یکشنبه, ۲۳ خرداد , ۱۴۰۰ - الأحد 4 ذو القعدة 1442 - Sunday, 13 June , 2021

بررسی مشکلات آموزشی جلسات قرآنی – بخش ۸ – عوامل و مؤلفات شناخت در تلاوت

بسمه تعالی

بررسی مشکلات آموزشی جلسات قرآنی (بخش ۸)  

موضوع: عوامل و مؤلفات شناخت در هنر تلاوت

نوشته: محمدکاکاوند

*****************************

این نوشتار را به درخواست یکی از عزیزان قرآنی نگارش نموده ام و امیدوارم که مورد توجه اهل علم، مدرسین جلسات، اساتید محترم و سایر متعلمین قرآنی قرار گیرد.

******

یکی از تلاش ها و برنامه های آموزشی که غالباً از سوی معلمین و مدرسین جلسات قرآنی مورد نظر قرار می گیرد و متأسفانه از روی عدم اطلاع و آگاهی و به نحو ناقص به اجرا در می آید، رساندن متعلم به درجه ای از مهارت و دانش است که ما آن درجه مهارتی را تعبیر به درجه شناخت یا معرفت می کنیم. با این توصیف که متعلم به درک درستی از هنری که اجرا می کند برسد، اقتضائات و تکنیک های آن را بشناسد و به نحو صحیح از آنها بهره ببرد. این تعبیری است که توسط بسیاری از افراد ارائه می گردد. می توان گفت تقریباً همه معلمین قرآنی چنین هدفی را مورد نظر دارند و در تلاشند که متعلمین خود را به درجه ای از مهارت برسانند که خود، راه خویش را پیدا کنند. اما در عمل می بینیم که چنین هدف مهمی جنبه بیرونی نداشته و آثار بیرونی ندارد و یا اگر دارد بسیار سطحی، نازل و گسسته و ضعیف است. شاید بی تردید می توان گفت که مهمترین وظیفه معلم و استاد، جایگاه راهنما بودن وی است. راهنما کسی است که خود، راهی را که نشان می دهد را رفته باشد و متعلم را با روش های صحیح از آن راه آگاه سازد. اما به واقع می بینیم که بسیاری از متعلمین بدون همراهی استاد و معلم خود قادر به پیمودن راه کسب دانش و … نیستند و در میانه راه، مسیر اصلی را گم می کنند. و چه نازیباست کسی که این راه را تجربه ننموده باشد و در جایگاه راهنما و معلمی نیز قرار بگیرد. حال و روزی بسیاری از جلسات قرآنی کشور که جنبه تخصصی و … دارد این است. ما به دنبال سیاهنمایی نیستیم. حقیقتی است که هر متعلم بینا و منصفی آن را تأیید می نماید. پس انتظار تربیت نیروی متخصص و آگاه بدون تزریق خوراک علمی و عملی، انتظاری واقعاً بیجاست.


