تأملات قرآنی (۴۴) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
“فأقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن أکثر الناس لا یعلمون.” ( روم ۳۰)
درآخرین روز ماه مبارک رمضان ، آخرین تأمل قرآنی را به ارائه دیدگاهی درباره عید فطر اختصاص می دهم. متناسبترین آیه قرآن با مناسبت عید فطر ، آیه ۳۰ سوره مبارکه روم است . آیه معروفی که که هر کس اندک آشنایی با قرآن داشته باشد بارها آن را تلاوت کرده است. این آیه به صراحت توحید و خداپرستی را که جوهره دین حنیف است امری فطری میداند ؛ امری که در سرشت ابناء بشر به ودیعت نهاده شده و با اختلاف افراد و اختلاف زمانها و مکانها دگرگونی نمیپذیرد. امور فطری نیاز به استدلال ندارند همچون درک زیبایی یک گل که اگر از کسی بپرسند این گل چرا زیبااست؟ خواهد گفت معلوم است که زیباست، دلیل نمی خواهد.! درک فطری خدا نیز چنین درکی است.آدمی چون به درون خود نظر می اندازد ندایی از اعماق جان ، او را به کمال مطلق و مطلق کمال دعوت می کند و در این درک وجدانی ( درست همانند زیبایی گل) خود را نیازمند برهان نظری نمی بیند. حضرت فاطر الخلائق جل جلاله ، نطفه انسانی را در بدوآفرینش مفطور بر این استعداد و قابلیت قرار داده است. بعضی از مفسران معتقدند منظور از گرفتن پیمان الهی بر توحید در نشئه ای به نام عالم ذر( ن.ک. به سوره اعراف آیه ۱۷۲) چیزی جز همین پیمان تکوینی و فطری نیست . فی الواقع نطفه آدمی ذره ای است که حامل خصیصه ذاتی خدا پرستی است و هر کاری هم بکنند این خصیصه و خصلت در نهاد او تغییر بردار نیست ( لا تبدیل لخلق الله )؛ همچون بذری که سرشت خاصی دارد و اگر درشراط مناسب رشد و تحت مراقبت باغبان دلسوز و کاربلدی قرار گیرد قابلیتهای نهفته در آن به فعلیت می رسد و به یک درخت پر بر و بار تبدیل می شود همینطور نطفه آدمی حامل قابلیت و قوه ای است که اگر تحت مراقبت باغبانان گلستان هستی یعنی پیامبران الهی قرار گیرد به فعلیت خواهد رسید و این فعلیت چیزی جز بندگی خدا نیست که در پرتو آن تبدیل به خلیفه الله یعنی مظهر و جلوه اسماء و صفات پروردگار عالم خواهد شد:” إنی جاعل فی الأرض خلیفه” ( بقره ٣٠). عید فطر در حقیقت بازگشت به همان پیمان نخستین است و اصولا کارکرد اعمال عبادی از جمله روزه داری جز این نیست که آدمی را در مسیر بندگی ساخته و پرداخته می کند. ضمنا در میان اعمال عبادی روزه خالصانه ترین عبادت است زیرا ماهیت آن امساک و ترک است به خلاف سایر عبادات که از جنس فعل و اقدام است . شاید به همین دلیل خدای متعال در حدیث قدسی معروف می فرماید:” الصوم لی و انا اجزی به .” ؛ عبادتی منحصر به فرد و مصون از دستبرد شیطان . امید میرود پس از یک ماه روزه داری ، وعده جمیل ” أنا أجزی به ” که بزرگترین عیدی و مهمترین دستاورد ماه ضیافت الله است نصیبمان شده باشد. إن شاء الله.

