تأملات قرآنی (۲۶) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
“یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاه الدنیا و فی الآخره” ( ابراهیم ٢٧)
از برکات ماه مبارک رمضان توفیق حشر بیشتر با قرآن و تدبر در آیات است. به دنبال طرح موضوع آداب سخن گفتن و مساله “قول احسن”برخی دوستان اظهار محبت کردند و فرمودند راه های ارتباط،مذاکره وهدفمندی موثر در هنرو مهارت سخن گفتن را با تکیه بر آیات قرآن بررسی کنیم . لذا در رویکرد مجددی به آیات مربوط به باید و نباید ها و آداب سخن گفتن ، مهمترین معیارها و محورهای مورد تاکید قرآن کریم (در حدود وسع و فهم محدود نگارنده) در این خصوص به شرح زیر قابل استخراج می باشد:
۱-زبان خوش داشتن ( بقره ۲۳۵؛ نساء ۵و۸؛ احزاب ۳۲)
۲-سخن خوب گفتن بدون زخم زبان ( بقره ۲۶۳)
۳-استحضار این معنا که اول مستمع سخن ما پروردگار عالم است. ( آل عمران۱۸۱؛ انبیاء ۴)
۴-سخن را در محضر نویسندگان موکل دیدن و مراقبت کلامی داشتن ( ق ۱۸)
۵-داشتن منطق قوی و استحکام سخن ( نساء ۹ ؛ احزاب ۷۰)
۶-حق گویی و حق پذیری ( مائده۱۱۶ ؛ ص ۸۴ ؛ نور ۵۱)
۷-سخن شبه زدا و نه شبهه زا( نور ۱۶)
۸-سخن وحدت آفرین( آل عمران ۶۴)
۹-سخن بر پایه علم و آگاهی ( بقره ۱۶۹)
۱۰-سخن برانگیزاننده و اثرگذار برخاسته از عمق فطرت شنونده ( نساء ۶۳)
۱۱-پاکیزکی ، طهارت و عفت کلام( حج۲۴؛ فاطر ۱۰)
۱۲-مهربانانه و نرم سخن گفتن ( اسراء ۲۳ ؛ طه ۴۴)
۱۳- توجه به ظرفیت مخاطب و سهل و روان سخن گفتن ( اسراء ۲۸)
۱۴-وزانت سخن در عین سادگی و گویایی( مزمل ۵)
۱۵-رضای خدا را در سخن گفتن در نظر داشتن( نساء ۱۰۸؛ طه ۱۰۹؛ فصلت ۳۳)
۱۶-ثبات و استواری سخن ( ابراهیم۲۷)
۱۷-حسن استماع و نداشتن شهوت حرف زدن( زمر۱۸)
۱۸-یکی بودن ظاهر و باطن کلام( محمد۳۰)
۱۹-اعتقاد و پایبندی عملی به محتوای سخن
(صف۳)
۲۰-ذکر نعمتهای پروردگار ( ضحی ۱۱)
۲۱- توجه به زبان مشترک با مخاطب ( کهف ۹۳)
۲۲-همراهی سخن با دعای خیر( آل عمران ۱۴۷)
۲۳-دهان به دهان جاهل نگذاشتن( فرقان ۶۳)
و اهم آسیبها و نبایدهای سخن عبارتند از :
۲۴-سخن کفرآمیز( توبه ۳۰)
۲۵-سخن فریبکارانه و حیله گرانه( انعام ۱۱۲)
۲۶-سخن باطل( حج۳۰؛ مجادله ۲)
۲۷-پرگویی و حرافی ( احزاب ۵۳)
۲۸- پرخاشگری و داد و فریاد ( حجرات ۲)
۲۹-زخم زبان و نیش و کنایه زدن( اسراء ۲۳)
۳۰-عشوه گری در سخن گفتن جنس مخالف( احزاب ۳۲)
۳۱-سخن افواهی و سرسری( احزاب ۴ ؛ توبه ۳۰)
۳۲-چرب زبانی دروغین( بقره ۲۰۴)
۳۳-دروغ و بهتان ( نساء ۱۵۶؛ کهف ۵)
۳۴- سخن گناه آمیز و لغو ( مائده ۶۳؛ واقعه ۲۶، مؤمنون ۳)
۳۵-غلو گویی و بزرگنمایی( نساء ۱۷۱)
البته اینها همه هست و همه این نیست و با تعمق بیشتر میتوان سرفصلهای دیگری هم اضافه کرد.
خداوند ما را عامل به این دستورات قرار دهد.