عدم توجه به این مسئله نیز منجر به توجه بیش از حد به مسائل حاشیه ای تلاوت قرآن شده است. تعبیر چاق و فربه کردن بخشی از تلاوت و لاغر کردن بسیاری از بخش های آن به واقع تعبیری صحیح است که در حال حاضر با آن روبرو هستیم. چاق و فربه کردن بخشی از هنر تلاوت در جلسات قرآنی ما ناشی از عدم آگاهی نسبت به روش های شناخت، تکنیک ها، مقدمات و مؤخرات آن است. لذا نتیجه این عملکرد ناقص منجر به عدم تعمیق بخشیدن به اطلاعات و آگاهی های متعلمین گشته و غالب افراد به درجه ارزیابی که مهمترین درجه کسب دانش و مهارت است نائل نمی گردند. در واقع درجه ارزیابی و تحلیل، درجه ای است که نشان از فهم، درک و شناخت مصادیق، مهارتها و … دارد. کیفیت و درجه علمی ارزیابی نیز نشان از کیفیت و درجه یادگیری و یاددهی دارد و میزان و سنجه مهمی برای سنجش توانایی های علمی افراد قلمداد می شود. این موضوع آموزشی نیز در جلسات قرآنی و بخصوص جلسات تخصصی ما بسیار کمرنگ است. کم رنگی و بعضاً بی رنگی از این جهت که روش های صحیح ارزیابی در جلسات قرآنی مورد استفاده قرار نمی گیرد و بازخوردی از مطالب ارائه شده گرفته نمی شود. لذا مبنای ارزیابی افراد بر اساس روش های سنتی، تجربی، شخصی و بعضاً ناصحیح قرار داده شده که نتیجه ای غیرواقعی به دست ارزیاب می دهد. نتایج غیرواقعی نیز منجر به ارائه طریق های ناصحیح تر و دوری از مهارت اندوزی می گردد.
و یکی دیگر از بزرگترین مشکلات آموزشی ای که در جلسات قرآنی مشاهده می شود، استفاده زیاد و بهره گیری از روش های شخصی و تجربی می باشد که در بسیاری از موارد نیز ناصحیح و غلط است و یا حداقل قابل تعمیم به همه نیست. مهمترین فایده روش شناسی آن است که افراد متکی به خود و دانش کسب شده می شوند و راه راه را از چاه تشخیص خواهند دارد. اتکاء متعلمین به روش های مذکور و ارائه نظرات و تحلیل های اخذ شده از این افراد نیز بیانگر تک بُعدی نگاه کردن، سطحی و بدون آگاهی اندیشیدن و تحلیل کردن و … می باشد. نتیجه بسیار ناصحیح تر، بهره گیری از این روشها، تعصب گرایی در تحلیل و بررسی و نقد است. لذا کسی که به درجه شناخت نائل نشده است متکی به تعصب، نقدغیرمنصفانه، جبهه گیری در مقابل نظرات دیگران و … در هر علم و هنری خواهد شد. پس ما نیازمندیم که به جهت اینکه دچار تعصب گرایی، نقدهای غیرمنصفانه و … نشویم به درجه ای از مهارت علمی برسیم. این درجه علمی همان شناخت است که نیازمند روشهایی است. لذا کسیکه به شناخت برسد، یستمعون القول فیتبعون احسنه برای وی کارگر افتد. شنیدن آن چیزی که برای انسان مفید و فایده مند است نیز در کیفیت شناخت و معرفت وی نقش اساسی دارد. و آن کسیکه دانش مفید را بر اساس شناخت کسب کرده باشد می تواند به هر سخن درستی گوش دهد بدون آنکه به گوینده آن بنگرد.

بسیاری از شنیده های افراد و متعلمین جلسات قرآنی، برای ایشان مفید فایده نیست و کسب این علوم لاینفع منجر به پرخوری علمی افراد گشته است. نتیجه پرخوری علمی نیز عدم اتکاء به اندیشیدن و روش های تفکر خواهد شد. بسیاری از معلمین و اساتید قرآنی همواره تلاش دارند تا متعلمین خود را به درجه ای نائل کنند که وی بتواند با اتکاء به دانسته ها و مهارتهای اندوخته شده خویش، راه صحیح و ان شاءالله اصح را تشخیص دهد. لذا برای رسیدن به این جایگاه علمی که حاصل تلاش، ممارست و کسب تجارب گوناگون می باشد، راه، روش و مقدماتی لازم است. این موضوع علمی از خلاءهای جدی موجود در جلسات و کلاس های قرآنی ما می باشد. غالب کلاس هایی که تحت عنوان تربیت مربی، تربیت مدرس، تربیت معلم و …. نیز برگزار می شود تحت این عنوان علمی برگزار می گردد. و البته در بسیاری از این جلسات، بعضاً افرادی به علم آموزی می پردازند که به مهارت قابل قبولی از تلاوت قرآن و آن رشته ای که در آن مشغول هستند دست نیافته اند. تعلیم فنون معلمی بدون اندوخته های مهارتی و عملی بدون تردید روند آموزش را مختل کرده و اثرگذاری یادگیری را کاهش خواهد داد. از طرفی معلم و مدرسی که تا حدودی  با فنون معلمی آشنا است ولی در مهارتهای عملی از توانایی کافی برخوردار نیست و بالعکس، نیز نمی تواند متعلمین خود را به جایگاه شناخت برساند. اما واقعیت آن است که بسیاری از مدرسین و معلمین عزیز قرآنی ما با بسیاری از فنون تدریس و معلمی نیز آشنا نیستند و با آن فاصله دارند و همین عدم آگاهی موجب شده است که غالب متعلمین قرآنی جلسات و کلاس های قرآنی ما به عمق آن چیزی که در حال فراگیری هستند پی نمی برند و سطحی نگر هستند. این افراد به مثابه دریای بسیار پهناور هستند که کیلومترها وسعت دارد ولی عمق این دریا در حد چند سانتی متر است. بسیار مهم است که این دریا ضمن گسترده بودن، از عمق چند متری نیز برخودار باشد. این گستردگی به مثابه اطلاعات و دانش هایی است که در این جلسات مطرح می شود ولی کمتر توجه می شود که آیا این علم و دانشی که به مخاطبین ارائه می شود، موجب عمق بخشیدن وی خواهد شد یا خیر؟ ما از این عمق بخشیدن ها و عمیق کردن ها تعبیر به شناخت علمی می کنیم.

