دهید.

 

منبع: خبرگزاری بین المللی قرآن


وزن کلمات در تلاوت (۴) – الهام ماندگارمهر

وزن کلمات در تلاوت (۴) – الهام ماندگارمهر

***

ضرورت توجه به اصل و ذات کلمه

در این نوع از کلمات، قطعاً وزن در اول کلام می‌آید، اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که در اینگونه مباحث مربوط به وزن کلمات، مبنای ما حروف هستند و هنگامی که می‌خواهیم بخش‌هایی از یک کلمه را بشماریم و در نظر بگیریم، مبنا، ابتدای کلمات است به عنوان مثال کلماتی چون «لک»، «له»، «هو»، «من»، «خرج»، «منه»، «عنه»، «ذکرا»، «هم»، «لم»، «لن» و بسیاری دیگر از کلمات هستند که این شرایط را دارند.

در نگاه اول این قانون، بسیار ساده به نظر می‌رسد، اما می‌خواهم شما را متوجه نکاتی کنم که کمی نیاز به توجه بیشتر دارد تا دقیق رعایت شود. مثلاً هنگامی که به کلمات یک تا سه حرفی، حرفی اضافه شود باید توجه داشته باشیم که اینها تأثیری بر روی وزن کلمات نمی‌گذارد، چنانکه در جلسه گذشته نیز در این باره صحبت کردیم که تلاش کنیم، کلمات را تشخیص دهیم. کلمات «فهُم»، «فقد» را مثال زدیم که اگر به آن حرفی که به ابتدای کلمه اضافه شده، وزن را بی‌اندازیم، انگار ریشه آن کلمه از «فَهَمَ» و دیگری از «فقدان» است. اما باید توجه کنیم که به اصل و ذات کلمه توجه ‌شود، یعنی توجه کنیم این کلمه «قد» هست و یا «فقد»، آن هنگام متوجه می‌شویم، اصل کلمه «قد» است و فاء به آن اضافه شده است.

توجه به رسم الخط آیات قرآن

نکته دیگر که باید مد نظر باشد، این است که گاهی اوقات در رسم‌الخط، کلمه‌ای برای ما به صورت وصل به هم نوشته شده است، در حالی که این دو جدای از هم هستند و دو کلمه مختلف هستند، مثل یومئذ و حینئذ. اینها دو کلمه هستند و نباید تصور کنیم، چون کنار هم نوشته شده‌اند، یک کلمه هستند، بلکه دو کلمه است «یوم» + «اذٍ» و آن تنوین نیز جایگزین جمله مضاف الیه است که حذف شده است.

مثال صوتی

توجه به حرف ساکن انتهای کلمه

نکته بعدی درباره این دسته از کلمات این است که حرف ساکن در انتهای کلمه، جزء حرف به حساب نمی‌آید. منظور از حرف آن است که در وزن کلمه تأثیرگذار باشد مثل «لَیسَت»، «وَقَعَت» که به صورت مفصل در این باره صحبت می‌کنیم. در این نوع از کلمات(یک، دو و سه حرفی) اینکه آخر کلمه ساکن باشد و یا متحرک باشد، تفاوتی در وزن این کلمات ندارد و اصطلاحاً گفته می‌شود «وقُفها مثلُ وَصلِها».

دقیقا نیز همین است، وقف‌شان مثل وصل‌شان هست. همچنین اگر در آخر این کلمات حرکتی عارض شود(به دلیل اینکه التقای ساکنین رخ می‌دهد و این ساکن بخواهد توسط یک حرکت عارضی، حرف قبل را به بعد وصل کند، باید توجه کنیم وزن به حالت اول بازمی‌گردد و بر روی حرف اول قرار می‌گیرد.»

