حرکات و حروف مدی (بخش ۲)

شکل «الف مدّی» در قرآن‌های با رسم الخط «اردو» و «ترکی»، تلفیقی از دو رسم الخط «عربی» و «فارسی» می‌باشد؛ در مواردی که الف مدّی در کتابت آمده باشد، همانند رسم الخط عربی، فتحه قبل از الف را به صورت معمولی نوشته‌اند ( ـَ ا) و در مواردی که الف مدّی در کتابت نیامده باشد و یا این که دو حرف «واو» و‌ «یاء» می‌بایست به صورت «الف» خوانده شوند، همانند رسم الخط فارسی، فتحه را به صورت ایستاده ( ــا) نوشته‌اند تا دلالت بر فتحه اشباعی کند.
اشکـال یـاء‌مـدی: در قـرآن‌های با رسم الخط عربی، شکل «یاء مدّی» یایی است که قبل از آن حرف مکسوری باشد (ـِـ ی)؛ امّا در قرآن‌های با رسم الخط فارسی، در مواردی که «یاء مدّی» خوانده می‌شود، کسره ما قبل را به شکل ایستاده در زیر آن حرف قرار داده‌اند ( ـ ی) تا نشانه کسره اشباعی (کسره با صدای کشیده) باشد، و در مواردی که یاء‌ مدّی به خاطر التقاء ساکنین خوانده نمی‌شود، کسره را به همان شکل معمول، قبل از یای مدّی قرار داده‌اند تا نشانه کسره اشباع نشده، باشد، مانند:

(بیشتر…)


حرکات و حروف مدی (بخش ۱)

حرکات، مهمترین و اصیل‌ترین نقش را در تلفّظ حروف و کلمات قرآن کریم دارند.
حرکات در زبان عرب عبارتند از: فتحه، کسره و ضمّه «ـَـِـُـ» که به ترتیب درباره شکل، اسم و تلفّظ آن‌ها شرح می‌دهیم.
فَتْحَهْ از فَتْحْ (به معنی گشودن) گرفته شده است و در اصل فَتْحَهٌ بوده (با تاء وحدت)[۱]، یعنی یک بار گشودن، (در هنگام تلفّظ چون بر آخر آن توقّف می‌کنیم طبق قواعد وقف «ـه» تبدیل به هاء ساکن «ـه» می‌شود).
علّت نام‌گذاری آن این است که در هنگام اَدای حروف با علامت فتحه، لب‌ها یک بار گشوده و باز می‌گردد.
برای نشان دادن شکل فتحه از حرف الف کمک گرفته‌اند زیرا صدای فتحه متمایل به حرف الف می‌باشد، و برای این که با الف اصلی کلمه (صدای «آ» دوّم) اشتباه نشود به شکل الف کوچک و خوابیده روی حرف قرار داده‌اند: «ا ا ـَـ».
کَسْرَهْ از کَسْرْ (به معنی شکستن) گرفته شده است و در اصل کَسْرَهٌ بوده (با تاء وحدت)، یعنی یک بار شکسته شدن، (در هنگام تلفّظ چون بر آخر آن توقّف می‌کنیم طبق قواعد وقف «ـه» تبدیل به هاء ساکن «ـه» می‌گردد).
علّت نام‌گذاری آن این است که در هنگام اَدای حروف با علامت کسره، لب‌ها حالت شکستگی به خود می‌گیرد.
لازم به یادسپاری است که تلفّظ کسره در عربی با فارسی کمی تفاوت دارد، در عربی صدای کسره متمایل به حرف یاء می‌باشد (شبیه صدای «ای» امّا بدون کشش)، تلفّظ چنین کسره‌ای در بعضی از کلمات فارسی نیز چنین است. مثل: خِیال، نِیاز، زِیان، بِیابان، خِیابان.[۲]
به طور کلی در زبان فارسی اگر بعد از حرف مکسور، حرف یاء قرار گیرد، صدای کسره متمایل به حرف یاء و همانند کسره عربی تلفّظ می‌شود.

(بیشتر…)


روش تدریس حروف مدّی برای بزرگسالان (بخش ۱)

هدف: آشنایی با شکل، اسم و نحوه تلفّظ صحیح حروف مدّی بالحن عربی است . و در پایان درس از دانش آموزان انتظار می‌رود که:
۱ـ شکل «حرف مدّی» را بشناسند.
۲ـ با «لحن عربی» حروف مدّی به خصوص «الف مدّی» کاملاً آشنا شوند.
۳ـ تفاوت حرکات و حروف مدّی در تلفظ آن‌ها کاملاً مشهود باشد.
۴ـ هر یک از حرکات (که قبلاً‌یاد گرفته‌اند) و حروف مدّی (که به تازگی فرا گرفته‌اند) را در هر جای قرآن دیدند، مشخص نمایند و آن را به صورت صحیح و بالحن عربی بخوانند .
نکته: در تدریس «الف مدّی» با توجّه به هدف ما که آموزش «لحن عربی» آن می باشد، اگر بخواهیم با رسم الخط فارس «ا» شروع کنیم، با مشکل بیان لحن عربی و علّت نام گذاری آن مواجه می شویم، چرا که به محض نوشتن این شکل «ا» صدای «آ» فارسی به ذهن دانش آموزان می‌آید و اضافه بر آن، در بیان علّت نام‌گذاری آن به «الف مدّی» باز با مشکل مواجه می‌شویم :(«الف» می‌گویند چون به شکل «حرف الف» می‌باشد و «مدّی» می‌گویند چون باعث «مدّ و کشش» صدای فتحه قبل از خود می‌شود). در رسم الخط فارسی قبل از «الف» شکل «فتحه» معمولی نمی‌باشد.

