دوشنبه, ۲۴ خرداد , ۱۴۰۰ - الإثنين 5 ذو القعدة 1442 - Monday, 14 June , 2021

خلاصه درس های استاد موسوی

فهرست مطالب ارائه شده در این جلسه

.ارائه نکات تجویدی پیرامون بعضی آیات تلاوت شده

.ارائه نکاتی در مورد اختلاف قرائت در بعضی از کلمات قرآنی

.رعایت اصل عدم الترکیب در تلاوت

.اشاره ای به بحث جمع و افراد در قرائت

.تفاوت دو کلمه«ریاح» و «ریح» در قرآن

.اشاره ای به مفهوم آیات ۵۷ و ۲۷ سوره فرقان

.نحوه تشخیص حرکت همزه وصل

تلاوت اول آیات ۳۲ تا ۴۱ سوره فرقان

*سعی کنید تحریر های پایانی را سریع و ساده بیاورید، از تحریر های اضافی خودداری کنید و روی همه کلمات تحریر نزنید چون ارزش قرائت را پایین می آورد.

توجه داشته باشید که تحریر زدن زیباست ولی باید میزان آن مشخص باشد(به تحریر های زیبا در زبان عرب « زخرف» می گویند.)اگر بیش از حد تحریر بزنیم زیبا نیست،گاهی اوقات نزدن تحریر و ساده خواندن زیباتر است.

*در آیه ۳۸ در مورد کلمه «ثَمودَا » اختلاف قرائت وجود دارد، بعضی از قراء آن را با تنوین می خوانند «ثَمودًا » ولی روایت حفص، حمزه و یعقوب (از قراء عشره) آن را با فتحه خوانده اند و در هنگام وقف ساکن می شود و الف زائد و ناخواناست، نحوه نوشتن این کلمه در کتابت عثمان طه به این صورت، به همین دلیل است چون قاریان مختلف بنا به روایات متفاوت این کلمه را می خوانند.

شاید در اینجا سئوالی مطرح باشد که چرا در بعضی کلمات قرآنی اختلاف در قرائت وجود دارد و چگونه تشخیص دهیم که کدام روش صحیح است؟

جواب : چون نواری(صدایی) از پیامبر نداریم پس نمی توانیم دقیقا بگوییم کدام مورد صحیح تر است چون همه می گویند که پیامبر اینگونه گفته است و ما نقل به مضمون نمی کنیم. در ترکیب قراعات فعلی ده قرائت داریم(قراء عشره)هر قرائت دو روایت دارد و هر روایت چهار طریق مشهور دارد که جمعاً ۸۰ طریق اصلی داریم.

*نکته مهم در خواندن قرآن : اصل عدم الترکیب را باید در روایات و قراعات داشته باشیم مثلا اگر از روایت حفص می خوانیم باید آن را تا آخر بخوانیم، یا اگر روایت ورش می خوانیم همان را تا آخر ادامه دهیم. اما در عمل می بینیم که بعضی از قراء به چند روایت می خوانند، باید به این نکته توجه داشت که این نوع ترکیب، تداخل نیست، کنار هم گذاشتن است. به این صورت که مثلاً در یک قرائتی، قاری ابتدا با حفص شروع می کند، سپس وارد ورش می شود، ولی نمی توان وسط حفص وارد ورش شویم و یا برعکس. برای اینکه شبه ای ایجاد نشود باید اگر قاری ابتدای تلاوت را با حفص بخواند و سپس بخواهد وارد روایت دیگر شود،ابتدا در جایی وقف کند واز چند کلمه قبل تر شروع کند که شنونده از تفاوت در نحوه خواندن متوجه شود که، قاری روایتش را عوض کرده ولی اگر از بعد آن شروع کند شنونده متوجه تغییر روایت نمی شود.

بهتر است در آخر قرائت دوباره به روایت اول برگردیم تا شنونده متوجه برگشت قاری بشود.

در نتیجه ما اجازه ترکیب روایات را نداریم ولی می توانیم آنها را به هم پیوند بزنیم که به این کار جمع بین قراعات می گویند.

*در قرائت بحثی به عنوان جمع و اِفراد داریم، اگر یک قرائت را تنها به یک روایت بخوانیم اِفراد است و اگر چند روایت را همزمان با هم دریک تلاوت بیاوریم جمع بین قراعات است.

*در قدیم گاهی اوقات در هنگام آموزش، بعضی از شاگردان قرائت ها را به چند گونه تلاوت می کردند تا استاد آنها از ایشان اشکال گیری کند(حالت آموزش داشت)و یا در جایی وقف می کردن تا استاد نکته ای را متذکر شود(وقف اختباری) که متأسفانه بعد از چند وقت این نوع قرائت ها وارد مجالس هم شد،آموزش را وارد مجلس کردند که البته در بسیاری از مواقع حالت خوشی ندارد.

*نکته تمرینی : قاریان می توانند دسته ای از آیات را به یک روایت بخوانند وقتی تمام شد، یک پل کوتاه بزنند، به عقب برگردند و دسته ای دیگر از آیات را به قرائت و روایتی دیگر بخوانند.

***

تلاوت دوم آیات ۴۲ تا ۵۰

*دقت داشته باشید در آیه ۴۶ حرف «ض» در کلمه «قَبَضناه» قلقله نگیرد.

سئوال : در آیه ۴۸ فرق بین کلمه «ریاح» و «ریح» چیست؟

جواب :۱-کلمه «ریاح» جمع است و کلمه «ریح» مفرد است.

۲- معمولا در قرآن اگر کلمه «ریح» به صورت مفرد بیاید جنبه منفی دارد و منظور باد زیان بار و خسارت آور است که به نوعی عذاب محسوب می شود، ولی اگر کلمه «ریاح» به صورت جمع بیاید مبارک و مثبت است  و منظور باد مفید است مانند همین کلمه که در این آیه آمده است. البته در جایی در قرآن کلمه «ریح» به صورت مفرد آمده ولی جنبه مثبت دارد«ریح طیبه» پس هرگاه جنبه مثبت داشته باشد همراه با کلمه «طیبه» می آید.

*نکته توصیه ای : زمانی که ارتباط تنگاتنگی بین آیات وجود دارد سعی کنیم تغییر دستگاه ندهیم،اگر در وسط آیه وقف کردیم برای وصل مجدد همان آهنگ را ادامه دهیم بگونه ای که انگار وقفی نبوده(معمولا در این زمان وقف بسیار کوتاه بوده است)

*در آیه ۴۹ در کلمه «أَناسِیَ» به حرف «ی» فشار نیاورید.

***

تلاوت سوم آیات ۵۱ تا ۶۲

*در آیه ۵۳ در کلمه «حجراً» به تلفظ صحیح حرف «ح» دقت شود.

یاد آوری : در آیه ۵۴ کلمه «صهراً» به معنی فامیل سببی است، فامیلی که از طریق ازدواج ایجاد شود.

* توجه داشته باشید که در قرائت حرف «ظ» شبیه حرف «ض» نشود و نوک زبانی باشد.

آیه ۵۶ خطاب به پیامبر است  بهتر است در مجاوبت آن (صَلّیَ الله علیه و آله و سلم)بگوییم و یا حتی می توانیم صلوات بفرستیم.

*زمانی که آیه را می شنوید اگر با معنای حداقلی آن آشنا باشید آیاتی را که مجاوبت دارند جواب می دهید مثلاً در جایی که نام پیامبر در آیه ای آمده باشد در مجاوبت آن  صلوات می فرستیم و یا اگر آیه ای مربوط به شیطان است می گوییم(نَعوذُ بِکَ من همزات شیاطین)البته بعضی از قراء مصری (اهل سنت)حتی در حین قرائت هم خودشان از اهل بیت مدد می گیرند، مثلا می گویند (یا سیدنا الحسین، صلّ عَلّی نَبیّ)

*در آیه ۵۷ در عبارت «من شاء» حرف «ن» در نزد «ش» اخفاء می شود و باید مانند خودش نازک باشد.

*سئوال :مجاوبت عبارت « و سَبّح بِحَمْدِه» چیست؟

جواب : سبحان ربّی الاعلی و بحمده،سبحانه و تعالی

*مجاوبت ها را جدی بگیرید زیرا توصیه ائمه هستند،در بعضی آیات خداوند از ما سئوال کرده و باید جواب دهیم مثلا در مجاوبت آیه(قل هو الله احد) بگوییم ( هو الله احد)، در مجاوبت آیه( قل أعوذ برب الفلق) بگوییم (أعوذ برب الفلق) که امام علی (ع) حتی در نمازهایشان هم به این نکته توجه داشتند و این مجاوبت را اطاعت امر و جواب خداوند می دانستند و همچنین باید به این نکته توجه کنیم که مجاوبت به نوعی موجب تشویق قاری می شود.

***

تلاوت چهارم آیات ۶۳ تا ۷۳

* توصیه می شود کلمه «رجیم» در عبارت «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم» کشیده شود و نباید  تفاوتی در مد(عارضی) کلمه «رجیم» و «رحیم» در عبارت « بسم الله الرحمن الرحیم» باشد. مد متوسط( به اندازه ۴ حرکت) برای ترتیل خوانی مناسب است و باید همه مدها  را به یک صورت مساوی بیاوریم.

*در ترتیل بهتر است آیات به هم وصل نشوند.

*  سعی کنید در ترتیل همه نبرها را بیاورید.

*در آیه ۶۹ کلمه «فیه مهانا» حرف «ه»اشباع می شود و فقط این مورد در قرآن استثناء است( یاد آوری:زمانی که قبل از حرف «ه» حروف مدی بیاید اشباع نمی شود)

*اشاره ای به مفهوم آیات ۵۷ و ۲۷:

آیه ۵۷ :ای پیامبر ما (که ما تو را به عنوان بشیر و نذیر فرستادیم) به آنها بگو که من از شما در رابطه با اجر رسالت و زحمتهایی که برای شما می کشم هیچ اجری نمی خواهم، من فقط می خواهم شما راهی را برای رسیدن به پروردگارتان در پیش بگیرید و اراده کنید به آن برسید،این بهترین اجر برای من است.

در ظاهر قضیه اینگونه است که پیامبر در این آیه می گوید هیچ اجری نمی خواهم مگر اینکه راهی به سوی خدا در پیش گیرید و در جایی دیگر می گوید هیچ اجری نمی خواهم مگر اینکه فرزندان مرا مودت کنید، در اینجا شبه ای وجود دارد که اگر پیامبر می گوید چیزی نمی خواهم پس چرا در دو جا چیزهای متفاوت می گوید؟

نکته ای که در اینجا وجود دارداین است که پیامبر واقعاً اجری نمی خواهد مگر در یک مورد که خداوند آن را به دو شکل در قرآن مطرح کرده است(در دو شکل بیان شده است)یعنی مودت اهل بیت، همان راهی است که ما را به خدا می رساند(راه وصول به خدا فقط از خانه اهل بیت است)

آیه ۲۷: روز قیامت ظالم پشت دستش را از حسرت گاز می گیرد و می گوید کاش همراه پیامبر راهی را پیش گرفته بودم و از او اطاعت می کردم(راهی که پیامبر پیشنهاد کرده مساوی با مودت اهل بیت و تبعیت از ایشان است)به نظر می رسد که می توانیم بگوییم در روز قیامت ظالم می آید و با حسرت می گوید کاش من هم با پیغمبر همراه می شدم(در همراهی اهل بیت)به نظر می رسد که بشود این سبیل را(در آیه ۲۷) با آن سبیل(در آیه ۵۷) یکی بدانیم و اگر در این دین و دنیا می خواهیم به خدا برسیم باید از خانه فاطمه بگذریم.(البته از جاهای دیگر قرآن هم این مطالب استنباط می شود مثل سوره مزمل و هل أتی)این موضوع اشاره به سخن معروف پیامبر که فرمود قرآن و عترت برای شما می گذارم دارد و چون می دانیم راه مستقیم، یکی است پس نتیجه می گیریم که قرآن و عصمت یکی هستند قرآن همان عترت صامت است و عترت همان قرآن ناطق(مصور) می باشد.

*نکته ای در باب توبه :در قرآن آیاتی داریم که در مورد توبه خداوند است که این توبه به معنای بازگشت و توجه الهی است و مقدمه ای برای حرکت ما به سوی خدا می باشد که بیانگر لطف خدا و ایجاد امید در ماست .این توبه در قرآن همیشه با کلمه «عَلی» آمده است، اما توبه انسان با کلمه «إِلی» می آیدو به معنای بازگشت به سوی خدا می باشد.

باید توجه داشته باشیم که تا زمانی که لطف خدا شامل حال ما نشود و از جانب او دعوت نشویم توفیق توبه و انجام عبادات را نداریم.

***

درس تجوید

کسانی که برای اولین بار  قرآن می خوانند در قرآن کلماتی را می بینند که در ابتدای آن «ٱ» آمده است که به آن همزه وصل می گویندو بعد از آن علامت سکون یا تشدید آمده است.

*قاری قرآن باید بداند هر کلمه از قرآن را چگونه ابتدا و چگونه وصل کند.

در قرآن همزه وصل حرکت ندارد(یعنی کسره،فتحه،ضمه ندارد)ولی ما آن را به هر سه شکل(کسره،فتحه،ضمه)می خوانیم،چون اگر حرکت آن نوشته می شد آن را به صورت همزه خواندنی در نظر می گرفتند و وسط کلام هم خوانده می شد.

* نحوه تشخیص حرکت همزه وصل

برای تشخیص حرکت همزه وصل کافی است بدانیم کلمه ما حرف، اسم و یا فعل است.

نحوه تشخیص حرف و اسم در قرآن و نحوه ابتدا کردن همزه وصل در آنها:

  • هر چیزی که اسم و فعل نباشد حرف است، (حروف رابط ها و ملات ها بین اسم و فعل هستند)اگر در قرآن حرفی وجود داشته باشد که همزه وصل بگیرد فقط «ال» شمسی و قمری(“ال” تعریف) است که حرکت  «الف» آن فتحه است.
  • هر کلمه ای که بر نام پدیده ای، شیئ و یا شخصی دلالت دارد اسم است مثل فرش،انسان، آسمان و… در قرآن شش کلمه وجود دارد که اسم هستند و بر سر آنها همزه وصل آمده است(مرد، زن، پسر، دختر،اسم،دو)(إِبنَ،إِبنَت،إِمرَء،إِمرَاَت،إِسم، إِثنَان)که در صورت ابتدا، به کسره خوانده می شود.

نکته: کلمه «دو» به شکل های مختلف می آید (إِثنَا(إِثْنَی)،إِثنَتا(إِثنَتَا،إِثنَان(إِثنَین)، إِثنَتَین)


Scroll Up