مثال صوتی

یکی از مواضع نَبر به معنای فشار را در جلسه دوم توضیح دادیم، یکی از این مواضع، مثنی در سه مورد است «به کلماتی مثنای گفته می‌شود که قرار است به کلمه بعدی وصل شوند و باید در موضع مثنی، نبر و فشار بیاوریم تا حتماً بیانگر این باشد که دو نفر هستند، مثال سوره مبارکه نمل، آیه ۱۵ «وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی؛ آن دو گفتند ستایش خدایى را»، سوره مبارکه یوسف، آیه ۲۵ «وَاسْتَبَقَا الْبَابَ؛ و هر دو به سوی در کاخ پیشی گرفتند»، سوره مبارکه اعراف، آیه ۲۲ «فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَهَ؛ پس چون آن دو از میوه آن درخت ممنوع چشیدند». اما یک سؤال مطرح می‌کنم، چرا فقط در این سه کلمه، وزن بر این فتحه می‌آید، اما در برخی از موارد که مثنی قرار است به کلمه بعدی وصل شود، این نبر به معنای فشار را نداریم و باید به همان وزن کلمه اکتفا کنیم؟

در پاسخ می‌گویم به غیر از این سه مورد که مطرح شد، در قرآن کلمات مثنای دیگری و یا افعال مثنای دیگری داریم که به کلمه بعدی متصل می‌شوند، اما نشانه‌ای وجود دارد که بیانگر مثنا بودنش است، پس لازم نیست تا بخواهیم بر روی این فتحه، فشاری وارد کنیم. در آن سه مثال که بالا ذکر شد، مفردشان نیز همراه با فتحه است «قالَ»، «استبقَ» و «ذاقَ» که با مثنای آن تفاوت ندارد، اما کلماتی داریم که نشانه‌های دیگری دارند که بیانگر مثنی است و لازم نیست، نبر به معنای فشار را در آن مثناها بیاوریم و فقط این «نبر» را به آن سه کلمه اختصاص می‌دهیم.

ذکر مثال‌هایی برای اینکه نشانه‎هایی هست که متوجه مثنی بودن کلمه می‌شویم.

مثال صوتی

یادگیری وزن کلمات، زمینه‌ای برای ورود به مفاهیم قرآن باشد

یادگیری وزن کلمات که همان لحن ذاتی آیات و کلمات قرآن است باید زمینه‌ای باشد برای اینکه قاریان و حافظان تشویق شوند به سمت اینکه با عمق این کتاب آسمانی بیشتر آشنا شوند؛ چرا که اگر بخواهیم در بحث وزن کلمات موفق باشیم باید تا حدودی با ادبیات عرب آشنا باشیم و همین موضوع، عاملی برای سوق پیدا کردن به سمت مفاهیم و تفسیر قرآن است.

 

منبع: خبرگزاری بین المللی قرآن


وزن کلمات در تلاوت (۳) – الهام ماندگارمهر

وزن کلمات در تلاوت (۳) – الهام ماندگارمهر

****

اجرای صحیح وزن کلمات

باید توجه داشته باشیم، اگر وزن صحیح کلمات اجرا نشود، ممکن است ریشه کلمه جابه‌جا شود و مفهوم دیگری از آن کلمه به وجود بیاورد. در جلسه گذشته اشاره کردیم که عدم اجرای صحیح وزن کلمات، ممکنه اشکال در فصاحت و یا اشکال در معنا ایجاد کند که به این موضوع خواهیم پرداخت.

در ابتدا لازم است تا اقسام کلمه در زبان عربی فعل، اسم و حرف را بدانیم و در ادامه باید با ریشه کلمات و مفردات آنها آشنا باشیم. به همین دلیل است که باید تلاش کنیم قاریان و حافظان را به سمت یادگیری اوزان کلمات سوق دهیم، دلیلش این نیست که تنها در اجرای لفظ باقی بمانند، بلکه این امر کمک می‌کند تا قاریان و حافظان به عمق و مفهوم آیات برسند؛ چرا که لازمه این کار این است که حتماً تا حدودی با مفاهیم قرآن و ادبیات عرب آشنا شوند.

(بیشتر…)