(بیشتر…)


روش تدریس حرکات برای بزرگسالان (بخش ۲)

۴ـ استفاده از کلمات فارسی که صدای «اُ» آن همانند حرکت ضمّه عربی است (برای طبیعی جلوه دادن حرکت ضمّه عربی).
۵ـ کمک گرفتن از صدای «او» فارسی برای بهتر جا انداختن حرکت ضمّه عربی.
۶ـ تمرین روی حروف.
۷ـ تمرین روی کلمات.
روش تدریس ضمّه
به این علامت «ـُـ» در فارسی «پیش» و در عربی «ضَمَّهْ» می‌گویند.
«ضَمَّهْ» از کلمه «ضَمّ» گرفته شده و در اصل «ضَمَّهٌ» با تاء‌ وحدت بوده است. یعنی یک بار به هم پیوستن، در هنگام توقّف بر آخر آن،‌ تاء «ـه» تبدیل به هاء ساکن «ـهْ» می‌شود.
علّت نامگذاری آن به ضمّه این است که در هنگام تلفّظ حروفی که دارای این علامت است،‌ لب‌ها کاملاً جمع شده و حالت غنچه به خود می‌گیرد.
در این جا معلّمین محترم باید توجّه داشته باشند که لحن عربی صدای ضمّه با صدای «اُ» فارسی تفاوت دارد و برای جا انداختن آن باید همان مراحل قبلی طی شود.
نخست تفاوت لحن عربی حرکت ضمّه را یادآوری می‌کنیم و برای طبیعی جلوه دادن آن، از کلمات فارسی که صدای «اُ» آن همانند حرکت ضمّه عربی تلفّظ می‌شود استفاده می‌کنیم، مانند: هُلو، بُلوک، خُروس و …
برای این که صدای «اُ» این کلمات با صدای «او» اشتباه نشود، این کلمات را یک بار با صدای «اُ» فارسی و بار دیگر با صدای «او» تلفّظ می‌کنیم و از دانش‌آموزان می‌پرسیم که آیا چنین تلفّظی صحیح است؟
حتماً پاسخ می‌دهند: خیر.
سپس توضیح می‌دهیم که در زبان فارسی هرگاه بعد از صدای «اُ» حرفی با صدای «او» قرار بگیرد، صدای «اُ» متمایل به واو و همانند حرکت ضمَه عربی ادا می‌شود، ولی در زبان عرب،‌حرکت ضمّه همیشه متمایل به واو ادا می‌شود، از این رو برای نشان دادن شکل آن از حرف واو کمک گرفته‌اند و برای این که با واو اصلی کلمه اشتباه نشود به صورت واو کوچک و روی حرف قرار داده‌اند: «و و ـُـ».
و برای این که دانش‌آموزان کاملاً با این حرکت آشنا شوند و آن با صدای «او» فارسی اشتباه نکنند از صدای «او» فارسی کمک می‌گیریم و می‌خواهیم تا آن را با کشش کمتری ادا کند.
او اُ
در این جا نیز نخست در تلفّظ آن دو به آن‌ها کمک می‌کنیم و سپس با اشاره کردن روی هر یک، می‌خواهیم تا با هم بخوانند و پس از این که مطمئن شدیم همه دانش‌آموزان یاد گرفتند، از چند نفر می‌پرسیم.
بعد از آن که تلفّظ ضمّه را آموزش دادید، روی حروف و سپس روی کلمات (به همان ترتیبی که در مورد فتحه بیان کردیم) تمرین می‌کنیم، و سپس برای تمرین در منزل تکلیفی برای آن‌ها تعیین می‌کنیم.


روش تدریس سکون برای بزرگسالان

هدف: آشنایی با شکل و اسم علامت سکون و نحوه تلفّظ صحیح حرف ساکن می‌باشد. و در پایان درس از دانش آموزان انتظار می‌رود که:
۱ ـ علامت « سکون »‌ را بشناسند.
۲ ـ نحوه خواندن « حرف ساکن » را یاد گرفته باشند.
۳ ـ هر کلمه و آیه‌ای که دارای علامت سکون (، حرکات و حروف مّدی) است را مشخّص نمایند و آن را به صورت شمرده و صحیح بخوانند.
در قرآن‌های امروزی فقط این دو شکل « حـ ه » کاربرد دارد.
در تدریس سکون تنها همین دو شکل را معرّفی می‌کنیم و در هنگام تمرین فقط از علامتی که در قرآن‌های منطقه مورد تدریس ما متداول است، استفاده می‌کنیم.

(بیشتر…)


سکون

« سکون » در مقابل حرکت و به معنای « ضد حرکت » می‌باشد.
حرفی که هیچ حرکتی نداشته باشد به آن « ساکن » می‌گویند.
حرف ساکن چون حرکت ندارد ابتدای به آن محال و یا بسیار مشکل است، از این رو به کمک حرف مُتحرِّک پیش از خود و به یک بخش خوانده می‌شود.
برای نشان دادن حرف ساکن، از علامت‌های مختلفی استفاده می‌شود که هر یک از آن‌ها در زمان و یا مکان خاصّی مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
در مدّینه برای علامت سکون از دایره توخالی «‌ــْ » و در عراق از رأس الخاء بدون نقطه « حـ » و در اندُلس از علامت جرّه ( پاره خطی که بر اثر یک حرکت قلم به وجود می‌آید )، « ــَ » استفاده می‌کردند.
(بیشتر…)