 

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام


تأملات قرآنی (۴۳) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
“و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمؤمنین و لا یزید الظالمین إلا خسارا”( اسراء ۸۲)
طبق کریمه فوق ، قرآن کریم خود را برای برای مؤمنان شفا بخش و نافع ، و برای ظالمان مضر و زیانبار معرفی میکند . در مواجهه نخست با این آیه اولین چیزی که به ذهن متبادر می شود این است که چطور می شود قرآن که حق محض و سراسر نور و رحمت است مایه خسران کسی شود؟ از خلال آیات دیگر قرآن چنین بر می آید انسانی که تحت تأثیر جلوات و ظهورات مختلف هوی قلب و روح خود را آلوده کرده به مقتضای هوای نفس از ایمان آوردن به حق سرباز میزند ولو ده ها برهان روشن برای او اقامه گردد: “و جحدوا بها واستیقنتها انفسهم ظلما و علوا “( نمل ۱۴) قرآن کریم در سوره حجر و شعراء با یک بیان دقیق روانشناختی به این شقاوت قلبی و روحی اشاره میکند . درسوره حجر آیه ۱۱ و ۱۲ میفرماید ” و ما یأتیهن من رسول إلا کانوا به یستهزؤون کذلک نسلکه فی قلوب المجرمین لا یؤمنون به و قد خلت سنه الأولین” و در آیه ۲۰۰ و ۲۰۱ سوره شعراء میفرماید : “کذلک سلکناه فی قلوب المجرمین لا یؤمنون به حتی یروا العذاب الالیم ” . کلمه سلوک در لغت به معنی نفوذ دادن و عبور دادن چیزی دردرون چیزی است به طوری که در عمق آن نفوذ کند همچون نیزه ای که از روبرو پرتاب می شود و در عمق بدن شخص فرو میرود یا به سان نخی که از سوراخ تنگ سوزن عبور داده میشود. به همین مناسبت در زبان عرب نیزه را “سلکی” ( به ضم سین)و نخ را ” سلک” میگویند. تعبیر قرآن در این خصوص بسیاربلیغ است . می فرماید ما قرآن را در دلهای مجرمان عبور می دهیم و به تعبیر خودمانی حقایق قرآن را در مغز آنها فرو میکنیم تا شیر فهم شوند! اما چون شاکله وجودیشان را دستکاری کرده اند در عین حال که آن را به خوبی میفهمند نه فقط زیر بار نمی روند بلکه از روی عناد با آن نیز در میافتند . بنابر این مشکل آنها معرفتی و شناختی نیست. مشکلشان روحی ، شخصیتی و شاکله ای است. شیطان نیز مشکل معرفتی نداشت و شاکله استکبار و خود بزرگ بینی او باعث شد از سجده بر آدم سر باز زند و از درگاه حق رانده شود . بنابراین علم به تنهایی کافی نیست. اگر تربیت و تهذیب نباشد هیچ علمی مثمر نخواهد بود. دررابطه با قرآن کریم نیز چنین است یعنی ضعف از قابلیت “قابل” است و الا فاعلیت قرآن تام است چنانچه درفرمایش معروف رسول مکرم اسلام ( ص)آمده است :” القرآن مأدبه الله فتعلموا من مأدبته مااستطعتم “( بحار ج۸۹ ص ۱۹) بر سر سفره قرآن انواع و اقسام ماکولات آسمانی قرار دارد اما اینان با هاضمه خود کاری کرده اند که این غذاهای لذیذ در کامشان نامطبوع و تلخ است و از آن بهره ای ندارند سهل است که بیماریشان را تشدید هم میکند . چنانچه در آیه سوره اسراء فرمود:” و لا یزید الظالمین الا خسارا”

 

