سبک عبدالفتاح شعشاعی؛ به ظاهر ساده اما پیچیده

عبدالفتاح شعشاعی در سال ۱۸۹۰ برابر با ۱۲۶۹ در مصر به دنیا آمد. پدر ایشان مدرسه‌ای در شعشاع داشته و خود نیز معلم آن مدرسه بود. لذا نحوه تربیت فرزند را به خوبی می‌دانسته و به همین دلیل فرزند خود عبدالفتاح را از پنج سالگی به مکتبخانه می‌فرستد تا قرآن بیاموزد که این امر باعث می‌شود تا وی در هشت سالگی حافظ کل قرآن ‌شود.عبدالفتاح شعشاعی در سال ۱۹۰۰ با راهنمایی پدر به طنطا می‌رود. در آنجا در ابتدا چند سالی را از محضر اساتیدی مانند اسماعیل شافعی استفاده می‌کند ولی هنور تصمیمی برای اینکه به صورت آکادمیک و رسمی وارد آموزش قرآن و فراگیری علوم قرائت قرآن بشود را ندارد اما در سال ۱۹۰۵ به مدرسه الاحمدی مصر می‌رود (مدرسه‌ای که بسیاری از بزرگان قرائت قرآن مصر از جمله مصطفی اسماعیل، محمود علی‌البنا و … در آنجا حضور داشته‌اند) و مباحث مربوط به علم قرائت قرآن را به خوبی آموزش می‌بیند.
وی در کنار این آموزش که برای قرائت قرآن داشت، به توصیه پدر و به صورت همزمان فنون معلمی و تدریس را نیز فرا می‌گیرد و سه سال در این مراکز ترتبیب معلم به بحث یادگیری تکنیک‌ها و فنون تدریس می‌پردازد و بعد از سه سال موفق به کسب گواهی فقیه که گواهی تدریس و معلمی در آموزش و پرورش مصر بود را أخذ می‌کند.

(بیشتر…)


خاطرات ماندگار «نعینع» از اساتید قهار مصری

دکتر احمد نعینع در سال ۱۹۵۴ به‌ دنیا آمد و در سال ۱۹۶۰ تقریبا شش‌ ساله بود که در محفل تلاوت قرآن با حضور استاد مصطفی اسماعیل شرکت کرد. او در این مجلس آرزو کرد که خداوند توفیق دهد تا بتواند مانند مصطفی اسماعیل تلاوت کند.
استاد نعینع سفرهای زیادی به ایران داشته و خاطرات و زندگی ایشان را نیز بسیاری از ایرانی‌ها به کرات‌ نوشته‌اند و یا برنامه‌هایی تهیه کرده‌اند؛ از مهم‌ترین نکاتی که استاد از زندگی خویش می‌گوید، دیدار ایشان با استادانی همچون مصطفی اسماعیل، عبدالباسط و منشاوی است.
البته استاد منشاوی در سال ۱۹۶۹، در چهارده سالگی نعینع، وفات یافت و هنگامی که از ایشان سؤال شد که چگونه در چنین سنی استاد منشاوی را شناخته و با وی ارتباط داشته است؟ استاد نعینع در پاسخ بیان کرد است که از ۱۰ سالگی ایشان را می‌شناختم و تلاوت ایشان را نیز در مسجد اسکندریه به دفعات شنیده‌ام.
همچنین، اولین باری که با مرحوم منشاوی دیدار کردم، نوجوانی بودم که در مجلس تلاوت وی نشسته و خیلی شرمنده و خجل بودم که بخواهم نزد ایشان رفته و یا سؤالی از وی بکنم. به همین دلیل اولین ارتباط بنده با استاد منشاوی با نامه‌نگاری شروع شد.

(بیشتر…)


حلاوت خاص مقام حجاز در تلاوت «سعید عبدالصمد الزناتی»