 

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام


تأملات قرآنی (۲۵) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
“قل لعبادی یقولوا التی هی أحسن”
(سوره بنی اسرائیل ۵٣)
سخن گفتن آنقدر اهمیت دارد که پروردگار حکیم به حبیبش دستور می دهد به بندگانم بگو سخن که میگویند بهترین سخن را به زبان بیاورند. طبعا قید بهترین ( أحسن ) یعنی:
√بهترین محتوا
√بهترین شیوه بیان
√بهترین موقعیت
√بهترین مخاطب سنجی ( بلاغت)
√بهترین واژه گزینی ( فصاحت )
و در مجموع سخن خوب گفتن و خوب سخن گفتن! یعنی ماده کلام و صورت کلام
این ها یک بسته تربیت گفتاری است که قرآن با اختصار تمام آنها را در کپسولی به نام ( قول أحسن) قرار داده است. از این تعبیر استفاده می شود حتی حسن بودن کافی نیست !! باید احسن باشد. سخن گفتن آنقدر تبعات دارد که مادامی که ضرورتی برای آن پیدا نشود باید سکوت کرد و تازه بعد از ضرورت ،باید نیکوترین سخن را به زبان آورد آن هم با مراعات شاخصه هایی که گفته شد . این دأب قرآن کریم است که در همه کنشها دستور به بهترین روش می دهد و اختصاصی هم به حرف زدن ندارد . مثلا:
√بدی را با نیکوترین روش پاسخ دهید ( ادفع بالتی هی أحسن السیئه)( مؤمنون ٩۶)
√ به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به بهترین روش یعنی بهترین مدیریت مالی را برای آنان در پیش بگیرید” و لا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی أحسن( انعام ١۵٢)
√ سلام را به بهترین شیوه جواب دهید ( اذا حییتم بتحیه فحیوا بأحسن منها … ) (نساء ۸۶ )
√ در بحث و گفتگو ، بهترین نوع جدل را اختیار کنید( و لا تجادلوا اهل الکتاب الا بالتی هی أحسن)( عنکبوت ۴۶)
و… اینها همه حکمتی الهی است که آدمی در پرتو آن به بینش و تشخیصی می رسد که می تواند در هر موقعیتی بهترین کنش یا واکنش را از خود بروز دهد:”یؤتی الحکمه من یشاء و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا “( سوره بقره ۲۶۹)از جمله در مقام سخن گفتن که نه تنها سخن نامربوط نگوید بلکه هر سخن مربوطی را هم نگوید:” لا تقل ما لا تعلم بل لا تقل کل ما تعلم “( نهج ، حکمت ۳۸۲) و ختم کلام فرمایش نورانی امام صادق علیه السلام که فرمود:
“لا تکلم بما لا یعنیک و دع کثیرا من الکلام فیما یعنیک حتی تجد له موضعا “( تحف العقول ص ۳۷ )

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام


تأملات قرآنی (۲۴) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
” أم حسبت أن أصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا”
(سوره کهف ۹)
انسان خصلتا چنین است که چون خود را در نعمت می بیند بد مستی میکند و نمی اندیشد که شاید آزمونی در کار است و بساطی که برای او پهن شده به زودی برچیده خواهد شد . از سوی دیگرهنگامی که سختی ها و گرفتاریها احاطه اش کرده جزع و فزع و آه و ناله میکند و غافل از حکمت ابتلای الهی ، خود را از اجر صابران و شاکران محروم می سازد . این حکایت مستمر و حاکم بر زندگی اکثر آدمیان است و غفلت، عنصر مشترک هر دو حال؛ غفلتی مستانه یا غفلتی معترضانه! در آیه فوق پروردگار عالم جریان روزمره پرغفلت انسان را حکایت می کند و می فرماید آنقدر که حال شما آدمیان خوابزده و غافل شگفت است داستان اصحاب کهف یا رقیم شگفت انگیز نیست.( اصحاب رقیم همان اصحاب کهف است و رقیم یعنی نوشته شده چرا که داستان آنان بر لوحی نوشته شده و بر در غار نصب شده بود) یعنی مردم گویا در خوابی سنگین به سر می برند و چون کودکان بی خبر به بازی مشغولند و چون بمیرند پرده ها از مقابل دیدگانشان کنار می رود و ناگهان خود را در قیامت و در محضر پروردگار می یابند و زندگی چند ساله خود را به اندازه یک روز یا ساعتی از یک روز میبینند . آیا این عجیبتر از داستان اصحاب کهف نیست ؟! چه زیبا امام علی (ع)میفرماید:” اهل الدنیا کرکب یسار بهم و هم نیام.”( حکمت ۶۲) این است قصه شگفت انسانها که همه روزه مکرر می شود اما دریغ از اندیشه و تنبه. در نقل مشهور آمده است که سر مطهر سید الشهداء علیه السلام این آیه را تلاوت می کرد؛ گویا هر بیننده ای را مورد خطاب قرار می داد که چرا در امر شگفت خویش که غفلت و مرگ دلها است اندیشه نمی کنید . آری ، این آیه غافلان و خوابزدگان دنیا را به بیداری و هشیاری به موقع فرا میخواند ؛ حقیقتی که تنها اوحدی از انسان ها بدان متفطن می شوند .