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام


تأملات قرآنی (۴۲) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
“یوم تکون السماء کالمهل و تکون الجبال کالعهن و لا یسأل حمیم حمیما یبصرونهم یود المجرم لو یفتدی من عذاب یومئذ ببنیه و صاحبته و أخیه و فصیلته التی تؤویه و من فی الأرض جمیعا ثم ینجیه”( معارج ۸-۱۴)
……………………………………
در این آیات ، قرآن کریم تصویر تکاندهنده و هولناکی ازحال مجرمان در وانفسای حیرت و بیچارگیشان در قیامت بیان می کند ، در آن هنگام که کسی به حال کسی دل نمیسوزاند. خویشاوندان به یکدیگر نشان داده می شوند اما خویشی از حال خویش جویا نمی شود . اینجاست که انسان مجرم و گرفتار ، حاضر است برای نجات خود حتی از فرزندان ، همسر ، برادر ، قوم و قبیله و همه کسانی که روی زمین هستند بگذرد و آنان را فدای خود کند تا از عذاب رهایی یابد.
نکته تدبری که در این آیات وجود دارد اینکه اگر دقت کنیم متوجه می شویم سخنی از والدین به میان نیامده و اشاره نشده که فرد گرفتار ، حاضر است حتی مادر و پدر خود را فدا کند ، در حالی که در سوره عبس میخوانیم:” یوم یفر المرء من أخیه و أمه و أبیه و صاحبته و بنیه لکل امریء منهم یومئذ شأن یغنیه”( عبس ۳۴-۳۷) که نشان می دهد آدمی در آن روز از شدت گرفتاری از همه حتی مادر و پدر خود فرار می کند!. قابل تامل اینکه درآیات سوره معارج مساله “فدا کردن” و در سوره عبس مساله “فرار کردن” مطرح است. در ارتباط با “فرار کردن” میفرماید همه از یکدیگر فرار میکنند حتی از والدین خود ، اما در رابطه با “فدا کردن” اسمی از والدین نمی برد. شاید نکته اش این باشد که خداوند آنچنان برحق پدر و مادر تاکید کرده و احسان به آنها را با غلظت و شدت بیان نموده که احسان به والدین را هم تراز و هم عرض با عبودیت خود قرار داده (وقضی ربک ان لا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا – اسراء ۲۳) و به همین دلیل مجرمان از ترس برانگیختن غضب الهی سخنی از فدا کردن والدین به میان نمی آورند!!!
آری ! حق پدر و مادر بر گردن فرزندان آنقدربزرگ است که احدی جرأت جسارت و تعرض به آنان را در پیشگاه پروردگار ندارد.
وه چه شکوه و عظمتی!! ……که رضایش در رضای آنان است.

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام


تأملات قرآنی (۴۱) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
” و شاورهم فی الأمر فإذا عزمت فتوکل علی الله إن الله یحب المتوکلین ” ( آل عمران ۱۵۹)
یکی از مباحث چالش برانگیز در قرآن کریم دستور صریح خدای متعال به پیامبر درباره مشورت کردن است (و شاورهم فی الأمر) (آل عمران ۱۵۹) . آیه مربوطه موجب طرح این شبهه شده که مشورت در جایی صادق است که مشورت گیرنده نقص و ضعفی در فهم و ادراک داشته باشد حال آنکه وجود اقدس پیامبر در سایه وحی و ارتباط با مبدأ علم مطلق ، از کنه امورآگاه است و نیازی به مشورت ندارد. این قضیه را چگونه می توان تبیین و تفسیر کرد ؟
در پاسخ باید گفت مطابق آیات محکم قرآن علم پیامبر نامحدود نیست و ایشان جز آنچه پروردگار عالم اراده مرده در اختیارش قرار دهد از خود چیزی ندارد ؛ آیاتی نظیر:
“یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا ( اسراء ۸۵)
“و قل رب زدنی علما”( طه۱۱۴)
” …و لا اعلم الغیب … ان اتبع الا ما یوحی الی ” (انعام ۵۰)
“و علمک ما لم تکن تعلم “( نساء ۱۱۳)
“ان هو الا وحی یوحی علمه شدید القوی”( نجم ۵)
هر جا خداوند خود مصلحت بداند علم را به پیامبرش افاضه میکند . لذا علم پیامبرمحدود، افاضی و تبعی است نه نامحدود و ذاتی. از سوی دیگر مشورت جنبه های مدیریتی ، اخلاقی و تربیتی متعددی دارد همچون:ارزش و بها دادن به مردم ، مبارزه با روحیه استبداد به رای ، بستر‌سازی پذیرش همگانی ، سنجه ای برای شناخته شدن صاحبان فکر و اندیشه ، شکوفایی علمی و رشد خلاقیتها ، همگرایی و هم اندیشی اجتماعی ، آموزش عملی رهایی از جمود فکری، بستر سازی برای مشارکت عمومی، زمینه سازی برای مسؤولیت پذیری، ایجاد وفاق عمومی و اجماع سازی در مسائل مهم .
در پایان توجه به این نکته ضروری است که در اموری که درباره آن دستور و حکم مشخصی از سوی خداوند متعال رسیده نمی‌توان مشورت کرد و احکام را باید به همان صورتی که از شارع مقدس صادر شده بدون چون و چرا به مرحله اجرا در آورد.