⚜️⚜️ فلذا عوامل متعددی در جلسات قرآنی وجود دارد که مانع رسیدن به درجه و مرحله شناخت می گردد:
۱ – توجه بیش از حد به جنبه ای خاص از تلاوت و مهجور کردن سایر بخش های آن و لزوم کل نگری در مهارت. ارکان تلاوت مانند زنجیری بهم پیوسته هستند که ارتباطی ناگسستنی میان آنها وجود دارد و فاصله انداختن و یا جدانمودن آنها منجر به تخریب و بی معنا شدن رکن بعدی می شود.
۲ – عدم تعمیق بخشیدن به آگاهی ها و عدم تمسک به روش های آن
۳ – عدم بهره گیری از روش های ارزیابی و بازخورد علمی برای رسیدن به درجه تحلیل و ارزیابی
۴ – بهره گیری از روش های سنتی، شخصی نگری و تجارب
۵ – تعصب گرایی ناشی از ناآگاهی های بسیط
۶ – عدم کسب مهارتهای علمی و عملی کسب دانش و …
فلذا شناخت به مجموع حالت‌ها و فرآیندهای روانی و شناختی اطلاق می شود. شناخت (Cognition) معانی گوناگونی را در زمینه‌های مختلف به خود اختصاص داده است. در علم روان‌شناسی، منظور از شناخت، عملکردهای (functions) روان‌شناختی فرد مورد نظر می‌باشد.

⚜️⚜️ دو عامل مهم در مسئله شناخت نقش مهمی ایفا میکند:

? تفکر (به معنی اندیشیدن)
پیش از تفکر باید توجه کرد که دچار پرخوری علمی نشد. تفکر دارای روش ها و منش های خاصی است. صاحب نظران بیش از ۳۰ روش علمی برای نحوه تفکر ارائه نموده اند. قرآن کریم نیز از روش های مختلف تفکر استفاده نموده است که برای مطالعه بیشتر می توان به کتب روش های تفکر مراجعه نمود.

? استدلال به معنی دلیل خواستن، دلیل جستن، گواهی خواستن، دلیل آوردن، توصیف کردن

?? برای آگاهی بیشتر در زیر به اهم روش های استدلالی که توسط صاحب نظران ارائه شده است اشاره می گردد:
۱ – استدلال استنباطی
۲ – استدلال استقرایی
۳ – استدلال معکوس یا انتزاعی
۴ – استدلال قیاسی
۵ – استدلال عقل سلیم
۶ – استدلال غیریکنواخت
۷ – استدلال تمثیلی
۸ – استدلال اقترانی
۹ – استدلال شهودی

? ارکان شناخت علمی به ترتیب شامل موارد زیر می باشد:
۱ – احساسات – به این معنی که تحریک احساسات در وحله اول منجر به گرایش افراد به زیبایی ها می گردد. فعال کردن احساسات برای رسیدن به شناخت لازم است.
۲ – آموزش  (به معنی تعلیم و یاددهی) و بهره گیری از حواس پنجگانه
۳ – آگاهی به معنی کسب دانش ها برای رفع جهالت
۴ – درک (به معنی رسیدن به چیزی، فهم کردن) و آن به این معنی است که دانشجو به عواملی که منجر به پدید آمدن یک مهارت می شود پی ببرد. درک عوامل هر مهارتی با کسب آگاهی ها و دانش های مربوطه مقدور می گردد.
۵ – تولید (تولید به معنی پدید آوردن چیزی از چیز دیگر) که ما تعبیر به خلاقیت و خلق هنر و مهارت می کنیم
۶ – تولید زبان (به معنی وسیله ابراز معانی و مقاصد) – تولید زبان به معنی تولید و خلق ابراز مهارتها و علوم فراگرفته شده هر فرد است. هدف و جنبه نهایی و عملی شناخت علمی، تولید زبان در افراد است. برای تولید زبان نیازمند کسب دانش و علوم مختلف هستیم. لذا باید توجه کرد که برای تولید زبان دچار پرخوری علمی نگردیم زیرا این درجه علمی و عملی با پرخوری میسور و مقدور نیست.

? ? و اما در خاتمه به طور خلاصه مؤلفات ساختاری مسئله شناخت اشاره می گردد. لازم به ذکر است که هر کدام از موارد زیر دارای توضیحات مخصوص به خود است که ان شاءالله در نوشتار بعدی به آن خواهم پرداخت.
۱ – توصیف
۲ – اکتساب
۳ – ذخیره سازی
۴ – تبدیل
۵ – مصرف و بکارگیری دانش

? موفق باشید – محمدکاکاوند


Scroll Up