استاد سعید الزناتی در نوجوانی عادت داشت که سوره‌های کوچک قرآن را بدون اینکه حتی کسی و یا خانواده ایشان از وی خواسته باشد، حفظ کند. ایشان در آن دوران سوره‌های کوچک قرآن را حفظ می‌کرد. پدرش که این علاقه شدید را در او مشاهده می‌کند، سعید را در ۱۰سالگی به کلاس حفظ قرآن می‌فرستد که پس از دوسال موفق به حفظ کل قرآن کریم می‌شود.
پس از حفظ کل قرآن، به‌راهنمایی اساتیدش برای یادگیری علوم قرائت قرآن رهسپار می‌شود و پس از دو سال قرائت‌های هفت‌گانه را یاد می‌گیرد. سعید الزناتی که در این زمان ۱۴سال داشته است، تلاوت در محافل را آغاز می‌کند، به‌طوری که در سی‌سالگی در محافلی که اساتیدی مانند مصطفی اسماعیل، محمود علی‌البنا و … تلاوت می‌کردند، به قرائت آیات الهی می‌پرداخته است.
سعید الزناتی در سال ۱۹۶۰ به‌توصیه خیلی از دوستان خود در برابر هیئت مهارت‌سنجی رادیو مصر قرار می‌گیرد. مدل و روش رادیو مصر به این شکل بود که قاری ابتدا در برابر هیئت مهارت‌سنجی قرار می‌گرفت و در مرحله دوم وقتی که حدنصاب نمره را از هیئت می‌گرفت، باید به مدت شش‌ماه تلاوت‌های استودیویی از وی ضبط می‌شد و پس از طی این دو مرحله بود که قاری در مرحله سوم در برنامه شعائر صلاه الفجر حضور پیدا می‌کرد. سپری کردن مرحله دوم برای سعید الزناتی خیلی کوتاه بود و وی خیلی زود وارد اجرای تلاوت‌های زنده شد که آثار خوبی را نیز در آنجا انجام داده است.
از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ روش ادایی و اسلوب استاد سعید الزناتی به منزله درختی باور باعث شد تا سبک‌های جدید و مشهوری مانند سبک شحات محمد انور، محمد اللیثی و … به‌وجود آید که این بزرگان همگی از وجود استاد الزناتی استفاده کرده‌اند.

(بیشتر…)


عامل جذابیت سبک «شحات» در ایران

«شحات محمد انور» در ۱۰ تیر ۱۳۲۹ ه ش به‌دنیا آمد. وی در سه‌ماهگی پدرش را از دست داد و در هشت‌سالگی حافظ کل قرآن شد. شحات در ۱۰‌سالگی اصول تجوید را به خوبی می‌دانست و از ۱۲‌سالگی در مجالس قرائت قرآن اساتید بزرگ، مانند «جوده ابوالسعود، عبدالصمد زناتی و حمدی زامل» شرکت می‌کرد و سبک خواندنش را از سبک زناتی انتخاب کرد.اوج تلاوت وی در دهه هفتاد است، یعنی از بیست‌سالگی به اوج کار رسید که این شهرت در تلاوت، ناشی از چهار عامل است. اول این‌که وی بسیار با مردم همدل بود. دوم این‌که هیچ زمانی تقاضای دستمزد نکرد، سوم این‌که تمایل به تلاوت قرآن برای عموم مردم به ویژه روستائیان را داشت(به طور معمول بیشتر محافل قرآنی در شهرها برپا می‌شود و روستائیان کمتر بهره می‌برند) و چهارم در ابتکار و قدرت استفاده از نغمات زیبا، استاد بود.«حسین اخوان‌اقدم»، مدرس قرآن کریم درباره تلاوت آیات سوره کهف شیخ شحات چنین می‌گوید: استاد شحات انور از جمله قاریانی است که تأثیر بسیار زیادی در فرهنگ تلاوت ایران و جهان داشت. بعد از «عبدالباسط، منشاوی و مصطفی اسماعلیل» بیشترین تأثیر را ایشان در روند قرائت قرآن داشته است. بعضی از اساتید گفته‌اند که ویژگی‌های موسیقیایی قرائت وی به ردیف و موسیقی ایرانی خیلی نزدیک است و این جذبه را ایجاد کرده است.
تحریرهای بسیار هنرمندانه، دقیق و ردیف‌های بسیار منظم و ترتیب‌های مجزا و فاصله‌دار که همه جزئیات را در آن به‌کار می‌برد، باعث شده است که شحات انور، مورد وثوق قرار گیرد و خیلی‌ها مقلد وی شوند.
من اولین بار که این تلاوت را شنیدم، فضای روحانی و معنوی در این تلاوت وجود داشت. به‌نظر من شحات در یک وضعیت بسیار عمیق و معنوی و روحی در این تلاوت قرار گرفته و حس و حال خودش این‌گونه بوده است یا شاید فضای معنوی حاکم بر آن زمان بوده است. اما یک حس و حال عجیبی دارد و بارها و بارها اگر بشنوید خسته نمی‌شوید. انگار که وی سرمست قرآن شده است و با این آیات وصف حال بهشتیان می‌کند و مستغرق در آیات توحیدی است و آن‌ را هنرمندانه به مستمع منتقل می‌کند.
وی مانند یک نقاش و مینیاتوریست ماهر به تمام جزئیات توجه دارد و ورودش به سوره شمس که استفاده بهینه از نفس خوب و بلندش در مقام رست است، بسیار هنرمندانه انجام می‌شود و در نهایت لطافت و زیبایی و همراه کردن مستمعین است. جالب است که در غفله «وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا» در مقام رست، کاملا غفله و پایانه به حالت انتظاری به پایان می‌رسد که درست هم همین است، چون این قسم‌ها ادامه دارد وتا برسد به دو جمله نهایی «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا» یعنی هنوز مطلب به اتمام نرسیده است و در میانه کار هستیم، هنوز قسم‌های خداوند ادامه دارد و تا آن‌دو نُقسِم علیه را به مستمع بشناساند و آن را مورد توجه قرار بدهد.
شحات انور دریای بسیار وسیع و عمیقی است که می‌شود با وی زندگی کرد و بهره‌ها برد.


