اختلاف مصحف‎‌ها از کجا ناشی می‌شود؟

جمع‌کنندگان مصحف‌‎ها متعدّد بودند و با یکدیگر هم رابطه‎‌ای نداشتند و میزان علم و آگاهی آن‌ها هم متفاوت بود، از این جهت از نظر ضبط کلمات، ترتیب سوره‎‌ها و قرائات با همدیگر اختلاف داشتند و همین امر سبب اختلاف‌‎های اجتماعی و گروهی و فرقه‌‎ای نیز شده بود و جدال و نزاع‌‎هایی را به وجود آورده بود.

وقتی حذیفه از جنگ ارمنستان برگشت، داستان اختلاف مصاحف و بگومگوهای پیروان قاریان را با عثمان در میان نهاد و گفت: ای خلیفۀ مسلمان‎‌ها، این امّت را دریاب تا گرفتار همان اختلافی که یهود و نصارا شدند، نشوند. عثمان پرسید چه اختلافی؟ حذیفه گفت: در جنگ ارمنستان شرکت داشتم، در آنجا مردم شام، قرآن را به قرائت اُبیّ بن کعب می‎خواندند که مواردی از آن را مردم عراق نشنیده‌‎اند. مردم عراق از قرائت ابن مسعود تبعیّت می‎‌کردند که در مواردی مردم شام از آن بی‎اطّلاع بودند، و هر گروه، گروه دیگر را تکفیر می‎کرد.

(بیشتر…)


وجوه مختلف قرائات و معانی «مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

هفتمین جلسه از درس تفسیر آیت‌الله احمد عابدی، استاد سطوح عالی حوزه‌های علمیه، در کانال تلگرامی وی منتشر شد که متن آن را در ادامه می‌خوانید:

بحث به آیه «مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» رسید. صاحب مجمع البیان می‌گوید: عاصم، کسایی، خلف و یعقوب الحضرمی، قرائتشان «مالک» بوده است و بقیه آن را «مَلک» خوانده‌اند. هیچ کس «الف» مالک را اماله نکرده است، یعنی برخی گفتند مالک و یا ملک اما کسی اماله نکرده است که تلفظی بین این دو باشد. اماله یعنی الف را طوری تلفظ کنیم که به یاء نزدیک باشد، یا فتحه را طوری تلفظ کنیم که به کسره نزدیک باشد. همه هم کاف را به جر قرائت کرده‌اند. در نقل‌های شاذ از اعمش آمده که کاف را به فتح قرائت کرده است و ربیعه نیز ملک یا مالک را تخفیف داده و لام را ساکن کرده است.

(بیشتر…)


کیفیت رسم‌الخط عثمان طه

تضادها و تهافت‌هایی در این رسم‌الخط وجود دارد که طی جدولی در انتهای کتاب به نمونه‌هایی از آن اشاره کرده‌ایم، اما از انصاف نمی‌توان گذشت که در کنار نواقصی که این مصحف دارد زیبایی‎ها و محاسن بسیاری نیز دارد که در اینجا مناسب‌ترین وصف از چند و چون زیبایی‌های هنری رسم‌الخط عثمان طه، از زبان و قلم استاد بهاءالدین خرّمشاهی نقل می‌شود:

یکی از رویدادهای مهم فرهنگی ـ هنری دهۀ اخیر جهان اسلام، چاپ نفیس قرآنی است که خطاط شهیر معاصر سوری، عثمان طه، به خط معجزه‌آسای نسخ خویش نوشته و نخستین چاپ آن در قطع رحلی در حدود سال ۱۴۰۰ق از سوی «الدار الشامیه للمعارف»، با همکاری مؤسّسۀ علوم القرآن، و با تأیید و همکاری علمی چند کشور اسلامی در دمشق انتشار یافته است. کتابت این قرآن، طرح سنجیده و برنامه‌ریزی شده‌ای داشته است، به این معنا که هر صفحۀ آن پانزده سطر دارد و هر صفحه با اوّل یک آیه آغاز و به آخر یک آیه ختم می‌گردد و هر جزء از سی جزء قرآن در بیست صفحه نوشته شده و با احتساب دو صفحه در اوّل و دو صفحه در آخر که برای تهذیب و تزیین‌های دیگر در نظر گرفته شده، مجموعاً در ۶۰۴ صفحه تدوین شده است. باید گفت: این ویژگی ابتکار خطّاطان و قرآن‌نویسان هنرمند عثمانی (ترکیه) است و سابقۀ آن به یک یا دو سده اخیر می‌رسد. چنان‌که درعصر جدید، قرآن معروف به قرآن سلطان عبدالحمید، مکتوب به خط مصطفی نظیف (قدر غه‌لی) [تجدید چاپ در تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۳ شمسی، همراه با فهارس مرحوم دکتر محمود رامیار] و قرآن خوش نوشتۀ استاد حامد الآمدی نیز همین ویژگی‌ها را دارد.

(بیشتر…)


چگونگی جمع‌ و تألیف قرآن

جمع، ترتیب، نظم و عدد آیات در هر سوره، در زمان حیاتِ پیامبر اکرم(ص) و با دستور آن بزرگوار انجام یافته است. بنابراین چنین کاری توقیفی یعنی به دستور شخص پیامبر(ص) تنظیم می‌شده است و باید تعبداً آن را پذیرفت و به همان ترتیب در هر سوره تلاوت نمود.

تفکیک هر سوره با سوره دیگر با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» مشخص می‎شده یعنی هر سوره با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» آغاز می‌شده است، جز سوره توبه که بدون «بَسْمَلَه» نازل شده است. بنابراین چینش آیات هر سوره طبق دستور رسول خدا(ص) بوده است.

اما در بارۀ نظم و ترتیب سوره‎ها میان اهل نظر اختلاف وجود دارد. کسانی مثل سید مرتضی علم‌الهدی و آیت‌الله خویی برآنند که نظم و ترتیب سوره‎ها نیز همچون آیات، در زمان رسول خدا(ص) و به دستور آن حضرت بوده است؛ زیرا جماعتی در آن زمان، حافظ قرآن بوده‎اند و بعید می‎نماید که مسئله‎ای با این اهمیّت مغفول پیامبر(ص) بوده باشد.

اما این نظر مورد قبول عده‎ای نیست؛ زیرا حافظ قرآن بودن دلیلی بر ترتیب سوره‎ها نخواهد بود و کسی که حافظ بوده، بدون ترتیب سوره‎ها هم، مسئله حفظ برایش قابل تحقق بوده است. بنابراین لازمه حفظ همه قرآن، لزوما ترتیب آنها نیست. بلکه آنچه مهم است مستقل بودن و تکمیل بودن هر سوره نسبت به سوره دیگر است تا آیه‎های هر سوره با سورۀ دیگر اشتباه نشود ولی اثبات ترتیب سوره‎ها از حمد تا ناس به شکل کنونی در زمان پیامبر(ص) کار آسانی نیست؛ زیرا دلیل متقن و روشنی بر این امر دلالت ندارد و روایاتی که بر ترتیب دادن سوره‌ها به امر پیامبر(ص) در عصر نزول دلالت دارد تنها در مورد همان مورد روایت قابل استناد است نه تمامی سوره‌های قرآن! البته این معنا مانع از این نیست که شماری از سوره‎ها در زمان رسول خدا(ص) طبق ترتیب کنونی پشت سر هم قرار گرفته باشند ولی سخن بر سر ترتیب همۀ آنهاست نه تعدادی مشخص.

از این روی بیشتر محققان علوم قرآنی برآنند که جمع و ترتیب سوره‎ها پس از وفات پیامبر(ص) انجام گرفته است. روشن‎ترین دلیل در این باره، جمع‎آوری قرآن به دست امیرالمؤمنین(ع) پس از وفات پیامبر اکرم(ص) است که سوره‎ها را بر اساس زمان نزول مرتب و منظم ساخت و نیز نظم و ترتیبی که دیگران در زمان خلفای راشدین از سوره‎ها داشتند خود دلیل دیگری بر این امر است که ترتیب سوره‎ها در زمان پیامبر(ص) به طور کامل انجام نگرفته است.

(بیشتر…)


چگونگی کتابت و جمع‌آوری قرآن

پیامبر اکرم(ص) اصحاب خویش را به خواندن و نوشتن تشویق می‎فرمود. گفته‌اند: در آن روزگار در تمام قبیله قریش، تنها هفده تن خواندن و نوشتن می‎دانستند. بر اثر تشویق رسول اکرم، مسلمانان به خواندن، نوشتن و جمع‌آوری قرآن روی آوردند.

کلمۀ «جمع» در این مقام در دو معنا به کار می‎رود: الف. حفظ کردن و به حافظه سپردن؛ ب. گردآوری کردن و در مجموعه‎ای فراهم آوردن.

محمد بن سعد واقدی (متوفای ۲۳۰ ق) در الطبقات الکبری فصلی دارد با عنوانِ «ذِکْرُ مَنْ جَمَعَ القرآنَ عَلی عَهْدِ رَسُولِ الله(ص)» که مراد از جمعِ قرآن، همان «حفظ و اخذ» و «به حافظه سپردن» آن است. از این رو به آن دسته از صحابی که قرآن را از حفظ داشتند «حُفّاظ قرآن» یا «جُمّاع قرآن» می‎گفتند.

بنابراین در زمان رسول خدا، جمع قرآن هم به معنی حفظ کردن و هم به معنای نوشتن و گردآوری آیات در سوره‎ها و احیاناً ترتیب و تنظیم سوره‎هاست.

سوره‌ها و آیات قرآنی که بر پوست و امثال آن نگاشته می‌شد در مجموعه‌ای که به آن «ما بین الدَّفَّتَینْ» می‌گفتند، نگهداری می‌شد. مراد از «دَفّ» در این تعبیر این است که در آغاز، نوشته‎ها را جهت نگهداری، میان دو جلدِ پوستی می‎گذاشتند و به کتاب هم «مجموعٌ ما بَینَ الدَّفَّتَین» می‌گفتند، یعنی جلدی که از پوست حیوان است. «ما بَیْنَ اللَّوحَیْن» نیز یعنی آنچه میان دو لوح از چوب یا استخوان یا چیز دیگر بوده است.

بی‌گمان، برای کتابتِ قرآن کریم و نوشتن آیات نورانی آن، وجود و تهیۀ «نوشت‎افزار» امری لازم و ضروری بوده تا به کمک آن، نوشتن و کتابت تحقق پیدا کند. در قرآن کریم نیز نام شماری از نوشت‎افزارها ذکر شده و بیانگر این واقعیّت است که مردم شبه جزیرۀ عربستان با آن مأنوس بوده و درک روشنی از مفاهیم آن داشته‎اند؛ فهرست نوشت‎افزارها در قرآن کریم عبارتند از:

(بیشتر…)


طریقیت قرائت قرآن در دستورات دینی

به گزارش ایکنا، محمد مرادی، استاد دانشگاه قرآن و حدیث، ۳۰ اردیبهشت‌ماه در نشستی با موضوع «قرائت قرآن» در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر در قم، گفت: قرائت قرآن در میان مسلمین یک سنت رایج است که گاهی فردی و گاهی اجتماعی انجام می‌شود؛ تلاوت فردی از دوره‌های نخست اسلامی رواج داشته است.

وی با بیان اینکه خواندن قرآن، فارغ از حظ معرفتی آن، در میان مسلمین موضوعیت دارد، تصریح کرد: ممکن است این سؤال مطرح شود که خواندن کتابی برای خواندن، چرا و چه مفهومی دارد؟ خواندن قرآن، به خصوص در کشورهای عربی و اسلامی چون ادعیه و مفاتیح هم ندارند، رواج بیشتری هم دارد.

مرادی بیان کرد: در اواخر قرن چهارم، کتابی با عنوان «قتل القرآن» از سوی ثعلبی نوشته شده و نویسنده کسانی را که تحت تأثیر قرآن، جان داده‌اند، معرفی کرده است؛ او معتقد است که خواندن قرآن، جهاد در راه خداست و کسی که در این راه جان بدهد، شهید است.

وی با بیان اینکه مسئله اهمیت خواندن این کتاب ریشه‌دار است، تصریح کرد: روایات متعددی در مورد ثواب قرآن و کثرت قرائت وجود دارد، ولی خبرهایی هم هست که جنبه سلبی قرائت را مورد توجه قرار داده‌اند، از جمله، فرموده، اکثر منافقان امت من، قراء قرآن هستند، البته ممکن است گفته شود این خبر، واحد است و سند معتبری ندارد.

مرادی بیان کرد: در توصیف خوارج که علیه امام علی(ع) جنگیدند، بیان شده که شب‌ها وقتی کسی وارد کوفه می‌شد، صدای قرائت آنان را می‌شنید، آنقدر زمزمه آنان می‌پیچید که مانند صدای زنبور عسل بود. غرض این است که لزوماً همه کسانی  که قرآن می‌خوانند، افراد خوبی نیستند.

استاد دانشگاه قرآن و حدیث اظهار کرد: روایات مرتبط با قرائت، چند دسته است؛ دسته‌ای آن را جزء بهترین کارهای عالم، ذکر و عبادت دانسته‌اند، برخی از این روایات هم بر تبرک به قرآن و تقدس آن تأکید دارند؛ مثلاً اگر کسی می‌خواهد دچار بیماری نشود از قرآن شفا بگیرد و حتی برخی مشکلات زندگی خود را از طریق قرآن حل می‌کنند. این جنبه هم در میان مسلمین خیلی رایج است؛ در اینجا قرآن به مثابه شیئ متبرکی است که کل قرآن یا برخی سوره‌ها تبدیل به حرز می‌شوند.

(بیشتر…)