جمعه, ۲۶ شهریور , ۱۴۰۰ - الجمعة 10 صفر 1443 - Friday, 17 September , 2021

ویژگى های روایت ‏حفص

یگانه قرائتى که داراى سندى صحیح و با پشتوانه جمهور مسلمین استحکام‏ یافته،قرائت‏ حفص است.این قرائت در طى قرون پى در پى تا امروز هم‏واره میان‏ مسلمانان متداول بوده و هست و تداول آن به چند سبب بر می گردد:

۱- سبب اول،همان است که قبلا به آن اشاره شد. در واقع روایت حفص همان‏ قرائت عامه مسلمانان است زیرا حفص و استاد او عاصم شدیدا به آن چه که باقرائت عامه و روایت صحیح و متواتر میان مسلمانان موافق بود،پاىبند بودند. این ‏قرائت را عاصم از شیخ خود ابو عبد الرحمان حبیب سلمى و او از امام‏ علی علیه السلام اخذ کرده است و على علیه السلام به هیچ قرائتى جز آن چه با نص اصلى وحى که میان مسلمانان ‏از پیامبر صلى الله علیه و آله متواتر بوده قرائت نمى‏ کرده است.این قرائت را عاصم به شاگرد خود حفص آموخته است. از این ‏رو در تمامى ادوار تاریخ مورد اعتماد مسلمانان قرار گرفت و این اعتماد عمومى صرفا از این جهت ‏بوده است که با نص اصلى و قرائت‏ متداول توافق و تطابق داشته است. نسبت این قرائت نیز به حفص، به این معنانیست که این قرائت مبتنى بر اجتهاد حفص است، بلکه این یک نسبت رمزى است‏ براى تشخیص این قرائت و قبول روابت حفص،به معنا قبول قرائتى است که حفص‏ اختیار کرده و پذیرفته است،زیرا این قرائت از روز نخست‏ بین مسلمانان متواتر و متداول بوده است.

۲- عاصم در بین قراء،معروف به خصوصیات و خصلت‏هایى ممتاز بوده که ‏شخصیتى قابل توجه به او بخشیده است.وى ضابطى بى‏نهایت استوار و در اخذ قرآن از دیگران بسیار محتاط بوده است،لذا قرائت را از کسى غیر از ابو عبد الرحمان‏ سلمى که از على علیه السلام فرا گرفته بود،اخذ نمى‏کرد و آن را بر زر بن حبیش که قرائت را از ابن مسعود آموخته بود عرضه مى‏کرد.

ابن عیاش مى‏گوید: عاصم به من گفت: هیچ کس جز ابو عبد الرحمان،حرفى از قرآن را براى من قرائت نکرد و من هر وقت که از پیش وى باز مى‏گشتم،مسموعات‏ خود را درباره قرآن به زر بن حبیش عرضه مى‏کردم.ابو عبد الرحمان نیز قرائت را از على علیه السلام و زر بن حبیش از عبد الله بن مسعود اخذ کرده بودند» (۱) .از این جهت است که‏ به تعبیر ابن خلکان: عاصم در قرائت یگانه مورد عنایت و توجه بوده است‏» (۲) .به ‏این ترتیب در تمام دوره ‏هاى تاریخ، قرائت عاصم قرائتى بوده که بر همه قرائت‏ها ترجیح داشته و بین عامه مسلمانان رواج داشته و همگان بدان توجه داشته‏ اند.

قاسم بن احمد خیاط (متوفاى ۲۹۲) که از افراد حاذق و مورد وثوق بود،در قرائت عاصم،امام به شمار مى‏ آید و از این جهت مردم اتفاق بر آن داشتند تا قرائت او را بردیگر قرائت‏ها ترجیح دهند (۳). در ابتداى قرن چهارم،در جلسه قرائت ابن مجاهد قارى بغداد،پانزده تن‏ متخصص قرائت عاصم وجود داشته است و ابن مجاهد تنها قرائت عاصم را به آنان‏ تعلیم مى‏داد (۴) .نفطویه ابراهیم بن محمد (متوفاى ۳۲۳) که پنجاه سال آموزش ‏قرائت را به عهده داشت، هر وقت که جلسه خود را آغاز مى‏کرد،قرآن را به قرائت ‏عاصم مى‏خواند و پس از آن به قرائت‏هاى دیگر مى ‏پرداخت (۵) .

امام احمد بن حنبل نیز قرائت عاصم را بر دیگر قرائت‏ها ترجیح مى‏داد، زیرامردم کوفه که اهل علم و فضیلت ‏بودند،قرائت عاصم را پذیرفته بودند (۶) .همانطور که ذهبى نقل کرده است:<احمد بن حنبل گفته است: عاصم مورد وثوق بود و من قرائت او را اختیار کرده‏ ام‏» (۷) .

لذا تمام ائمه قرائت کوشش کرده‏ اند تا اسناد قرائت‏ خود را به عاصم به روایت‏ حفص متصل کنند. امام شمس الدین ذهبى مى‏گوید:<بالاترین چیزى‏ که براى ما به وقوع پیوست ‏به دست آوردن قرائت قرآن عظیم از طریق عاصم است‏».

او سپس اسناد خود را متصلا تا حفص نقل مى‏کند که او از عاصم و عاصم ازابو عبد الرحمان سلمى و وى از على علیه السلام و از زربن حبیش و او از ابن مسعود گرفته واین دو (على و ابن مسعود) آن را از پیامبر صلى الله علیه و آله اخذ کرده و پیامبر صلى الله علیه و آله نیز به واسطه‏ جبرئیل از خداوند گرفته است (۸) .

از این ‏رو،همواره بزرگان و شاخص‏هاى فقهاى امامیه،قرائت عاصم به روایت ‏حفص را ترجیح داده و برگزیده‏ اند،زیرا آن را یگانه قرائت‏ برتر و مطابق با لهجه ‏فصیح قریش که قرآن بر وفق آن نازل گشته مى‏ دانستند که عرب و مسلمانان بر آن‏ توافق دارند.

دانش‏مند بزرگ و مجاهد ابو الحسن ثابت‏بن اسلم حلبى،از شاگردان برجسته ‏تقى الدین ابو الصلاح حلبى و جانشین او در آن دیار، که حدود سال(۴۶۰)به درجه‏ رفیع شهادت نائل گشت، کتابى ارزنده در ترجیح و توجیه قرائت عاصم نگاشته و روشن ساخته که قرائت او همان قرائت قریش است (۹) .

نیز ابو جعفر رشید الدین محمد بن على بن شهر آشوب(متوفاى ۵۸۸)در کتاب‏پر ارج خود<المناقب‏»گوید:<عاصم قرائت را از ابو عبد الرحمان سلمى فرا گرفته،که‏ او نیز قرائت تمامى قرآن را از على امیر مؤمنان علیه السلام دریافت نموده و اضافه مى‏کند فصیح ‏ترین قرائات،قرائت عاصم است،زیرا از ریشه آن فرا گرفته و هر آن چه‏ دیگران کج رفته ‏اند،او راه استوار را انتخاب نموده است‏» (۱۰) .

هم چنین فقیه گرانمایه ابو منصور جمال الدین حسن بن یوسف،ابن مطهر علامه حلى(متوفاى ۷۶۲)در کتاب‏<المنتهى‏»گوید: <بهترین قرائت‏ها نزد من قرائت‏ عاصم است‏» (۱۱) .

قارى بزرگ قدر عماد الدین استر آبادى-از علماى قرن نهم-کتابى در خصوص ‏قرائت عاصم نوشته و سند خود را به او بیان داشته است.این رساله در این باب‏ یگانه است و براى دختر شاه طهماسب صفوى نگاشته و در خاتمه آن،آن چه را که‏ از شاطبى در قصیده شاطبیه ‏اش فوت شده، یادآور شده و استدراک نموده است (۱۲) .

معلم و قارى بزرگ مصطفى فرزند محمد ابراهیم تبریزى، مقیم مشهد مقدس که‏ در قرن یازده مى‏ زیسته (ولادت وى به سال ۱۰۰۷ بوده) رساله ‏اى ارزنده در اسناد قرائت عاصم تالیف نموده است (۱۳) .خلاصه،کتب فراوان و متعددى بر دست‏ بزرگان ‏علما درباره ارزش قرائت عاصم به رشته تحریر در آمده و هم‏واره دانش مندان با جمهور مسلمین در بها دادن به قرائت عاصم هم دوش و هم صدا بوده‏ اند،که بر اهمیت‏شان این قرائت دلالت دارد. علاوه بر مزایاى دیگر که شرح آن رفت.

۳- از طرف دیگر،حفص که قرائت عاصم را در مناطق مختلف رواج داده به‏ انضباط و استوارى شایسته‏ اى معروف بود و از این جهت همه مسلمانان علاق‏مند بودند تا قرائت عاصم را به خصوص از وى اخذ کنند. علاوه بر آن که حفص، اصحاب عاصم نسبت ‏به قرائت او بوده و در حفظ و ضبط قرائت عاصم بر ابوبکر بن عیاش،هم ردیف خود،پیشى گرفته بود (۱۴) .

ابو عمرو دانى گوید:<حفص کسى است که قرائت عاصم را براى مردم تلاوت‏ مى‏کرد و در ترویج آن مى‏کوشید. او در بغداد و در مکه به آموزش قرائت عاصم‏ همت گماشت‏» (۱۵) .

ابن المنادى گفته است:<پیشینیان حفص را در حفظ و ضبط قرآن برتر ازابن عیاش مى‏دانستند و او را به ضبط کامل قرائتى که از عاصم آموخته بود،توصیف کرده ‏اند» (۱۶) .

شاطبى درباره وى مى‏گوید:<و حفص و بالاتقان کان مفضلا (۱۷) ،حفص به جهت‏ دقت و اتقان در قرائت،برتر از دیگران شمرده مى‏شد».

ارباب نقد و تحقیق روایت‏ حفص را از عاصم روایتى صحیح مى‏دانند.ابن معین‏ گوید:<روایت صحیحى که از قرائت عاصم باقى است، روایت‏ حفص بن سلیمان است‏» (۱۸) .

با این کیفیت،قرائتى که بین همه مسلمانان رواج یافت،قرائت عاصم از طریق‏ حفص است.

۴- علاوه بر آن اسناد حفص در نقل قرائت عاصم از على امیر المؤمنین علیه السلام،اسنادى صحیح و عالى است که در دیگر قرائت‏ها نظیر ندارد،زیرا:

اولا عاصم قرائت را به طور کامل از احدى غیر از شیخ و استاد خود ابو عبد الرحمان سلمى اخذ نکرده که شخصیتى بزرگ و موجه به شمار مى ‏آمد و اگر عاصم این قرائت را بر دیگرى عرضه کرده است صرفا براى حصول اطمینان‏ بوده است.

ابن عیاش مى‏گوید:<عاصم بن من گفت:احدى حرفى از قرآن را براى من قرائت ‏نکرد،مگر ابو عبد الرحمان سلمى که قرآن را از على علیه السلام اخذ کرده است.من موقعى‏ که از نزد ابو عبد الرحمان باز مى‏ گشتم،آن چه را که فرا گرفته بودم بر زربن حبیش که‏ قرائت را از عبد الله بن مسعود اخذ کرده بود،عرضه مى‏کردم‏» (۱۹) .

ثانیا هیچ گاه عاصم با استاد و شیخ خود ابو عبد الرحمان سلمى مخالفت‏ نورزید،زیرا یقین داشت آن چه را از او فرا گرفته،دقیقا همان است که او از على علیه السلام ‏فرا گرفته است. عاصم در اینباره گوید:<من در قرائت هیچ اختلافى باابو عبد الرحمان سلمى نداشتم و در هیچ مورد با قرائت او مخالفت نورزیدم،زیرا به یقین مى‏دانستم که ابو عبد الرحمان سلمى نیز در هیچ موردى با قرائت على علیه السلام ‏مخالفت نورزیده است‏» (۲۰) .

ثالثا عاصم اختصاصا اسناد طلایى و عالى قرائت‏ خود را به ربیب خود حفص (۲۱) منتقل کرده و نه به هیچ کس دیگر! و این فضیلت‏ بزرگى است که تنها حفص در بین ‏دیگر قراء،بدان ممتاز است.این همان شایستگى ویژه است که براى حفص فراهم ‏آمد تا مسلمانان به او روى آورند و تنها قرائت او را بپذیرند. حفص مى‏گوید:<عاصم‏ به من گفت: قرائتى را که به تو آموختم،همان قرائتى است که از ابو عبد الرحمان‏ سلمى اخذ کرده ‏ام و او عینا از على علیه السلام فرا گرفته است و قرائتى را که به ‏ابوبکر بن عیاش آموختم، قرائتى است که بر زربن حبیش عرضه کرده‏ ام و او از ابن مسعود اخذ کرده بود» (۲۲) .

——————————————————————————–

۱- ذهبى،معرفه القراء الکبار،ج ۱،ص ۷۵٫

۲- وفیات الاعیان،ج ۳،ص ۹،شماره ۳۱۵٫

۳- ابن الجزرى،الطبقات،ج ۲،ص ۱۱٫

۴- ذهبى،معرفه القراء الکبار،ج ۱،ص ۲۱۷٫

۵- ابن حجر،لسان المیزان،ج ۱،ص ۱۰۹٫

۶- ابن حجر،تهذیب التهذیب،ج ۵،ص ۳۹٫

۷- ذهبى،میزان الاعتدال،ج ۲،ص ۳۵۸٫

۸- معرفه القراء الکبار،ج ۱،ص ۷۷٫

۹- به نقل از<صفدى‏».ر.ک:ذهبى،سیر اعلام النبلاء،ج ۱۸،ص ۱۷۶،شماره ۹۲ پاورقى شماره ۱ و نیز مقدمه‏کتاب‏<الکافى‏»ص ۱۸ عاملى،و اعیان الشیعه،ج ۴،ص ۷،ستون ۲٫سید عاملى نسبت کتاب یاد شده را به وى ازذهبى نقل مى‏کند.

۱۰- مناقب آل ابى طالب،ج ۲،ص ۴۳٫

۱۱- منتهى المطلب،چاپ سنگى،ج ۱،ص ۲۷۳،فرع ششم.

۱۲- ر.ک:تهرانى،الذریعه،ج ۱۷،ص ۵۵،شماره ۳۰۴٫

۱۳- همان،ج ۱۲،ص ۲۳۶،شماره ۱۵۴۲٫

۱۴- ابن الجزرى،طبقات القراء،ج ۱،ص ۲۵۴٫

۱۵- همان.

۱۶- النشر فى القراءات،ج ۱،ص ۱۵۶٫

۱۷- شرح الشاطبیه(سراج القاری‏ء)،ص ۱۴٫

۱۸- النشر فى القراءات،ج ۱،ص ۱۵۶٫

۱۹- معرفه القراء الکبار،از ذهبى،ج ۱،ص ۷۵٫

۲۰- همان و الطبقات،ج ۱،ص ۳۴۸٫

۲۱- حفص،فرزند همسر عاصم و در دامن وى پرورش یافته بود.

۲۲- ابن الجزرى،طبقات القراء،ج ۱،ص ۳۴۸٫

علوم قرآنى صفحه ۲۳۵