یکشنبه, ۲۳ خرداد , ۱۴۰۰ - الأحد 4 ذو القعدة 1442 - Sunday, 13 June , 2021

آموزش تجوید قرآن کریم – درس ۷ – احکام هاء آخر کلمه

احکام هاء آخر کلمه

( ه – ـــه )

 حرف هاء در آخر کلمات قرآن از سه نوع خارج نیست:

۱ – هاء جوهری

۲ – هاء سکت

۳ – هاء ضمیر

اینک به ترتیب به شرح انواع فوق می پردازیم.

الف): هاء جوهری یا همان هاء ذاتی، حرفی است که جزء جوهر و ذات کلمه است و از آن جدا نمی شود چرا که بدون آن، کلمه از معنای خود خارج می شود. مانند حرف (هاء) در کلمات فارسی ماه – کوه – پیه

نمونه کلمات دارای هاء جوهری در قرآن:

الله – اله – نَفقَهُ – تَنتَهِ – ینته – فَواکِهُ – وَجهِ – وُجوهٌ – کَرِهَ – شُبِّهَ – سَفِهَ – وَانهَ

بدیهی است، حرکت هاء جوهری هر چه که باشد به همان صورت، و بدون اشباع و کشش ادا می شود. تنها در کلمه (هذِه) با وجود اینکه هاء آخر آن جوهری است با این حال به اشباع خوانده می شود (هذهی) و در وقف نیز ساکن می گردد.

ب): هاء سکت هاء ساکنه ای است که جزء کلمه نیست بلکه به آخر آن ملحق می شود و معنی هم ندارد. وجه کاربرد آن در واقع حفظ حرکت حرف آخر کلمه در موقع وقف است و با اینکار بر وقف این کلمات تأکید می شود. البته در روایت حفص، موقع وصل نیز هاء سکت حذف نمی گردد.

موارد هاء سکت در قرآن
لم یَتَسَنَّه (بقره ۲۵۹) حسابِیَه (حاقه ۲۰ و ۲۶)
اِقتَدِه (انعام ۹۰) مالِیَه (حاقه ۲۸)
ماهِیَه (قارعه ۱۰) سلطانِیَه (حاقه ۲۹)
کتابِیَه (حاقه ۱۹ و ۲۵)  

  به نظر می رسد غیر از دو کلمه اول، در بقیه موارد هدف از الحاق هاء سکت، هماهنگی با فواصل آیات قبل و بعد مد نظر بوده است. (مانند قافیه در شعر)

نکته: هاء ساکنه در دو کلمه اَرجِه – فَأَلقِه بر خلاف ظاهر، هاء ضمیر است که در بخش مربوطه خواهد آمد.

ج): هاء ضمیر

تعریف: هاء ضمیر یا هاء کنایه، حرفی است که در آخر کلمه می آید و جانشین اسم می شود (ضمیر مفرد مذکر غایب) و معنی او – آن می دهد. مانند (له – برای او – برای آن) – (منه – از او – از آن) – (کتابه – کتاب او) – (نصروه – او را یاری کردند)

همانگونه که می دانیم، هاء ضمیر هیچگاه مفتوح نیست و همیشه به صورت مکسور یا مضموم می آید و البته بنای اصلی حرکت هاء ضمیر بر ضمه بوده است. اما هاء ضمیر گاه به اشباع و زمانی بلا اشباع خوانده می شود.

اشباع: یعنی سیر کردن و مقصود از آن، تبدیل صدای کوتاه به صدای کشیده (حرف مد) است.

بلا اشباع: ضد آن و به معنای اداء حرف با صدای کوتاه است.

مثال: در کلمه اوُلی همزه اشباع می شود اما در اُولی بلا اشباع و به صورت اُلی خوانده می شود. و همچنین در (لَهُ) هاء به اشباع خوانده می شود (لهو) اما در (مِنهُ) بلا اشباع و با حرکت کوتاه ضمه تلفظ می گردد. به طور خلاصه می توان گفت اگر قبل از هاء ضمیر یکی از حرکات کوتاه واقع شود، هاء ضمیر اشباع می شود و در غیر این صورت، بلا اشباع تلفظ می گردد. اینک به مشروح بحث می پردازیم:

شرایط عدم اشباع (بلا اشباع) هاء ضمیر

الف): وقتی دو طرف یا یکی از طرفین هاء ضمیر ساکن باشد. مانند: الیه المصیر – لدیه خبراً – من دونه الباطل – اخذته العزه – منه لحماً – وله الحمد

ب): وقتی بعد از هاء ضمیر حرف مشدد بیاید. مانند: به الذین – من دونه الشفاعه – له الذکری – انزله الذی

ج): وقتی قبل از هاء ضمیر یکی از حروف مد بیاید. مانند: انزلناه الیک – ءاتیناه رحمه – فیه هدَی – بالغیه الا – و تعزروه و توقروه

شرایط اشباع هاء ضمیر

اگر دو طرف هاء ضمیر متحرک باشد، در این صورت هاء ضمیر اشباع می گردد. یعنی اگر مکسور باشد به یاء مدی و اگر مفتوح یا مضموم باشد به واو مدی خوانده می شود. مثال:

بِهِ ولا – بهی و لا

فلهُ عشر – فلهو عشر

فی حکمهِ احداً – فی حکمهی احداً

انهُ لقول – انهو لقول

من دونهِ ملتحداً – من دونهی ملتحداً

ربهِ بکلماتٍ – ربهو بکلماتٍ

مواضعهِ و نسوا – مواضعهی و نسوا

قال لهُ صاحبه – قال لهو صاحبهو

* به اشباع، صله نیز می گویند. صله در لغت به معنای بخشش، جایزه و خویشاوندی و در اصطلاح عبارت است از:

اشباع ضمه و کسره به صورتی که از آنها واو مدی و یاء مدی حاصل شود. البته در صورتی که میم جمع صدای واو مدی به خود گیرد. به این کار نیز صله میم جمع گویند و در قرائات دیگر تحت شرایطی انجام می شود. در قرائت عاصم فقط زمانی که میم جمع در کنار ضمیر قرار گیرد صله داده می شود و در قرآن نیز مکتوب است. مانند:

انزلتم – انزلتمو

قتلتم – قتلتموهم

لذا قاری به اختیار خود نمی تواند هر میم جمعی را صله دهد.

نکات و استثنائات هاء ضمیر

۱ – هاء ضمیر در دو کلمه ارجِه و فَألقه به سکون آمده است و نباید با هاء سکت اشتباه شود.

۲ – هاء ضمیر در انسانیهُ و علیهُ الله که قاعدتاً باید مکسور باشد برخلاف معمول با ضمه خوانده می شود.

۳ – هاء ضمیر در عبارت و یخلد فیهِ مهاناً به اشباع خوانده می شود. (فیهی مهاناً)

۴ – هاء ضمیر در عبارت یرضهُ لکم بر خلاف قاعده بلااشباع می شود.

نکارش و تألیف: محمد کاکاوند


Scroll Up