 

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام


تأملات قرآنی (۲۳) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
” علم ان لن تحصوه فتاب علیکم فاقرؤوا ما تیسر من القرآن …. فاقرؤوا ما تیسر منه “( مزمل ۲۰)
هیچ چیز جای خواندن متدبرانه قرآن را نمی گیرد .آیه پایانی سوره مزمل که در بالا ذکر شد از این نظر آیه عجیبی است. خدای سبحان در این آیه دستوری را که در اول سوره درباره وجوب شب زنده داری به شخص پیامبرداد وگروهی از مؤمنان راکه از باب تاسی و تشبه به پیامبر چنین تکلیفی را بر خود تحمیل می کردند مورد خطاب قرا داده، این تکلیف را از دوش آنان برمی دارد و دو بار دستور میدهد به جای نماز شب تا آنجا که می توانید قرآن بخوانید: “فاقرؤوا ما تیسرمن القرآن … فاقرؤوا ما تیسر منه ” . این آیه حاکی از جایگاه و نقش بی بدیل قرآن است تاآنجاکه میتواند نقصان ترک شب زنده داری و محرومیت از آن را جبران کند چه رسد به اینکه این دو فضیلت با یکدیگر همراه شوند که یقینا منشأ آثار و برکات فوق العاده ای خواهند شد.درروایت مشهور نبوی از کسانی که اهل قرآن و شب زنده داری اند با عنوان “اشراف امت” یاد شده است. قال رسول الله (ص ): اشراف أمتی حمله القرآن و اصحاب اللیل”( من لایحضر ج۴/ ۳۹۹) تعبیر تامل برانگیز حمل قرآن و نه تحمیل و تحمل آن ! ، ناظر به کیفی ترین نوع تلاوت یعنی تلاوت توأم با رعایت آداب ظاهری و باطنی و درک مفاهیم و پایبندی عملی به دستورات آن است که قرآن مسلمانان را بدان فرا خوانده وضمن تمثیلی تکان دهنده و کنایه آمیز آنان را از اینکه مانند یهود صرفا بارکش کتب آسمانی باشند و توجهی به مفاهیم و معانی و الزامات عملی آن نداشته باشند بر حذر می دارد:
“مثل الذین حملوا التوراه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل أسفارا بئس مثل القوم الذین کذبوا بآیات الله والله لا یهدی القوم الظالمین.” ( جمعه ۵)

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام


تأملات قرآنی (۲۲) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
“فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم أولو الألباب” ( زمر ۱۸)

آزادی فکر و اندیشه و شنیدن آراء و نظرات گوناگون به منظور رسیدن به قول حق در پرتو تعقل و خردورزی از جمله تعالیم مترقی قرآن است. آیه فوق می فرماید ای پیامبر بشارت ده بندگانی را که سخنان گوناگون را میشنوند و از نیکوترین آن پیروی می کنند. این آیه بندگان حقیقی پروردگار را کسانی میداند که اهل تحقیق اند و از شنیدن صداهای مختلف باکی ندارند و البته چون اهل تعقل و منطقند ( هم اولو الألباب) چشم و گوش بسته تسلیم هر سخنی نمی شوند و میان چند سخن خوب ، از خوبترین آن پیروی میکنند. این معنا ظاهرترین معنایی است که از آیه شریفه به ذهن متبادر می شود . اما معنای لطیف دیگری که قابل برداشت است این است که شاید مراد از کلمه ( القول ) خود قرآن باشد چنانچه فرمود ” أفلم یدبروا القول” ( مؤمنون ۶۸) و یا ” و لقد وصلنا لهم القول لعلهم یتذکرون ” ( قصص ۵۱) چه اینکه از قرآن گاه با عنوان قول ثقیل یاد شده : ” إنا سنلقی علیک قولا ثقیلا “( مزمل ۵) یعنی سخن گرانسنگ و ارزشمندی که فوق آن سخنی نیست ، و گاه با عنوان قول فصل ” إنه لقول فصل ” ( طارق ۱۳) مورد اشاره قرار گرفته است زیرا سخن خدا حق محض و فصل الخطاب است لذا میتوان این احتمال را داد که الف و لام در “القول ” -به اصطلاح ادبا- الف و لام عهد ذهنی و ناظر به همین قول فصل و قول ثقیل یعنی قرآن کریم باشد و مرجع ضمیر هم در عبارت “فیتبعون أحسنه” به مفهوم اتباع بازگردد. بر این اساس معنای آیه چنین می شود: ای پیامبر بشارت ده بندگان مرا که قرآن را به گوش جان میشنوند و به بهترین وجه از آن پیروی می کنند ؛ …اینان همان خردمندان واقعی هستند ( اولئک هم اولو الألباب) .نکته لازمی که باید مورد تاکید قرار گیرد اینکه اولو الألباب بودن به معنی تسلیم در برابر قول و حکم الهی و اظهار ایمان نسبت به جمیع ما انزل الله است چنانچه خداوند در ضمن آیه ۷ سوره آل عمران آنجا که آیات قرآن را به محکمات و متشابهات تقسیم میکند عالمان و خردمندان حقیقی را کسانی می داند که به همه آیات چه محکم و چه متشابه ایمان دارند ” یقولون آمنا به کل من عند ربنا و مایذکرإلأ أولواالألباب” به طوری که تشابه برخی آیات قرآن ذره ای از ایمان آنان نمی کاهد و چنین ایمانی نسبت به سخن پروردگار عین خردمندی است.

 

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام


تأملات قرآنی (۲۱) – دکتر عباس تقویان

بسم الله الرحمن الرحیم
“الرحمن علم القرآن خلق الإنسان علمه البیان”
درباره قدر و منزلت قرآن فراوان سخن شنیده ایم اما آیات نخست سوره الرحمن از منظر دیگری ارزش این صحیفه سترگ آسمانی را تبیین می کند . سوره الرحمن تنها سوره ای است که با ذکر صفتی از صفات حق یعنی “رحمن” آغاز و به دنبال آن مسأله خلقت انسان و داشتن قوه درک و بیان را ذکر و سپس به نعمتهای فراوان دنیوی و اخروی اشاره میکند و انس و جن را به خاطر تکذیب گریشان ۳۱ بار با پرسش توبیخی “فبأی آلاء ربکما تکذبان” به باد انتقاد می گیرد! در آغاز این سوره اشاره به تعلیم قرآن بلافاصله پس از ذکر صفت رحمن دلالت بر این معنا دارد که قرآن کریم مظهر رحمت عام پروردگار است اما ذکر این مطلب قبل از خلق انسان این پرسش را مطرح می کند که اگر قرآن برای هدایت انسان است که هست پس باید اول خلقت انسان و بعد از آن مساله تعلیم قرآن ذکر می شد حال آنکه اول فرمود “علم القرآن “و بعد فرمود “خلق الانسان”! بیان مطلب آن است که چون هدایت انسان جزدر سایه قرآن محقق نمی شود خداوند متعال ذکر آن را از باب تعظیم شأن قرآن جلو انداخت لذا این تقدم ، تقدم رتبی و تشریفی است نه زمانی . اسم رحمان اشاره دارد به اینکه رحمت گسترده و عمومی پروردگار در دنیا مؤمن و کافر را در بر گرفته است و این نهایت لطف و رحمت پروردگار است که عالیترین ابزار هدایت یعنی قرآن کریم رادر اختیاربنی نوع انسان قرار داد و تعلیق امر هدایت بر وصف رحمت پروردگار ( صفت رحمن) اشعار به علت آن دارد یعنی پروردگار عالم به دلیل رحمت بیکران خود سفره هدایت قرآن را گستراند و همگان را دعوت کرد تا از این خوان نعمت بهره مند شوند و در حد توان و ظرفیت خود از آن استفاده کنید. لذا در روایت نبوی آمده است : ” القرآن مأدبه الله فتعلموا من مأدبته مااستطعتم “: قرآن خوان ضیافت الهی است که برای هدایت بشریت گسترانده پس تا میتوانید از آن توشه بر گیرید.

دکتر عباس تقویان عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام