دوشنبه, ۲۴ خرداد , ۱۴۰۰ - الإثنين 5 ذو القعدة 1442 - Monday, 14 June , 2021

آموزش تجوید قرآن کریم – درس ۶ – طرق وقف بر آخر کلمه

وقف بر هیچ کلمه ای صورت نمی گیرد مگر با سکون آخرین حرف آن کلمه. به بیان دیگر وقف به حرکت در قرآن مجاز نیست. نیازی به توضیح نیست که وقف بر هر قسمت از کلمه غیر از حرف آخر آن ممنوع است. در قرآن کلمات زیادی وجود دارند که در واقع از چند کلمه تشکیل شده اند اما همین مقدار که در کتابت به یکدیگر متصل نوشته شده اند حکم یک کلمه را دارند و وقف بین آنها صحیح نیست. مانند:

فَأَسقَیناکُمُوه – لَیَستَخلِفَنَّهُم – أَنُلزِمُکُموهَا – وَیکَأَنَّ – یَبنَؤُمَّ

 

طرق مشهور و رایج وقف بر آخر کلمات عبارتند از : ابدال – اسکان

همچنین طرق دیگری نیز وجود دارد که نسبتاً غیر مشهور است مانند وقف الحاق، روم، اشمام، حذف، اثبات، ادغام، نقل.

 

۱ – وقف ابدال

کلمه ابدال به معنای تبدیل کردن است. در این نوع از وقف، حرف آخر کلمه به حرف دیگری تبدیل می گردد.

 

موارد وقف ابدال

الف): وقف بر تاء گرد و تاء چسبان. این حرف را هاء تأنیث نیز می گویند. هاء تأنیث با تمامی حرکات خود حتی تنوین نصب ( هً ) ، در وصل، تاء و در وقف، هاء ساکنه خوانده می شود. مثال:

عِدَّهً – عده               الجنهِ – الجنه        فِتنَهً – فتنه

رَحمَهً – رحمه          راضِیهً – راضیه     الصَّـلوهً – الصـلوه

 

باید دقت نمود که تاء تأنیث که به صورت کشیده نوشته می شود با هاء تأنیث تفاوت دارد و در صورت وقف بر چنین کلماتی باید به صورت تاء کشیده خوانده شود. مانند رحمتُ – رحمت

 

ب): وقف بر تنوین نصب

تنوین نصب در وقف، به الف مدی تبدیل می شود مگر در هاء تأنیث که ذکر آن گذشت. مثال:

حِساباً – حسابا         کِِتاباً – کتابا

مآءً – مآءا               هُـدیً – هُـدا

 

۲ – وقف اسکان

کلمه اسگان به معنای ساکن کردن است. به غیر از موارد وقف ابدال، فقط حرکت حرف آخر کلمه ساقط شده و حرف، ساکن می گردد. مثال:

مَقاعِدَ – مقاعد          کِتابُ – کتاب        الاولِ – الاول        هوَ – هو              عبادیَ – عبادی     هیَ – هی

 

وقف هاء ضمیر نیز در هر حالت و هر نوع حرکت، تابع قاعده وقف اسکان است. مثال:

مِـنهُ – مـِنه              لهُ – له                لدیهِ – لدیه                       کُتُبهِ – کُتُبه                       انزلهُ – انزله

 

۳ – وقف بدون تغییر

بدیهی است که در کلماتی که به حرف ساکن یا حروف مد ختم می شود، وقف بدون تغییر صورت می گیرد. مثال:

کتبت – کتبت           علیهم – علیهم       انزلنا – انزلنا         قاموا – قاموا

 

* در مواردی که به علت برخورد با حرف ساکن کلمه بعدی، مطابق قواعد رفع التقاء ساکنین تغییراتی داشته اند، در موقع وقف به اصل خود باز می گردند. مثال:

و انذرِ الناس – انذر    قلِ الحق – قل       منَ الذین – من       و قالَا الحمدلله – و قالا         عاداً الاولی – عادا               احدٌ لله – احد

 

در اینجا لازم است به ۷ کلمه در قرآن که قرائت آنها در وقف بر خلاف قاعده اسکان است اشاره نماییم. این کلمات در صورت وصل به صورت فتحه و در هنگام وقف با الف قرائت می شوند. به جدول زیر دقت نمایید:

 

در وصل (به فتحه)

در وقف (به الف)

۱ – ان انا                         مکرر در قرآن
۲ – لکن لکنا                     کهف – ۳۸
الظنون الظنونا                 احزاب – ۱۰
الرسول الرسولا                 احزاب – ۶۶
السبیل السبیلا                   احزاب – ۶۷
سلاسل سلاسلا           دهر – ۴   البته در وقف سلاسل نیز خوانده می شود.
قواریر قواریرا             دهر – ۱۵

 

این کلمه آخر دوبار پشت سر هم در سوره دهر امده است. اما مقصود، فقط کلمه اول است که در آخر نیز واقع شده است. قواریر دوم بدون الف است و از قاعده وقف اسکان تبعیت می کند.