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام


طریقیت قرائت قرآن در دستورات دینی

به گزارش ایکنا، محمد مرادی، استاد دانشگاه قرآن و حدیث، ۳۰ اردیبهشت‌ماه در نشستی با موضوع «قرائت قرآن» در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر در قم، گفت: قرائت قرآن در میان مسلمین یک سنت رایج است که گاهی فردی و گاهی اجتماعی انجام می‌شود؛ تلاوت فردی از دوره‌های نخست اسلامی رواج داشته است.

وی با بیان اینکه خواندن قرآن، فارغ از حظ معرفتی آن، در میان مسلمین موضوعیت دارد، تصریح کرد: ممکن است این سؤال مطرح شود که خواندن کتابی برای خواندن، چرا و چه مفهومی دارد؟ خواندن قرآن، به خصوص در کشورهای عربی و اسلامی چون ادعیه و مفاتیح هم ندارند، رواج بیشتری هم دارد.

مرادی بیان کرد: در اواخر قرن چهارم، کتابی با عنوان «قتل القرآن» از سوی ثعلبی نوشته شده و نویسنده کسانی را که تحت تأثیر قرآن، جان داده‌اند، معرفی کرده است؛ او معتقد است که خواندن قرآن، جهاد در راه خداست و کسی که در این راه جان بدهد، شهید است.

وی با بیان اینکه مسئله اهمیت خواندن این کتاب ریشه‌دار است، تصریح کرد: روایات متعددی در مورد ثواب قرآن و کثرت قرائت وجود دارد، ولی خبرهایی هم هست که جنبه سلبی قرائت را مورد توجه قرار داده‌اند، از جمله، فرموده، اکثر منافقان امت من، قراء قرآن هستند، البته ممکن است گفته شود این خبر، واحد است و سند معتبری ندارد.

مرادی بیان کرد: در توصیف خوارج که علیه امام علی(ع) جنگیدند، بیان شده که شب‌ها وقتی کسی وارد کوفه می‌شد، صدای قرائت آنان را می‌شنید، آنقدر زمزمه آنان می‌پیچید که مانند صدای زنبور عسل بود. غرض این است که لزوماً همه کسانی  که قرآن می‌خوانند، افراد خوبی نیستند.

استاد دانشگاه قرآن و حدیث اظهار کرد: روایات مرتبط با قرائت، چند دسته است؛ دسته‌ای آن را جزء بهترین کارهای عالم، ذکر و عبادت دانسته‌اند، برخی از این روایات هم بر تبرک به قرآن و تقدس آن تأکید دارند؛ مثلاً اگر کسی می‌خواهد دچار بیماری نشود از قرآن شفا بگیرد و حتی برخی مشکلات زندگی خود را از طریق قرآن حل می‌کنند. این جنبه هم در میان مسلمین خیلی رایج است؛ در اینجا قرآن به مثابه شیئ متبرکی است که کل قرآن یا برخی سوره‌ها تبدیل به حرز می‌شوند.