تقلید از سبک کدام قاری مصری جذابیت را افزایش می‌دهد؟

«شعبان عبدالعزیز صیاد» در هفت‌سالگی حافظ کل قرآن شد و در ۱۲سالگی خیلی خوب قرائت می‌کرد و در محافل و مجالس برای تلاوت دعوت می‌شد.
در ابتدای کار بیشتر در جلساتی که استاد «محمد سلامه» و «محمد رفعت» تلاوت می‌کردند، شرکت می‌کرد و بهره می‌برد، اما در ابتدای کار از سبک «مصطفی اسماعیل» تقلید کرد. او خیلی به مباحث علمی توجه داشت و در کنار قرائت قرآن، تحصیلات آکادمیک خود را پیگیری می‌کرد و خیلی زود وارد دانشگاه الازهر مصر شد و در سال ۱۹۶۶ م در رشته فلسفه فارغ‌التحصیل شد.

مسئولان الازهر مصر با توجه به جایگاه علمی و قرائت قرآن صیاد از وی خواستند که به صورت رسمی کرسی تدریس را در دانشگاه الازهر داشته باشد. اما شعبان صیاد، چون علاقه به تلاوت قرآن داشت و می‌دانست که ممکن است این کار مانع پیشرفتش شود، نپذیرفت. اما مسئولان دانشگاه الازهر از موضع خود پایین نیامدند و کرسی تدریس شرح احادیث نبوی را در دانشگاه الازهر به صورت غیر رسمی به شعبان صیاد سپردند.

(بیشتر…)


«محمود رمضان» دوران پس از تقلید را چه می‌نامد

در قسمتی از مقاله یک روزنامه عراقی که یکی از کارشناسان زبده قرائت قرآن آن را به تحریر درآورده است؛ آمده است که بسیاری از قراء در یک مقام، چیره‌دست هستند و مثال زده است که «کامل یوسف البهتیمی» مقام صبا و یا «محمد رفعت» مقام صبا و رست را به‌خوبی و قوی اجرا می‌کند و شنوندگان و علاقه‌مندان تلاوت‌های این افراد، خواهان شنیدن این مقام هستند و «محمود رمضان» را به عنوان کسی که در تلاوت‌های خود مقام کُرد را به‌خوبی می‌خواند، معرفی می‌کند.
وقتی از محمود رمضان درباره علاقه‌اش به مقام کُرد پرسیدند، وی دو تحلیل داشت، وی گفت: «اولین دلیلی که من این مقام را خیلی خوب می‌خوانم و در تمام تلاوت‌هایم از آن استفاده می‌کنم، ناشی از این است که من به آوازهای هندی، پاکستانی و ایرانی بسیار گوش می‌دهم و این شنیدن باعث می‌شود که من به مقام‌های نادر دست پیدا می‌کنم».
محمود رمضان، معتقد است که هیچکس نمی‌تواند به اندازه من، مقام کُرد را خوب بپروراند البته به جزء استاد «علی محمود».
محمود رمضان دو مقوله تقلید و تأثیرپذیری را به علاقه‌مندان به این هنر یادآور می‌شود و تأکید داشت که برای هر قاری قرآن در ابتدای راه تقلید لازم است، اما هرگز نباید مدام تقلید انجام دهد و در ادامه راه، تأثیر‌پذیری به درد قاری می‌خورد. بعد وقتی از وی پرسیدند که تقلید و تأثیرپذیری را معنا کنید و بگویید چگونه است؟ گفته بود تقلید به معنای اجرای قرائتی کامل به سبک قاری دیگری است و حتی وام‌گیری یک غفله می‌تواند شکلی از تاثیرپذیری باشد و بعد ایشان مثال زده بود که «احمد الرزیقی» تقلید ماهرانه از استاد «منشاوی» می‌کرد یا «علی حجاج سویسی» تقلید ماهرانه از شیخ رفعت داشت. تأثیرپذیری خودش را مثال می‌زند و می‌گوید که من مقام کُرد را از شیخ علی محمود تأثیر گرفتم و یا در جای دیگری گفته است؛ من در چرخش از مقامی به مقام دیگر از استاد علی محمود تأثیر گرفتم و محمود رمضان باز تأکید می‌کند که قاری قرآن پس از گذر از مراحل ابتدایی به هیچ عنوان نباید مجدد تقلید کند.

(بیشتر…)