نکته: در کلمات ردیف ۳ ، ۴ ، ۵ و ۷ به نظر می رسد علت این امر هماهنگی با فواصل (آخرین کلمه هر آیه را فاصله می گویند چرا که آیه را از آیه بعد جدا می سازد) قبل و بعد سوره (مانند قافیه در شعر) بوده است.

 

طرق دیگر وقف

طریقه های دیگری از وقف بر آخر کلمات وجود دارد که برخی از آنها در کتابت قرآن نیز رعایت شده است. مانند وقف الحاق و رعایت برخی دیگر چندان لزومی ندارد مانند رَوم و اشمام و انواعی از وقف نیز مختص به سایر قرائات و روایات غیر از روایات حفص است که در این مجال نیازی به شرح تمامی آنها نیست.

 

۳ – وقف الحاق

الحاق یعنی اضافه کرن چیزی به چیز دیگر. الحاق یک هاء ساکنه به آخر برخی کلمات هنگام وقف را وقف الحاق می گویند. این هاء ساکنه، هاء سکت نام دارد. فایده این نوع وقف، حفظ حرکت حرف آخر کلمه به هنگام وقف است. وقف الحاق در کتابت قرآن های موجود طبق روایت حفص از عاصم رعایت شده است. مانند الحاق هاء به آخر کلمه لم یـَـتّسَنَّ در لم یَـتَسَنَّه (بقره – ۲۵۹)

در روایت حفص، هاءسکت هم در وقف و هم در وصل خوانده می شود و حذف نمی گردد. شرح این مبحث در درس های آینده اشاره خواهد شد.

 

۴ – وقف رَوم

کلمه روم به معنای قصد کردن یا عزم نمودن است. در قرائت، نوعی وقف است که در آن، یک سوم حرکت حرف آخر خوانده شود. وقف روم فقط بر حرف مضموم و مکسور واقع می شود و در حرف مفتوح یا منصوب جایز نیست. فایده وقف روم، تمیز دادن حرکت حرف آخر توسط شنونده است. از آنجا که در این وقف، حرف آخر کلمه از سکون خارج می شد لذا مد عارض در چنین کلمه ای فقط به قصر یعنی مد طبیعی ادا می گردد چرا که اگر سبب ساکن وجود ندارد. مانند:

من قبلُ – غفورٌ – من الجـنِِّ – والانسِ – بِـجَبـّارِ

 

۵ – وقف اشمام

کلمه اشمام یعنی بوئیدن – لبها را به حالت ضمه درآوردن.

طبعاً وقفی است که در آن، به هنگام وقف، لب ها فقط به شکل ضمه درآید. بدون این که صدای ضمه ادا گردد. وقف اشمام فقط بر حرف مضموم آخر کلمه واقع می گردد و بدین صورت است که پس از اسکان حرف آخر کلمه بلافاصله لب ها حالت ضمه را نشان دهد بدون اینکه حرکت ضمه ادا گردد. فایده وقف اشمام، نشان دادن حرکت حرف آخر به بیننده است. بدیهی است وقف اشمام به فتحه و کسره تعلق نمی گیرد.

مانند: نستعینُ – غفورٌ

 

اشمام میان کلمه

اشمام در یک موضع قرآن، در وسط کلمه هم آمده است و انجام آن لازم است ( برخلاف وقف اشمام که اختیاری است ).

در این کله که عبارت است از فعل تـَامَنـَّا (یوسف – ۱۱) قاری در لحظه ادای نون مشدد باید لحظه ای لب ها را به حالت ضمه درآورد تا بر بیننده معلوم شود که اصل این کلمه، لا تامَنُـنَـا بوده است. فایده اشمام در اینجا تمیز میان دو فعل است. لا تامَـنـُـنَا با ضمه نون اول، فعل نفی است به معنی ما را امین نمی دانی – به ما اطمینان نداری. اما لا تامنــنا با سکون نون اول (نهی) است و چنین معنا می دهد: ( ما را امین ندان – به ما اطمینان نکن ). برای نشان دادن نوع فعل در آیه که فعل نفی است اشمام نون به کار می رود.

 

سه نکته مهم

* روم و اشمام در کلمه ای که حرف آخر آن، مفتوح، ساکن اصلی (دارای حرکت عارضی)، هاء تأنیث و یا میم جمع باشد جایز نیست. مانند:

مؤمنونَ – فلینظر –   عاملهٌ – منهم

 

* مقصود از روم و اشمام بیان حرکت حرف موقوف علیه برای دیگران است. لذا هنگامی که قاری در تنهایی و بدون حضور دیگران تلاوت می کند لزومی برای انجام وقف روم و اشمام نیست.

 

* اصولاً روش عاصم، وقف بر طبق رسم الحط قرآن است. لذا مهم ترین، طبیعی ترین و بهترین طرق وقف، همانا وقف ابدال و اسکان است و ما نیز خواننده محترم را فقط را به تبعیت از این نوع وقف توصیه می کنیم.


Scroll Up