(بیشتر…)


تأملات قرآنی (۴۰) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
” لیس البرأن تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البر من آمن بالله و الیوم الآخر و الملائکه و الکتاب و النبیین و آتی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین وابن السبیل و السائلین و فی الرقاب و أقام الصلوه و آتی الزکوه و الموفون بعهدهم إذا عاهدوا و الصابرین فی البأساء و الضراء و حین البأس اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون” ( سوره بقره ۱۷۷)
روش قرآن کریم درهدایت و تربیت نفوس این است که به جای تعریف کلی مفاهیم مرتبا مصادیق و نمونه های عینی را که با أذهان مأنوس تر است در لابلای آیات ( سیاق درونی آیه) و بافت موضوعی سوره ( سیاق بین الآیات) ذکر می کند. مثلا در آیه بالا درارتباط با مفهوم پر کاربرد “بر” ( به کسر باء = نیکی) و تقوی( پرهیزکاری) به جای تعریف کلی مفهوم این دو ، می فرماید:”البر من آمن بالله و …” یعنی اگر میخواهید بدانید “بر” چیست بدانید مظهر آن کسانیند که کذا و کذا ..این در سیاق خود آیه . در سیاق بین الآیاتی هم که سیاقی طولانی است ( و بررسی موارد آن از حوصله این مختصر خارج ) کارکردهای مصداقی متعددی را در تبیین مفهوم نیکی و پرهیزکاری مورد تاکید قرار می دهد که در سیاقهای مفصل سوره بقره به آنها اشاره شده نظیر: ایمان به غیب ، اقامه نماز ، انفاق ، ایمان به مطلق ، پرستش خدا ، معاد باوری ، وفای به عهد ، صبر در مصائب ، تسلیم بودن در برابر حدود الهی از نظیر قصاص ، نوشتن وصیت ، روزه و حج ، حفظ حرمت مساجد، اصلاح بین مردم ، امانت داری ،رعایت حقوق زنان و خانواده ، ترک ربا و رعایت آداب معامله.( به فرازهای سوره بقره نگاه کنید.)
این روش قرآن الگوی مناسبی جهت اثر گذاری بیشتر مباحث و مقوله های اخلاقی و تربیتی بر مخاطبان است . در همین رابطه خوب است به یک نکته بلاغی زیبا توجه کنیم و آن اینکه در گزاره هایی که یک مفهوم کلی را محمول یک اسم ذات قرار می دهیم مثلا به جای اینکه بگوییم “علی عادل است “میگوییم :”علی عدل است” معنای آن این است که “علی مجسمه عدالت است “و این گزاره بسیار بلیغتر از “گزاره “علی عادل است” می باشد. حال اگرپا را فراتر بگذاریم و بگوییم :”عدل علی است ” کلام ، بلاغت فوق العاده بیشتری پیدا میکند زیرا معنای انحصار هم به آن افزوده ایم و میخواهیم بگوییم که علی نه تنها مجسمه عدل است که تنها اوست که تجسم عدالت است .( دقت شود . ) حال به آیه برمیگردیم . خدای متعال میفرماید نیکی عبارت است از مؤمنین به خداو قیامت و قرآن و …. این گزاره به مانند مثالی که زدیم هم دلالت بر مبالغه میکند و هم انحصار . لذا ترجمه دقیقتر آیه این میشود که :
تنها و تنها کسانی که به خدا و قیامت و فرشتگان و قرآن و پیامبران ایمان دارند و خالصانه اموال خود را به خویشاوندان و ایتام و مستمندان و درراه ماندگان و مددجویان و بندگان انفاق میکنند و نماز برپا میدارند و زکات میدهند و وفای به عهد دارند و در سختیها و ناملایمات و معرکه نبرد شکیبا هستند تنها اینان مجسمه نیکی گسترده و پرهیزکاریند .

 

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام