دوشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۰ - الإثنين 13 صفر 1443 - Monday, 20 September , 2021

نکته ای از کارگاه تخصصی هنر تلاوت ۱۳۹۸/۵/۲۵

🔴 نکته ای از کارگاه تخصصی هنر تلاوت

در بحث القاء معنا در تلاوت قرآن کریم مسائل مختلفی مطرح است. در ذیل به چند مؤلفه مهم اشاره می گردد:

القاء به معنی نزدیک شدن دو چیز است. کلمه ملاقات نیز از مشتقات این کلمه می باشد. القاء زمانی اتفاق می افتد که زبان مشترک وجود داشته باشد. القاء موجب مؤانست می شود و اگر مؤانستی وجود ندارد، ریشه در عدم فهم است. در القاء معنی باید میان گوینده و شنونده زبان مشترکی وجود داشته باشد تا فهم مورد نظر حاصل شود و این اولین قدم در مؤانست با کلام است. در القاء باید فرستنده پیام و گیرنده پیام با یکدیگر سنخیت و نقطه مشترک داشته باشند. برای مثال اگر قاری با مفهوم آشنا باشد ولی شنونده آشنا نباشد، القاء به معنی واقعی اتفاق نمی افتد و بالعکس.
همچنین عدم اتکاء به علائم وقف و شناخت مواضع ابتدا بسیار لازم است و در قرائت تحقیق اصل بر فهم کلام است نه قرائت بر اساس علائم. رسالت قرائت تحقیق، تفهیم مفاهیم است که متکی بر علائم نیست. البته علائم در فهم مطلب کمک می کند و ابزاری است برای فهم بهتر مطلب.
شناخت جمله بندی عبارات و در قدم بعدی توجه به جمله بندی خاص که به دنبال آن توجه خاص شنونده ایجاد می شود از موضوعات مهم القاء می باشد. توجه به اصل تکرار که تحت عنوان اصل نکوص نیز شناخته می شود، در این مقوله بسیار لازم و ضروری است. تکرار از اصول القاء معنی و هنر خوانندگی است. نکوص در تلاوت با تأسی از موسیقی عرفانی و به شکل هدفمند انجام می شود و صِرف انجام نکوص دلیل انجام القاء معنی نیست. رعایت آکسانها نیز در القاء معنا بسیار مهم هستند. آکسانها بار معنایی دارند و ابزار مفهومی هستند لذا بر این اساس اگر کاربری آکسانها برای مفهوم و مطلب خاصی باشد و در اجرای آن از سایر فنون مانند تکرار نیز استفاده شود اثر بیشتری خواهد گذاشت. به این کیفیت استفاده از آکسانها، لهجه عبقری می گویند.

 

🌕 مطرح شده در کارگاه تخصصی هنر تلاوت روز جمعه مورخ ۹۸/۵/۲۵
✏️ محمدکاکاوند

****

ملحوظه من فن التلاوه المتخصص

هناک قضایا متنوعه فی مناقشه استحثاث المعنى فی تلاوه القرآن الکریم. فیما یلی بعض المکونات المهمه:

الاستقراء یعنی الاقتراب من شیئین. کلمه “الاجتماع” مشتقه من هذه الکلمه. یحدث الاستقراء عندما تکون هناک لغه مشترکه. یتسبب الاستقراء فی ظهور مظاهر ، وإذا لم یکن هناک مظهر ، فهو متجذر فی سوء الفهم. فی إحداث المعنى یجب أن تکون هناک لغه مشترکه بین المتحدث والمستمع من أجل تحقیق الفهم المنشود ، وهذه هی الخطوه الأولى فی تعلم الکلمه. فی الاستقراء ، یجب أن یکون بین مرسل الرساله ومتلقی الرساله قواسم مشترکه مع بعضها البعض. على سبیل المثال ، إذا کان القارئ على درایه بالمفهوم ولکن المستمع لیس مألوفًا ، فإن الاستقراء لا یحدث بالمعنى الحقیقی ، والعکس صحیح.
کما أن عدم الاعتماد على علامات الوقف والتعرف على المواقف ضروری جدًا فی البدایه ، وفی قراءه البحث یعتمد المبدأ على فهم الکلمه ولیس القراءه بناءً على العلامات. مهمه قراءه البحث هی فهم المفاهیم التی لا تعتمد على العلامات. بالطبع ، تساعد العلامات على فهم المحتوى وهی أداه لفهم المحتوى بشکل أفضل.
یعد فهم صیاغه العبارات ، وفی الخطوه التالیه ، الانتباه إلى الصیاغه المحدده ، التی یتبعها اهتمام خاص من المستمع ، أحد القضایا المهمه للاستقراء. الانتباه إلى مبدأ التکرار ، والذی یُعرف أیضًا بمبدأ التکرار ، ضروری جدًا فی هذه الفئه. التکرار هو أحد مبادئ استحثاث المعنى وفن الغناء. یتم إجراء Nekus فی التلاوه بتأسیس موسیقى صوفیه وبطریقه هادفه ، ومجرد Nekus لیس سببًا لتحریض المعنى. تعتبر مراعاه المحاور أیضًا مهمه جدًا فی إحداث المعنى. تحتوی المحاور على حمل دلالی وهی أدوات مفاهیمیه ، وبالتالی ، إذا کان استخدام المحاور لمفهوم ومحتوى معینین ، وتم استخدام تقنیات أخرى مثل التکرار فی تنفیذها ، فسیکون لها تأثیر أکبر. تسمى هذه النوعیه فی استخدام المحاور باللهجه الأبقریه.

قدم فی الورشه المتخصصه بفن التلاوه یوم الجمعه ۲۵/۵/۹۸
محمدکاکاوند